کلمه جو
صفحه اصلی

suffrage


معنی : رای، حق رای و شرکت در انتخابات
معانی دیگر : حق رای، رای موافق

انگلیسی به فارسی

حق رای وشرکت در انتخابات، رای


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the right to vote in a political election, or the exercise of this right.

- Suffrage was won for U.S. women in 1920.
[ترجمه ترگمان] در سال ۱۹۲۰، انتخابات برای زنان آمریکا برنده شد
[ترجمه گوگل] برای زنان U S در سال 1920 انتخاب شد
- Some states imposed obstacles to restrict the suffrage of blacks.
[ترجمه ترگمان] برخی کشورها موانعی بر سر راه محدود کردن حق رای سیاه پوستان اعمال کرده اند
[ترجمه گوگل] برخی از ایالت ها موانع را برای محدود کردن رأی گیری سیاهپوستان اعمال می کنند

(2) تعریف: a vote cast for a candidate, proposal, or the like.

• right to vote; vote cast in favor of a specific candidate; short prayer or petition (ecclesiastical)
suffrage is the right that people have to vote for a government or national leader; a formal word.

مترادف و متضاد

رای (اسم)
dictum, sentence, verdict, judgment, opinion, award, vote, discretion, poll, suffrage

حق رای و شرکت در انتخابات (اسم)
suffrage

جملات نمونه

1. women did not have the suffrage
زنان از حق رای محروم بودند.

2. She was active in the Society for Women's Suffrage.
[ترجمه ترگمان]او در انجمن زنان برای انتخابات زنان فعال بود
[ترجمه گوگل]او در انجمن فدراسیون زنان فعال بود

3. When was universal suffrage introduced in your country?
[ترجمه ترگمان]چه زمانی در کشور شما حق رای همگانی قرار داشت؟
[ترجمه گوگل]هنگامی که انتخابات عمومی در کشور شما معرفی شد؟

4. During these years, suffrage demands by women became increasingly vocal and difficult to ignore.
[ترجمه ترگمان]در طول این سال ها، نیاز به حق رای برای زنان به صورت فزاینده ای پر صدا و دشوار می شد
[ترجمه گوگل]در طول این سالها تقاضای رأی گیری زنان به طور فزاینده ای واجب و دشوار است که نادیده گرفته شود

5. Women had to fight for their suffrage.
[ترجمه ترگمان]زن ها مجبور بودند برای آرا رای خود بجنگند
[ترجمه گوگل]زنان مجبور بودند برای رأی دادن خود مبارزه کنند

6. The question of woman suffrage sets them at variance.
[ترجمه ترگمان]مساله حق رای زنان آن ها را با واریانس تنظیم می کند
[ترجمه گوگل]سوال رأی گیری زن آنها را واریانس می دهد

7. Both houses are elected by universal adult suffrage for terms of no longer than four years.
[ترجمه ترگمان]هر دو خانه بیش از چهار سال توسط افراد حق رای بزرگسالان انتخاب می شوند
[ترجمه گوگل]هر دو خانه به وسیلۀ رأی مجلس بزرگسالان برای مدت بیش از چهار سال انتخاب می شوند

8. It was in that year that female suffrage was being widely advocated and the militant suffragettes made their appearance.
[ترجمه ترگمان]در همان سال بود که رای دهندگان زن به طور گسترده مورد حمایت قرار گرفتند و the ستیزه جو ظاهر خود را اعلام کردند
[ترجمه گوگل]این همان سال بود که رأی زنان به شدت حمایت می شد و رأی گیری ستیزه جویان شبه نظامی ظاهر شد

9. Popular suffrage meant that rival factions would shout for their own candidate.
[ترجمه ترگمان]حق رای همگانی به این معنا بود که جناح های رقیب برای نامزد خود فریاد برخواهند آورد
[ترجمه گوگل]انتخاب رأی مردم به معنای آن بود که گروه های رقیب برای نامزدی خود فریاد می کشیدند

10. Suffrage reforms took place in the 18th, 19th and 20th centuries.
[ترجمه ترگمان]اصلاحات Suffrage در قرن ۱۸، ۱۹ و ۲۰ به وقوع پیوست
[ترجمه گوگل]اصلاحات فدرال در قرن 18، 19 و 20 انجام شد

11. Congressional elections are by universal and compulsory adult suffrage with one-third of the senators elected indirectly.
[ترجمه ترگمان]انتخابات کنگره به وسیله حق رای همگانی بزرگسالان و اجباری با یک سوم از سناتورها به صورت غیر مستقیم انتخاب شده است
[ترجمه گوگل]انتخابات کنگره توسط رأی عمومی و اجباری بزرگسالان با یک سوم سناتورها به طور غیر مستقیم انتخاب می شوند

12. Both houses are elected by universal adult suffrage and for terms of no longer than four years.
[ترجمه ترگمان]هر دو خانه توسط افراد حق رای بزرگسالان انتخاب می شوند و برای مدت بیش از چهار سال
[ترجمه گوگل]هر دو خانه توسط رأی مجلس بزرگسالان و برای مدت بیش از چهار سال انتخاب می شوند

13. Congressional elections are by universal and compulsory adult suffrage.
[ترجمه ترگمان]انتخابات کنگره همگانی و اجباری برای حق رای بزرگسالان است
[ترجمه گوگل]انتخابات کنگره توسط رأی عمومی و اجباری رایج است

14. However, the government continued to resist demands for universal suffrage, preferring a power-sharing system.
[ترجمه ترگمان]با این حال، دولت به مقاومت در برابر درخواست ها برای انتخابات عمومی ادامه داد و یک سیستم تقسیم قدرت را ترجیح داد
[ترجمه گوگل]با این وجود، دولت همچنان به مقاومت در برابر تقاضاهای حق رای عمومی، ترجیح دادن یک سیستم به اشتراک گذاری قدرت را ادامه داد

15. Political authority is exercised by the unicameral 400-member National Assembly, elected every five years by universal adult suffrage.
[ترجمه ترگمان]قدرت سیاسی توسط مجلس ملی unicameral ۴۰۰ عضوی اعمال می شود که هر پنج سال یک بار توسط حق رای همگانی بزرگسالان انتخاب می شود
[ترجمه گوگل]قدرت سیاسی توسط مجمع عمومی 400 نفره یک نفره اعمال می شود، هر 5 سال یکبار توسط رأی گیری کامل بزرگسالان انتخاب می شود

Women did not have the suffrage.

زنان از حق رأی محروم بودند.


پیشنهاد کاربران

حق رأی
درکلیسا: دعای معمولا کوتاه


کلمات دیگر: