کلمه جو
صفحه اصلی

suet


معنی : پیه
معانی دیگر : پیه (به ویژه پیه اطراف قلوه ی گاو و گوسفند)، چربی سخت دور کلیه وکمر گوسفند

انگلیسی به فارسی

پیه، چربی سخت دور کلیه وکمر گوسفند


سوتی، پیه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: suety (adj.)
• : تعریف: hard fat from the kidneys or loins of cattle, sheep, or the like, used in cooking and in making tallow.

• hard crumbly fat found in the kidneys or loins of cattle and other animals (used in cooking and making tallow)
suet is hard animal fat that is used in cooking.

مترادف و متضاد

پیه (اسم)
adipose, fat, suet

جملات نمونه

1. Stir in the suet, herbs and enough cold water to make a soft dough.
[ترجمه ترگمان]در زمینه روغن، گیاهان و آب سرد کافی بریزید تا خمیر نرم ایجاد کنید
[ترجمه گوگل]مخلوط را در مخلوط، گیاهان و آب سرد به اندازه کافی خمیر نرم کنید

2. Stir the flour, suet, cinnamon and baking powder together then mix in the liquid to bind.
[ترجمه ترگمان]آرد، روغن، دارچین، دارچین و پودر را به هم بزنید و بعد با هم مخلوط کنید تا آن ها را با هم ترکیب کنید
[ترجمه گوگل]آرد، سوئیت، دارچین و پودر پخت را با هم مخلوط کنید و سپس در مایع به محلول بچسبید

3. Suet, I believe, is cow fat.
[ترجمه ترگمان] suet \"، فکر کنم گاو چاقه باشه\"
[ترجمه گوگل]به اعتقاد من، سویت گاو چربی است

4. Process the suet, apples, mixed peel and grated rind in a food processor.
[ترجمه ترگمان]این فرآیند را به طور کامل انجام دهید
[ترجمه گوگل]کلوچه، سیب، پوست خشک و چروک رنده شده را در یک پردازنده غذایی پردازش کنید

5. Suet Usually made from animal fat, vegetable versions are available.
[ترجمه ترگمان]suet معمولا از چربی حیوانی گرفته می شوند و نسخه های گیاهی در دسترس هستند
[ترجمه گوگل]Suet معمولا از چربی حیوانات ساخته شده است، نسخه های گیاهی در دسترس هستند

6. Tung Suet plays Bach's minuet at home.
[ترجمه ترگمان](Tung suet)در خانه با باخ بازی می کند
[ترجمه گوگل]تونگ سوئت منونه باخ را در خانه بازی می کند

7. A gentleman without living is like pudding without suet.
[ترجمه ترگمان]یک مرد بدون زندگی بدون چربی مانند پودینگ است
[ترجمه گوگل]نجیب زاده بدون زندگی مانند پودینگ بدون suet است

8. The suet puddings and the red pillar - boxes have entered into your soul.
[ترجمه ترگمان]این puddings و آن ستون فقرات قرمز است که وارد روح شما شده اند
[ترجمه گوگل]puddings suet و ستون قرمز - جعبه وارد روح شما شده است

9. Suet - yee fulfils her agreement by substituting herself for Lok - shan's ex - wife .
[ترجمه ترگمان]یی - یی با جایگزین کردن خودش با جایگزین کردن خودش به عنوان همسر سابق Lok، موافقت او را به من اعلام می کند
[ترجمه گوگل]سویت - شما موافقت خود را با جایگزینی خود برای همسر سابق لک - شان انجام می دهید

10. Suet is fat found around the kidneys of cattle, used to make a kind of soft pastry filled with steak and kidney or as a dessert with something sweet like golden syrup .
[ترجمه ترگمان]suet چربی دور کلیه ها پیدا می شود، یک شیرینی نرم را با استیک و کلیه و یا یک دسر با یک چیز شیرین با یک چیز شیرین با یک چیز شیرین
[ترجمه گوگل]سویت چربی در اطراف کلیه های گاو پیدا شده است، استفاده می شود به نوعی شیرینی نرم و پر از استیک و کلیه و یا به عنوان یک دسر با چیزی شیرین مانند شربت طلایی

11. Other examples are: the fat of meats, bone-marrow, suet (the best found around the loin and kidneys of the beef creature), cocoanut butter, butterine, and oleomargarine.
[ترجمه ترگمان]مثال های دیگر عبارتند از: چربی گوشت، مغز استخوان، suet (بهترین یافته در اطراف ران و کلیه ها، گوشت گاو)، کره نارگیل، butterine و oleomargarine
[ترجمه گوگل]مثالهای دیگر چربی گوشت، مغز استخوان، سویت (بهترین موجود در اطراف چرک و کلیه موجودات گوشتی)، کره کاکائو، کره و کلم بروکلی است

12. Cut down on all fats, particularly those from animal sources especially lard, suet, double cream and full-fat cheeses.
[ترجمه ترگمان]بریدن روی تمام چربی ها، به ویژه آن هایی که از منابع حیوانی استفاده می کنند به ویژه چربی خوک، پیه، کرم مضاعف و پنیر پر از چربی
[ترجمه گوگل]بر روی تمام چربی ها، بویژه آنهایی که از منابع حیوانی، به خصوص گوشت خوک، سویت، کرم دوش و پنیر های چربی کامل، قطع شده اند

13. Derma:Beef casing stuffed with a seasoned mixture of matzo meal or flour, onion, and suet, prepared by boiling, then roasting.
[ترجمه ترگمان]Derma: گوشت گوساله با مخلوط فصلی از آرد ذرت و آرد، پیاز و پیه است که با جوش تهیه می شود و بعد کباب می شود
[ترجمه گوگل]پوشش گوشت گاو Derma با مخلوط چاشنی از غذای ماتزو یا آرد، پیاز و سوات، تهیه شده توسط جوش، و سپس کباب کردن

14. We minimize the use of saturated fats found in foods such as butter, ghee, suet, lard, coconut oil and dairy products.
[ترجمه ترگمان]ما استفاده از چربی های اشباع شده را در غذاهایی مثل کره، روغن، پیه، چربی، روغن نارگیل و محصولات لبنی به حداقل می رسانیم
[ترجمه گوگل]ما استفاده از چربی های اشباع شده در غذاها مانند کره، گی، سوتی، گوشت خوک، روغن نارگیل و محصولات لبنی را به حداقل می رسانیم


کلمات دیگر: