کلمه جو
صفحه اصلی

submersion


معنی : فرو رفتگی در زیر اب
معانی دیگر : فرو رفتگی در زیر اب

انگلیسی به فارسی

فرو رفتگی در زیر اب


غواصی، فرو رفتگی در زیر اب


انگلیسی به انگلیسی

• act or process of being submersed, state of being submersed, immersion

مترادف و متضاد

فرورفتگی در زیر اب (اسم)
submersion

جملات نمونه

1. The fruit was preserved by submersion in alcohol.
[ترجمه ترگمان]میوه به وسیله غوطه وری در الکل حفظ شد
[ترجمه گوگل]این میوه توسط آب زیرزمینی در الکل نگهداری شد

2. During submersion, the paper fibres become thoroughly saturated with sizing.
[ترجمه ترگمان]در طی آن، فیبرهای کاغذی به طور کامل از اندازه اندازه گیری اشباع شده اند
[ترجمه گوگل]در طی فرو رفتن، الیاف کاغذ با اندازه گیری کاملا اشباع می شوند

3. Background Drowning is defined as death due to submersion in liquid.
[ترجمه ترگمان]غرق شدن پس زمینه به دلیل زیر آب رفتن در مایع، به عنوان مرگ تعریف می شود
[ترجمه گوگل]سابقه غرق شدن به معنای مرگ ناشی از فروپاشی در مایع است

4. After establishment of reservoir, some geological hazards as submersion behind dam, secondary salification and dam differential subsidence will happen probably.
[ترجمه ترگمان]پس از استقرار مخزن، برخی از خطرات زمین شناسی به عنوان زیر آب در زیر سد، salification ثانویه و فرونشست تفاضلی به احتمال زیاد رخ خواهد داد
[ترجمه گوگل]پس از ایجاد مخزن، بعضی از خطرات زمین شناسی به عنوان زیرخاکی پشت سد، خاک های ثانویه و فروپاشی دیفرانسیل سیل احتمالا اتفاق می افتد

5. This study employed moist stratification, submersion, and detached seed endocarp to investigate the degree of seed dormancy and the measures to break dormancy and to facilitate germination.
[ترجمه ترگمان]این مطالعه از stratification مرطوب، غوطه خوردن و endocarp دانه مجزا برای بررسی میزان نهفتگی دانه و تدابیر برای شکستن نهفتگی و برای تسهیل رویش استفاده می کند
[ترجمه گوگل]این مطالعه به منظور تعیین میزان شستشوی بذر و اقداماتی جهت شکستن خواب عمیق و تسهیل جوانه زنی، از شیب بندی مرطوب، غوطه وری و اندوکرپ جدا شده بذر استفاده شد

6. An unextinguished fire also contributed to the ship's submersion.
[ترجمه ترگمان]آتش unextinguished نیز به زیر آب رفتن کشتی کمک کرد
[ترجمه گوگل]آتش غیرقابل اجتناب نیز به فروپاشی کشتی کمک کرده است

7. In contrast, dolphins dive with only the gas in their system at the time of submersion.
[ترجمه ترگمان]در مقابل دلفین ها تنها با گاز در سیستم خود در زمان زیر آب شیرجه می روند
[ترجمه گوگل]در مقابل، دلفین ها در هنگام غوطه ور شدن تنها با گاز در سیستم خود فرو می روند

8. I had imagined that friendship meant giving up privacy, and closeness meant complete submersion in the other person.
[ترجمه ترگمان]تصور کرده بودم که دوستی به معنای ترک کردن حریم خصوصی است و به نظر من زیر آب و زیر آب است
[ترجمه گوگل]من تصور می کردم که دوستی به معنای رهایی از حریم خصوصی است، و نزدیکی به معنای کامل شدن غرق شدن در شخص دیگری است

9. Vetiveria zizanioides can survive after 5 months of complete submersion.
[ترجمه ترگمان]Vetiveria zizanioides پس از ۵ ماه کامل شدن در زیر آب به حیات خود ادامه می دهند
[ترجمه گوگل]Vetiveria zizanioides می تواند پس از 5 ماه از فرو رفتن کامل زنده بماند

10. The second variation formula of vertical energy functional for a submersion between Riemannian manifolds is calculated with a simple and direct manner.
[ترجمه ترگمان]فرمول واریانس دوم عملکرد انرژی عمودی برای یک زیر آب بین Riemannian Riemannian با یک روش ساده و مستقیم محاسبه می شود
[ترجمه گوگل]فرمول دوم تنوع عمودی انرژی عمودی برای غوطه ور شدن بین منیفولد های ریمان با روش ساده و مستقیم محاسبه می شود

11. They also measured pain perception and heart rate immediately following the submersion.
[ترجمه ترگمان]آن ها همچنین درک درد و ضربان قلب را بلافاصله بعد از زیر آب زیر آب اندازه گیری کردند
[ترجمه گوگل]آنها همچنین اندازه گیری درک درد و ضربان قلب را بلافاصله پس از فروپاشی اندازه گیری کردند

12. Various aspects receive the economical environment under the influence, the handset cannot avoid occurrence submersion tendency.
[ترجمه ترگمان]جنبه های مختلفی تحت نفوذ، محیط اقتصادی را دریافت می کنند، گوشی نمی تواند از وقوع گرایش به زیر آب اجتناب کند
[ترجمه گوگل]جنبه های مختلف محیط تحت تاثیر قرار می گیرند، گوشی نمی تواند گرایش غوطه ور شدن رخداد را از بین ببرد

13. Type 6 enclosures are intended for use indoors and out - doors where occasional submersion is encountered.
[ترجمه ترگمان]۶ محوطه محصور برای استفاده در داخل و بیرون در جایی که در آن گاه به گاه به زیر آب می روند، در نظر گرفته می شوند
[ترجمه گوگل]محوطه نوع 6 برای استفاده در داخل و خارج از محوطه ای است که در آن حوادث ناگهانی رخ می دهد

پیشنهاد کاربران

بمعنای "غوطه ورسازی" یک منطقه ست, در زمانی مثل ساختن یک سد

Submersion program=روش تدریسی که دانش اموز در معرض زبان قرار میگرد و ان را جذب میکند


کلمات دیگر: