1. It'should follow corresponding condition of substantiality and formality the manuscripts enter the fast passage.
[ترجمه ترگمان]این امر باید مطابق با شرایط مربوط به substantiality و تشریفاتی باشد که نسخه های خطی وارد راهرو سریع می شوند
[ترجمه گوگل]این باید شرایط متناظر با اصالت و قالب بندی را دنبال کند که نسخ خطی آنها را به پاس سریع می رساند
2. We should keep the phenomenological attitude substantiality of meanings, as well substantiality of matters.
[ترجمه ترگمان]ما باید رفتار پدیده شناسی را به عنوان بخشی از اهمیت حفظ کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید نگرش پدیده شناختی معقول بودن، و همچنین اهمیت موضوع را حفظ کنیم
3. This dimension is the one of substantiality, i . e . the individual.
[ترجمه ترگمان]این ابعاد یکی از استحکام است، من E شخص را
[ترجمه گوگل]این بعد یکی از مباحثه است e فرد
4. HAVE BEEN CAME INTO A STANDARDIZATION ECONOMY SUBSTANTIALITY OF DRESS RESEARCH AND DESIGN, MANUFACTURE AND TRAD.
[ترجمه ترگمان]با طرح و طرح و طراحی لباس، تولید و تولید لباس، به یک اقتصاد STANDARDIZATION تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]تحقق اهداف اقتصادی تحقیق و طراحی، تولید و تجارت را در معرض اهمیت قرار داده است
5. The dissertation deems that the study of architectural aesthetic conception are paying more attention to "virtual" and "immateriality", rather than "reality" and "substantiality".
[ترجمه ترگمان]این مقاله فرض می کند که مطالعه مفهوم زیبایی شناسی معماری به جای \"واقعیت\" و \"substantiality\" توجه بیشتری به \"مجازی\" و \"immateriality\" دارد
[ترجمه گوگل]در این مقاله می بینیم که مطالعه ی مفهوم زیباشناختی معماری بیشتر به 'مجازی' و 'غیر مادی بودن' توجه می کند، نه 'واقعیت' و 'حقیقت'
6. The modern instructional environment consists of two factors : substantiality and function character.
[ترجمه ترگمان]محیط آموزشی مدرن متشکل از دو عامل است: substantiality و شخصیت عملکردی
[ترجمه گوگل]محیط آموزشی مدرن متشکل از دو عامل بودن و کارکرد شخصیت است
7. A certificate issued by a duly authorized manager of the buyer from the issuing date stating the avowal and warrant substantiality to be reality and accurate.
[ترجمه ترگمان]یک گواهی نامه صادر شده توسط یک مدیر با صلاحیت مجاز خریدار از تاریخ صدور حکم اعتراف و صدور حکم به واقعیت و دقیق را بیان می کند
[ترجمه گوگل]یک گواهی صادر شده توسط یک مدیر صلاحیتدار خریدار از تاریخ صدور حکم اظهارنظر مبنی بر اطمینان و حصول اطمینان برای واقعیت و دقیق بودن
8. The vague contour of Jay Gatsby had filled out to the substantiality of a man.
[ترجمه ترگمان]تصویر مبهم و مبهم جی گتسبی با استحکام یک مرد پر شده بود
[ترجمه گوگل]کانون مبهم جی گاتسبی به ضرورت یک مرد پر شده بود
9. The standards of good law consist of two aspects : standards in form and standards in substantiality.
[ترجمه ترگمان]استانداردهای قانون خوب شامل دو جنبه است: استانداردها در شکل و استانداردهای در substantiality
[ترجمه گوگل]استانداردهای قانون خوب شامل دو جنبه استاندارد در قالب و استانداردهای قابل اعتماد است