1. Her organization gave succour and strength to those who had been emotionally damaged.
[ترجمه ترگمان]سازمان او به کسانی که از نظر عاطفی آسیب دیده بودند کمک و قدرت می داد
[ترجمه گوگل]سازمان او به افرادی که به لحاظ عاطفی آسیب دیده بودند، کمک و قدرت می کرد
2. They give succour to the victims of war.
[ترجمه ترگمان]آن ها به قربانیان جنگ کمک می کنند
[ترجمه گوگل]آنها به قربانیان جنگ کمک می کنند
3. Helicopters fly in appalling weather to succour shipwrecked mariners.
[ترجمه ترگمان]Helicopters در هوای مخوف به کمک شکار دریانوردان shipwrecked پرواز می کنند
[ترجمه گوگل]هلیکوپترها در آب و هوای ناخوشایند پرواز می کنند تا دریانوردان کشتی خراب خراب شود
4. The speediest succour might avail to the preservation of his life.
[ترجمه ترگمان]سریع ترین راه ممکن است برای حفظ جان او مفید باشد
[ترجمه گوگل]کمک سریعتر ممکن است به حفظ زندگی او کمک کند
5. And to my succour flying, Come, Lord, and set me free!
[ترجمه ترگمان]و به کمک شما که به کمک من آمده اید، بیایید و مرا آزاد کنید
[ترجمه گوگل]و به کمک من کمک می کند، بیا، پروردگار، و من را آزاد!
6. There would be no succour for Benedict if - if!
[ترجمه ترگمان]اگر این کار را می کردم ممکن نبود که Benedict را از دست بدهم!
[ترجمه گوگل]اگر هیچکدام از طرفداران نسلکشی نمی توانستند، اگر وجود داشته باشند!
7. My tender talent needed the succour of northern light.
[ترجمه ترگمان]استعداد tender به کمک نور شمال نیاز داشت
[ترجمه گوگل]استعداد من برای من، کمک به نور شمال است
8. Succour of the weak, fulfil my one desire!
[ترجمه ترگمان]فقط آرزوی من این است که این آرزو را برآورده سازم
[ترجمه گوگل]Succor از ضعیف، تکمیل یک میل من است
9. The damaged investors do not get law succour.
[ترجمه ترگمان]سرمایه گذاران آسیب دیده به کمک قانون کمک نمی کنند
[ترجمه گوگل]سرمایه گذاران آسیب دیده کمک قانونی دریافت نمی کنند
10. Hatred with friend is succour to foe.
[ترجمه ترگمان]تنفر از دوست به کمک دشمن است
[ترجمه گوگل]نفرت با دوستان کمک به دشمن است
11. Chapter V Succour Measures and Legal Liability.
[ترجمه ترگمان]فصل پنجم اقدامات قانونی و مسیولیت قانونی
[ترجمه گوگل]فصل V Succor اقدامات و مسئولیت های حقوقی
12. Gates turned for succour to his frist love overseeling software development.
[ترجمه ترگمان]گیتس به دنبال کمک به توسعه نرم افزار overseeling love شد
[ترجمه گوگل]گیتس برای کمک به برنامه های توسعه نرم افزاری خود، به توسعه نرم افزار تبدیل شده است
13. Franklin Roosevelt's New Deal promised security and succour to those in need.
[ترجمه ترگمان]طرح جدید فرانکلین روزولت به تامین امنیت و کمک به افراد نیازمند کمک کرد
[ترجمه گوگل]معاهده جدید فرانکلین روزولت قول داد امنیت و کمک به کسانی که نیاز دارند
14. Other reforms give some succour to those seeking to reduce animal suffering.
[ترجمه ترگمان]برخی اصلاحات به کسانی کمک می کنند که به دنبال کاهش درد و رنج حیوانات هستند
[ترجمه گوگل]اصلاحات دیگر به کسانی که به دنبال کاهش رنج های حیوانی هستند کمک می کند
15. Sanctions breed fear and resignation in precisely the quarters they are meant to succour.
[ترجمه ترگمان]تحریم ها به طور دقیق ترس و استعفای خود را به همراه دارند که هدف از آن ها کمک به حمایت از آن ها است
[ترجمه گوگل]تحریم ها ترس و استعفای را به طور دقیق در چهارچوب هایی که به آنها کمک می کنند، ترویج می دهند