کلمه جو
صفحه اصلی

sultana


معنی : سلطانه، زن یا مادر یا دختر سلطان
معانی دیگر : (عربی)، ملکه، همسر سلطان، مادر یا خواهر سلطان (sultaness هم می گویند)، معشوقه ی سلطان، انگور بی دانه

انگلیسی به فارسی

سلطانه، زن یا مادر یا دختر سلطان


سلطان، سلطانه، زن یا مادر یا دختر سلطان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the mother, sister, wife, or daughter of a sultan.

(2) تعریف: the mistress of a sultan or other ruler.

(3) تعریف: a small, yellow raisin with no seeds.

• wife or mistress of a sultan; female relative of a sultan (mother, daughter, or sister);(british) variety of seedless raisin
sultanas are large, white grapes that have been dried.

مترادف و متضاد

سلطانه (اسم)
sultana

زن یا مادر یا دختر سلطان (اسم)
sultana

جملات نمونه

1. Sultanas are dried white seedless grapes and have a sweeter flavour than either currants or raisins.
[ترجمه ترگمان]sultanas از انگور سفید و flavour و طعم شیرین تر از کشمش و کشمش دارند
[ترجمه گوگل]Sultanas خشک انگور بدون بذر سفید خشک و عطر و طعم شیرین تر از هر گونه مرند یا کشمش است

2. In tins: tomatoes, tuna, apricots, mixed beans, plus sultanas, and a selection of rice and pasta.
[ترجمه ترگمان]در قوطی ها: گوجه فرنگی، ماهی تن، زردآلو، لوبیا مخلوط، به اضافه sultanas و انتخاب برنج و پاستا
[ترجمه گوگل]در قلع گوجه فرنگی، ماهی تن، زردآلو، لوبیا مخلوط، به همراه سلطان ها و انتخاب برنج و ماکارونی

3. Meanwhile, marinate the almonds, sultanas and peel in the rum for 30 minutes.
[ترجمه ترگمان]در ضمن، the، بادام و پوست رو تا ۳۰ دقیقه دیگه marinate
[ترجمه گوگل]در عین حال، 30 دقیقه بادام، سولتانا و پوست را در رم مینوشید

4. Place in a bowl with walnuts and sultanas.
[ترجمه ترگمان]در یک کاسه با گردو و sultanas قرار دهید
[ترجمه گوگل]در یک کاسه با گردو و سولتانا قرار دهید

5. Superb apple pie with sultanas and cloves, interspersed with crusty bread sandwiches of every description.
[ترجمه ترگمان]پای سیب Superb با sultanas و میخک، که در هر توصیف sandwiches با نان خشک شده بودند
[ترجمه گوگل]سیب شکوهمند با سولتانا و گل میخک، با ساندویچ ناهار خرد شده از هر توصیف

6. He put three slices of bread and some sultanas into a polythene bag.
[ترجمه ترگمان]سه تکه نان و چند تکه نان را در یک کیف دستی گذاشت
[ترجمه گوگل]او سه تکه نان و برخی از سلطانها را به کیسه پلی اتیلن گذاشت

7. Curry Bakes - curry sauce with minced beef, sultanas, coconut and diced bananas.
[ترجمه ترگمان]کاری - sauce کاری - سس کاری با گوشت گوساله، sultanas، نارگیل و موز خرد شده
[ترجمه گوگل]کیک بیکس - سس کاری با گوشت گاو، سولتانا، نارگیل و موز سیب زمینی سرخ شده

8. Stir in the curry powder, almonds, sultanas, parsley, lemon juice, chutney and seasoning.
[ترجمه ترگمان]پودر کاری، بادام، sultanas، جعفری، juice، عصاره لیمو، chutney و چاشنی را به هم بزنید
[ترجمه گوگل]پودر کاری، بادام، سولتانا، جعفری، آب لیمو، چتنی و چاشنی را مخلوط کنید

9. Sally Lunns, a light sweet teacake containing sultanas or currants, served hot and eaten with butter.
[ترجمه ترگمان]سالی Lunns، یک light شیرین که حاوی sultanas یا کشمش بود، گرم شده و با کره غذا خورده و غذا خورده بود
[ترجمه گوگل]Sally Lunns، یک تیتاک شیرین شیرین حاوی سلطان ها یا مرغ، خدمت گرم و با کره خورده است

10. Even though Sultana scored the job she wanted at an international technology company, she said it would have helped if she confronted instead of panicking before her interview.
[ترجمه ترگمان]حتی با وجود این که Sultana شغلی که در یک شرکت فن آوری بین المللی می خواست را به دست آورد، او گفت که اگر او قبل از مصاحبه با ترس مواجه شود این کار به او کمک خواهد کرد
[ترجمه گوگل]حتی اگر سلطان کار خود را که در یک شرکت فن آوری بین المللی می خواست، به دست آورد، گفت که اگر قبل از مصاحبه او به جای شرم زدن با آن مواجه شود، کمک خواهد کرد

11. Vineyards are cultivated for the famous yellow sultana raisins and wine.
[ترجمه ترگمان]Vineyards برای the معروف yellow و شراب پرورش داده می شوند
[ترجمه گوگل]تاکستان برای کشمش زرد و شراب مشهور زردانا کشت می شود

12. Bangladeshi women's rights activist Sultana Kamal says the country's domestic violence law can not make much of an impact unless attitudes also evolve.
[ترجمه ترگمان]Sultana کمال، فعال حقوق زنان بنگلادش، می گوید که قانون خشونت خانوادگی این کشور نمی تواند تاثیر زیادی بگذارد مگر این که نگرش ها نیز تحول یابند
[ترجمه گوگل]سولتانا کمال، فعال حقوق زنان در بنگلادش، می گوید که قانون خشونت خانگی در کشور نمی تواند تا حد زیادی تأثیر بگذارد، مگر اینکه نگرش نیز تکامل یابد

13. Jasmin Sultana, 2 of Queens, N. Y., knows only too well what it means to choke under pressure.
[ترجمه ترگمان]\"Jasmin Sultana\"، ۲ تا از \"کویینز\"، \"ن\" ه ه ه ه ه فقط به خوبی می داند که زیر فشار چه معنایی دارد
[ترجمه گوگل]جاسمین سلطان، 2 نفر از کوئینز، N Y, فقط به خوبی می داند چه چیزی به معنای فشار تحت فشار است

14. Sultana was wrapping up her final college year before she got the nerve to try it again.
[ترجمه ترگمان]سال آخر سال قبل از این که بتواند دوباره سعی کند آن را امتحان کند، سال تحصیلی خود را جمع کرده بود
[ترجمه گوگل]سلطان در سال نهایی کالج خود قرار گرفت تا قبل از اینکه عصبی شود دوباره آن را امتحان کنید

پیشنهاد کاربران

کشمش


کلمات دیگر: