کلمه جو
صفحه اصلی

subjunction


معنی : الحاق، افزایش در پایان، چیز اضافه شده
معانی دیگر : الحاق، افزایش در پایان، چیز اضافه شده

انگلیسی به فارسی

الحاق، افزایش در پایان، چیز اضافه شده


زیرمجموعه، الحاق، افزایش در پایان، چیز اضافه شده


مترادف و متضاد

الحاق (اسم)
inset, juncture, supplement, addendum, union, interpolation, incorporation, concatenation, insertion, adhesion, adjunction, joinder, subjunction

افزایش در پایان (اسم)
subjunction

چیز اضافه شده (اسم)
subjunction


کلمات دیگر: