کلمه جو
صفحه اصلی

sultry


معنی : داغ، شرجی، خیلی گرم ومرطوب
معانی دیگر : گرم و مرطوب، پرشور، شهوانی، آتشی، پر تب وتاب، شهوت انگیز، بسیار گرم، سوزان، مستهجن، زشت، قبیح، ناپسند، سخت، داه، خفه

انگلیسی به فارسی

شرجی، خیلی گرم ومرطوب، سخت، داغ، خفه


مرطوب، شرجی، داغ، خیلی گرم ومرطوب


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: sultrier, sultriest
مشتقات: sultrily (adv.), sultriness (n.)
(1) تعریف: uncomfortably hot and humid.
مترادف: muggy, sticky, sweltering
متضاد: refreshing
مشابه: hot, humid, oppressive, stifling

- It was a sultry afternoon and sweat poured down his cheeks.
[ترجمه ترگمان] بعد از ظهر گرم و سوزان بود و عرق از گونه هایش سرازیر می شد
[ترجمه گوگل] بعد از ظهر سرد و عرق ریختن گونه هایش بود

(2) تعریف: inspiring sensual attraction.
مترادف: alluring, seductive, sensual
مشابه: erotic, provocative, sexy, torrid

- Her sultry movements made him stare.
[ترجمه ترگمان] صدای گرم و سوزان او باعث شد به او خیره شود
[ترجمه گوگل] حرکات پر حرارت او را خیره کرد

• hot and humid, stifling; extremely hot; sensuous
sultry weather is unpleasantly hot and humid.
if you describe the way a person looks as sultry, you mean that they are attractive in a way that suggests hidden passion.

مترادف و متضاد

داغ (صفت)
scorching, hot, sultry, warmish

شرجی (صفت)
sultry

خیلی گرم ومرطوب (صفت)
sultry

hot and humid


Synonyms: baking, broiling, burning, close, hot, mucky, muggy, oppressive, red-hot, scorching, sizzling, smothering, soggy, sticky, stifling, stuffy, suffocating, sweltering, sweltry, torrid, wet


Antonyms: cool, dry


sensuous


Synonyms: desirable, erotic, heavy, hot, lurid, passionate, provocative, seductive, sexy, steamy, voluptuous, X-rated


Antonyms: cold, cool, frigid, ugly, unappealing


جملات نمونه

1. sultry deserts
صحراهای سوزان

2. sultry weather
هوای شرجی

3. sultry words
کلمات قبیح

4. a sultry actress
هنر پیشه ی شهوت انگیز

5. The weather was still very heavy and sultry.
[ترجمه ترگمان]هوا هنوز گرم و شرجی بود
[ترجمه گوگل]آب و هوا هنوز بسیار سنگین و پر حرارت بود

6. The sultry weather in the tropics encourages tourists to lead an indolent life.
[ترجمه ترگمان]هوای شرجی در مناطق استوایی، گردشگران را تشویق می کند تا زندگی تنبل خود را ازسر بگیرند
[ترجمه گوگل]آب و هوای مرطوب در مناطق گرمسیری گردشگران را تشویق می کند که یک زندگی شوم را رهبری کنند

7. My mind travelled back to a hot sultry day in the little town.
[ترجمه ترگمان]ذهنم به یک روز گرم و گرم در شهر کوچک بازگشت
[ترجمه گوگل]ذهنم به یک روز گرم در شهر کوچکی سفر کرد

8. The climax came one sultry August evening.
[ترجمه ترگمان]یک شب گرم و سوزان اوت به اوج رسید
[ترجمه گوگل]اوج نواختن یک ماه اوت است

9. She threw Carlo a sultry glance.
[ترجمه ترگمان]نگاهی گرم و سوزان به او انداخت
[ترجمه گوگل]او کارلو را پرتلاطم نگاه کرد

10. This talented five-piece pours a sweet and sultry mix of original torch melodies with a twist of crisp and snappy swing sounds.
[ترجمه ترگمان]این پنج قطعه با استعداد، ترکیبی شیرین و گرم از ملودی های اصلی را با چرخش تند و تند به صدا در می آورد
[ترجمه گوگل]این پنج قطعه با استعداد، ترکیبی شیرین و پر از ملودی های مشعل اصلی را با پیچ و تاب و صداهای نوک تیز و صاف می سازد

11. Forecasters said the weather was set to remain sultry and oppressive today, with temperatures in the 70s but little sun.
[ترجمه ترگمان]پیش بینی ها حاکی از آن است که هوا امروز گرم و خفقان آور است و دما در حدود ۷۰ درجه اما آفتاب کمی دارد
[ترجمه گوگل]پیش بینی شدگان اعلام کرده اند که امروز آب و هوای باقی مانده و مبرمی باقی خواهد ماند و دمای هوا در 70 سالگی، اما خورشید کم است

12. It reminded us of our sultry Sunday afternoons in El Salvador.
[ترجمه ترگمان]این موضوع ما را به یاد بعدازظهرهای یکشنبه در آل سالوادور می انداخت
[ترجمه گوگل]این یکشنبه بعدازظهر یکشنبه در السالوادور ما را یادآوری کرد

13. The weather was still heavy and sultry, the promised storm still not having broken.
[ترجمه ترگمان]هوا هنوز سنگین و شرجی بود و طوفان به طور قطع هنوز شکسته نشده بود
[ترجمه گوگل]آب و هوا هنوز هم سنگین و پر حرارت بود، طوفان وعده داده شده هنوز شکسته نشده است

14. As sultry as a sweltering day in August.
[ترجمه ترگمان]مثل روز گرم ماه اوت
[ترجمه گوگل]همانطور که در ماه اوت به عنوان یک روز پر سر و صدا پرطرفدار است

15. From sultry crooners to hillbilly boogie, Case's voice always sounds at home in her material.
[ترجمه ترگمان]از sultry گرم و سوزان به موسیقی جنگلی، صدای Case همیشه در خانه به گوش می رسد
[ترجمه گوگل]صدای Case از صدای خواننده های خجالتی به بوی هیلبلی، همیشه در خانه اش به نظر می رسد

sultry weather

هوای شرجی


a sultry actress

هنرپیشه‌ی شهوت‌انگیز


sultry deserts

صحراهای سوزان


sultry words

کلمات قبیح



کلمات دیگر: