کلمه جو
صفحه اصلی

sumptuous


معنی : گران، فاخر، مجلل، پرخرج، وعالی
معانی دیگر : پر هزینه، شایگان

انگلیسی به فارسی

مجلل، پرخرج، گران، وعالی


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: sumptuously (adv.), sumptuousness (n.)
• : تعریف: large, lavish, or splendid, esp. when created at great cost.
متضاد: plain
مشابه: grandiose, lavish, luxurious, palatial

- Our host served us a sumptuous five-course dinner.
[ترجمه ترگمان] میزبان ما برای ما یه شام پنج نفره مجلل درست کرد
[ترجمه گوگل] میزبان ما یک شام پنجطرفه ای شاد داشت
- The grand hotel's lobby was a sumptuous room.
[ترجمه ترگمان] سرسرای هتل گراند هتل یک اتاق مجللی بود
[ترجمه گوگل] لابی بزرگ هتل یک اتاق پر زرق و برق بود

• expensive, costly; magnificent, splendid, luxurious
something that is sumptuous is luxurious or magnificent, and obviously expensive.

مترادف و متضاد

گران (صفت)
dear, heavy, onerous, costly, exclusive, expensive, prohibitive, sumptuous, deluxe, prohibitory

فاخر (صفت)
fine, rich, excellent, distinguished, costly, sumptuous

مجلل (صفت)
luxuriant, stately, grand, imperial, magnificent, illustrious, sumptuous, deluxe, luxurious, plush, palatial, gorgeous, glorious, gala, plushy, royal, splendorous

پرخرج (صفت)
expensive, sumptuous

و عالی (صفت)
sumptuous

luxurious, splendid


Synonyms: awe-inspiring, beautiful, costly, dear, deluxe, elegant, expensive, extravagant, gorgeous, grand, grandiose, imposing, impressive, lavish, luscious, luxuriant, magnificent, opulent, out of this world, palatial, plush, pompous, posh, prodigal, profuse, rich, ritzy, splendiferous, superb, swank, ultra, upholstered


Antonyms: mean, poor, wanting


جملات نمونه

1. The guests turned up dressed in sumptuous evening gowns.
[ترجمه ترگمان]میهمانان با لباس های مجلل شبانه به تن کردند
[ترجمه گوگل]مهمانان لباس پوشیدن در لباس شب عجیب و غریب بودند

2. Johnson stared goggle-eyed at Kravis' sumptuous quarters.
[ترجمه ترگمان]جانسون با چشمانی پر زرق و برق به Kravis خیره مانده بود
[ترجمه گوگل]جانسون در فضاهای شگفت انگیز Kravis خیره شد

3. The interior is decorated in sumptuous reds and golds.
[ترجمه ترگمان]داخل کشور با قرمز و طلایی تزئین شده است
[ترجمه گوگل]داخلی تزئین شده در قرمز و طلای جادویی است

4. The celebrity guests turned up dressed in sumptuous evening gowns.
[ترجمه ترگمان]مهمانان مشهور لباس شب مجللی بر تن داشتند
[ترجمه گوگل]مهمانان مشهور در لباس شبانه مجلل لباس پوشیدند

5. The castle's great hall was decorated with sumptuous wall hangings.
[ترجمه ترگمان]سرسرای بزرگ قلعه با پرده های دیوار مجلل تزیین شده بود
[ترجمه گوگل]سالن بزرگ قلعه با دکوراسیون دیواری مجلل تزئین شده بود

6. The portraits and sumptuous ornaments, and the gold clock, show that this is not just any old front room.
[ترجمه ترگمان]تابلوهای مجلل و مجلل، و ساعت طلایی، نشان می دهند که این فقط یک اتاق قدیمی نیست
[ترجمه گوگل]پرتره و زیور آلات عجیب و غریب و ساعت طلایی نشان می دهد که این فقط یک اتاق جلو قدیمی نیست

7. After a sumptuous repast he asked the Mayor whether the gallows was prepared.
[ترجمه ترگمان]پس از یک غذای مجلل از شهردار پرسید که آیا چوبه دار آماده است یا نه
[ترجمه گوگل]پس از یک غذای پر زرق و برق خواسته شد که شهردار بخواهد که چشمه آماده شود

8. The days went soft as a sumptuous fog during this last season of isolated contentment we would enjoy.
[ترجمه ترگمان]روزه ای آخر، در این فصل آخرین باری که از آن لذت می بردیم، مه رقیق و باشکوه به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]این روزها در طول فصل گذشته غمخواری منحصر به فرد که از آن لذت می بریم، به عنوان یک مه مهجور نرم شد

9. This sumptuous bauble, appropriately named the Tor Abbey Jewel, was doubtless made for a wealthy patron.
[ترجمه ترگمان]این bauble مجلل، به نام the ابی، قطعا برای یک حامی ثروتمند ساخته شده بود
[ترجمه گوگل]این بی نظیر عجیب و غریب، به درستی نام تور Abbey Jewel، بدون شک ساخته شده برای یک مدافع ثروتمند بود

10. They were given a sumptuous tea and invited back any time they felt like coming.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک فنجان چای با شکوه به دست آوردند و هر بار که دلشان خواست آن ها را دعوت می کردند، به خانه دعوت شدند
[ترجمه گوگل]آنها یک چای پر زرق و برق داشتند و هر زمانی که احساس می کردند می آمدند دعوت می شدند

11. They will add a sumptuous air to your curtains, particularly when made up in soft, supple fabrics which drape beautifully.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک هوای باشکوه و مجلل را به پرده شما می بخشند، به خصوص هنگامی که با پارچه های نرم و انعطاف پذیر که به خوبی به دور می شوند، ساخته می شوند
[ترجمه گوگل]آنها یک پری دریایی را به پرده های خود اضافه خواهند کرد، به ویژه هنگامی که در پارچه های نرم و نرم که زیبایی را پوشانده اند ساخته شده است

12. And the sumptuous pictures will satisfy the most avid architectural enthusiast.
[ترجمه ترگمان]و این تصاویر مجلل، محبوب ترین علاقمندان به معماری را ارضا خواهند کرد
[ترجمه گوگل]و عکس های پر زرق و برق ترین مشتاق ترین معمار معمار را برآورده می کند

13. The sumptuous Guildhall will be the scene of several musical performances.
[ترجمه ترگمان]The مجلل، صحنه چندین نمایش موزیکال خواهند بود
[ترجمه گوگل]جادوگر جادوگر صحنه ای از نمایش های مختلف موسیقی خواهد بود

14. There is also a sumptuous leather-chaired billiard room.
[ترجمه ترگمان]یه اتاق بیلیارد ها هم هست
[ترجمه گوگل]همچنین یک اتاق بیلیارد جادار چرمی دارد

15. They starved to death with the sumptuous feast laid out before them.
[ترجمه ترگمان]با آن ضیافت مجلل که در برابرشان قرار گرفته بود، از گرسنگی می مردند
[ترجمه گوگل]آنها با جشن پر زرق و برق قبل از آنها، به مرگ کوبیدند

پیشنهاد کاربران

غزاهای پر زرق و برق


کلمات دیگر: