1. Stir in the suet, herbs and enough cold water to make a soft dough.
[ترجمه ترگمان]در زمینه روغن، گیاهان و آب سرد کافی بریزید تا خمیر نرم ایجاد کنید
[ترجمه گوگل]مخلوط را در مخلوط، گیاهان و آب سرد به اندازه کافی خمیر نرم کنید
2. Stir the flour, suet, cinnamon and baking powder together then mix in the liquid to bind.
[ترجمه ترگمان]آرد، روغن، دارچین، دارچین و پودر را به هم بزنید و بعد با هم مخلوط کنید تا آن ها را با هم ترکیب کنید
[ترجمه گوگل]آرد، سوئیت، دارچین و پودر پخت را با هم مخلوط کنید و سپس در مایع به محلول بچسبید
3. Suet, I believe, is cow fat.
[ترجمه ترگمان] suet \"، فکر کنم گاو چاقه باشه\"
[ترجمه گوگل]به اعتقاد من، سویت گاو چربی است
4. Process the suet, apples, mixed peel and grated rind in a food processor.
[ترجمه ترگمان]این فرآیند را به طور کامل انجام دهید
[ترجمه گوگل]کلوچه، سیب، پوست خشک و چروک رنده شده را در یک پردازنده غذایی پردازش کنید
5. Suet Usually made from animal fat, vegetable versions are available.
[ترجمه ترگمان]suet معمولا از چربی حیوانی گرفته می شوند و نسخه های گیاهی در دسترس هستند
[ترجمه گوگل]Suet معمولا از چربی حیوانات ساخته شده است، نسخه های گیاهی در دسترس هستند
6. Tung Suet plays Bach's minuet at home.
[ترجمه ترگمان](Tung suet)در خانه با باخ بازی می کند
[ترجمه گوگل]تونگ سوئت منونه باخ را در خانه بازی می کند
7. A gentleman without living is like pudding without suet.
[ترجمه ترگمان]یک مرد بدون زندگی بدون چربی مانند پودینگ است
[ترجمه گوگل]نجیب زاده بدون زندگی مانند پودینگ بدون suet است
8. The suet puddings and the red pillar - boxes have entered into your soul.
[ترجمه ترگمان]این puddings و آن ستون فقرات قرمز است که وارد روح شما شده اند
[ترجمه گوگل]puddings suet و ستون قرمز - جعبه وارد روح شما شده است
9. Suet - yee fulfils her agreement by substituting herself for Lok - shan's ex - wife .
[ترجمه ترگمان]یی - یی با جایگزین کردن خودش با جایگزین کردن خودش به عنوان همسر سابق Lok، موافقت او را به من اعلام می کند
[ترجمه گوگل]سویت - شما موافقت خود را با جایگزینی خود برای همسر سابق لک - شان انجام می دهید
10. Suet is fat found around the kidneys of cattle, used to make a kind of soft pastry filled with steak and kidney or as a dessert with something sweet like golden syrup .
[ترجمه ترگمان]suet چربی دور کلیه ها پیدا می شود، یک شیرینی نرم را با استیک و کلیه و یا یک دسر با یک چیز شیرین با یک چیز شیرین با یک چیز شیرین
[ترجمه گوگل]سویت چربی در اطراف کلیه های گاو پیدا شده است، استفاده می شود به نوعی شیرینی نرم و پر از استیک و کلیه و یا به عنوان یک دسر با چیزی شیرین مانند شربت طلایی
11. Other examples are: the fat of meats, bone-marrow, suet (the best found around the loin and kidneys of the beef creature), cocoanut butter, butterine, and oleomargarine.
[ترجمه ترگمان]مثال های دیگر عبارتند از: چربی گوشت، مغز استخوان، suet (بهترین یافته در اطراف ران و کلیه ها، گوشت گاو)، کره نارگیل، butterine و oleomargarine
[ترجمه گوگل]مثالهای دیگر چربی گوشت، مغز استخوان، سویت (بهترین موجود در اطراف چرک و کلیه موجودات گوشتی)، کره کاکائو، کره و کلم بروکلی است
12. Cut down on all fats, particularly those from animal sources especially lard, suet, double cream and full-fat cheeses.
[ترجمه ترگمان]بریدن روی تمام چربی ها، به ویژه آن هایی که از منابع حیوانی استفاده می کنند به ویژه چربی خوک، پیه، کرم مضاعف و پنیر پر از چربی
[ترجمه گوگل]بر روی تمام چربی ها، بویژه آنهایی که از منابع حیوانی، به خصوص گوشت خوک، سویت، کرم دوش و پنیر های چربی کامل، قطع شده اند
13. Derma:Beef casing stuffed with a seasoned mixture of matzo meal or flour, onion, and suet, prepared by boiling, then roasting.
[ترجمه ترگمان]Derma: گوشت گوساله با مخلوط فصلی از آرد ذرت و آرد، پیاز و پیه است که با جوش تهیه می شود و بعد کباب می شود
[ترجمه گوگل]پوشش گوشت گاو Derma با مخلوط چاشنی از غذای ماتزو یا آرد، پیاز و سوات، تهیه شده توسط جوش، و سپس کباب کردن
14. We minimize the use of saturated fats found in foods such as butter, ghee, suet, lard, coconut oil and dairy products.
[ترجمه ترگمان]ما استفاده از چربی های اشباع شده را در غذاهایی مثل کره، روغن، پیه، چربی، روغن نارگیل و محصولات لبنی به حداقل می رسانیم
[ترجمه گوگل]ما استفاده از چربی های اشباع شده در غذاها مانند کره، گی، سوتی، گوشت خوک، روغن نارگیل و محصولات لبنی را به حداقل می رسانیم