کلمه جو
صفحه اصلی

subsidization


معنی : کمک مالی
معانی دیگر : کمک مالی

انگلیسی به فارسی

کمک مالی


یارانه، کمک مالی


انگلیسی به انگلیسی

• financial assistance, grant; money acquired as a subsidy (also subsidisation)

مترادف و متضاد

کمک مالی (اسم)
subsidy, subvention, subsidization

جملات نمونه

1. Obtaining the church post and accepting the subsidization from many significant characters in the church were the major financial sources which Petrarch depended on.
[ترجمه ترگمان]به دست آوردن پست کلیسا و پذیرش سیستم یارانه ای بسیاری از شخصیت های مهم در کلیسا، منابع مالی مهمی بودند که پترارک به آن وابسته بود
[ترجمه گوگل]دریافت منابع کلیسا و پذیرش یارانه از بسیاری از شخصیت های برجسته در کلیسا، منابع اصلی مالی بود که پترارچ وابسته به آن بود

2. Subsidization could reduce the problems of underproduction as well as overproduction.
[ترجمه ترگمان]Subsidization می تواند مشکلات of و تولید بیش از حد را کاهش دهد
[ترجمه گوگل]Subsidization می تواند مشکلات کم تولید و همچنین تولید بیش از حد را کاهش دهد

3. The subsidization of fertilizers and other inputs seem to be inclear retreat throughout the developing country.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که سیستم subsidization کننده کود و سایر ورودی ها در سراسر کشور در حال توسعه عقب نشینی می کنند
[ترجمه گوگل]یارانه های کود و دیگر مواد اولیه به نظر می رسد عقب ماندگی در سراسر کشور در حال توسعه است

4. When undertaking the awarding and subsidization of cultural and arts - related enterprises, relevant authorities shall notify another.
[ترجمه ترگمان]مقامات مربوطه پس از اعطای جوایز و سازمان های وابسته به سازمان های فرهنگی و هنری، به دیگری اطلاع خواهند داد
[ترجمه گوگل]هنگام انجام و یارگیری از موسسات مربوط به فرهنگ و هنر، مقامات مربوطه باید دیگران را مطلع کنند

5. The aim of industry - nurturing - agriculture is not only subsidization and compensation, also establish innovational agriculture.
[ترجمه ترگمان]هدف صنعت پرورش - پرورش - کشاورزی نه تنها سیستم یارانه و جبران است بلکه کشاورزی innovational نیز ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]هدف صنعت - پرورش - کشاورزی نه تنها یارانه و جبران، بلکه کشاورزی نوآورانه را نیز ایجاد می کند

6. Simultaneously I also very much thank your prudent consideration and that may obtain the fund subsidization.
[ترجمه ترگمان]همزمان من بسیار از ملاحظه عاقلانه شما تشکر می کنم و این امر ممکن است به سیستم یارانه ای دسترسی پیدا کند
[ترجمه گوگل]همزمان، من نیز بسیار محبت آمیز را مورد توجه قرار می دهم و ممکن است یارانه ی صندوق را به دست آورم

7. Faces up to its present situation, analyzes proportion which its occupies, discusses their thinking mode, with the aim of improving their subsidization pattern target-oriented.
[ترجمه ترگمان]با توجه به وضعیت فعلی خود، نسبت به حالت تفکر آن ها بحث می کند و هدف از آن بهبود الگوی سیستم subsidization است
[ترجمه گوگل]در معرض وضعیت فعلی خود قرار میگیرد، که نسبت آن را اشغال می کند، در مورد حالت تفکر خود، با هدف بهبود الگوی یارانه ای خود را هدف قرار می دهد

8. This industry is, in consequence, exceptional in the extent of both regulation and subsidization.
[ترجمه ترگمان]در نتیجه این صنعت در میزان of و سیستم یارانه ای استثنایی است
[ترجمه گوگل]این صنعت، در نتیجه، استثنایی در میزان هر دو مقررات و یارانه است

9. Some shortcomings can still be found in the current subsidization system for these students.
[ترجمه ترگمان]برخی کاستی ها را می توان در سیستم یارانه جاری برای این دانشجویان یافت
[ترجمه گوگل]برخی از کاستی ها هنوز هم در سیستم یارانه ی فعلی این دانش آموزان وجود دارد

پیشنهاد کاربران

یارانه دهی، پرداخت یارانه


کلمات دیگر: