کلمه جو
صفحه اصلی

sunbathe


معنی : حمام افتاب گرفتن
معانی دیگر : (حمام) آفتاب گرفتن، زیر آفتاب خوابیدن

انگلیسی به فارسی

حمام افتاب گرفتن


آفتاب گرفتن، حمام افتاب گرفتن


انگلیسی به انگلیسی

• suntan, lay in the sun in order to get a tan
when people sunbathe, they sit or lie in a place where the sun shines on them, in order to get a suntan.

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: sunbathes, sunbathing, sunbathed
مشتقات: sunbather (n.)
• : تعریف: to expose the body to the sun's rays, esp. in order to tan the skin.

مترادف و متضاد

حمام افتاب گرفتن (فعل)
bask, sunbathe

جملات نمونه

1. She liked to sunbathe in the seclusion of her own garden.
[ترجمه ترگمان]دوست داشت در خلوت باغ خودش پرسه بزند
[ترجمه گوگل]او دوست داشت در حمام کردن در باغ خود باغچه بخورد

2. I like to sunbathe in the morning when the sun is not so hot.
[ترجمه ترگمان]من دوست دارم صبح وقتی که خورشید هنوز داغ نباشه
[ترجمه گوگل]من دوست دارم در صبح هنگام غروب خورشید بخوابم وقتی که خورشید خیلی گرم نیست

3. I wouldn't sunbathe topless if I thought I might offend anyone.
[ترجمه ترگمان]اگر فکر می کردم ممکن است کسی را برنجاند، بی topless
[ترجمه گوگل]اگر فکر می کردم ممکن است کسی را مورد آزار و اذیت قرار ندهم، نمی فهمم

4. People sunbathe in the nude on the rocks above the creek.
[ترجمه ترگمان]مردم در برهنه در صخره های بالای نهر ایستاده بودند
[ترجمه گوگل]مردم بر روی سنگ های بالای نهر آفتاب می گیرند

5. She can sunbathe and pretend she's in Spain.
[ترجمه ترگمان]او می تواند وانمود کند که در اسپانیا است
[ترجمه گوگل]او می تواند از خواب بیدار شود و وانمود کند که در اسپانیا است

6. Meanwhile, the less energetic can sunbathe on the shores of the pretty Lansersee.
[ترجمه ترگمان]در همین حال، انرژی کمتری می تواند به سواحل زیبای Lansersee برسد
[ترجمه گوگل]در همین حال، انرژی کمتر می تواند در سواحل زیبا Lansersee sunbathe

7. If you haven't got time to sunbathe, Coppertone's Sudden Tan could be the answer.
[ترجمه ترگمان]اگر وقت چندانی برای sunbathe نداشته باشید، ناگهانی است
[ترجمه گوگل]اگر وقت نداشته باشید تا آفتاب بخوابید، ناگهان تانک Coppertone می تواند پاسخ باشد

8. We swam out to a flat rock to sunbathe.
[ترجمه ترگمان]ما با شنا کردن به یه سنگ مسطح تا sunbathe شنا کردیم
[ترجمه گوگل]ما به یک سنگ صاف به سوسمان شنا کردیم

9. Tourists sunbathe and frolic in the ocean.
[ترجمه ترگمان]توریست ها در اقیانوس به سر می برند
[ترجمه گوگل]گردشگران در اقیانوس سایه میزنند و فریاد می زنند

10. He have a habit of sunbathe for two hours a day.
[ترجمه ترگمان]برای دو ساعت در روز عادت دارد
[ترجمه گوگل]او عادت کرده است تا دو ساعت در شب بخوابد

11. The pool is surrounded by sunbathe.
[ترجمه ترگمان]این استخر توسط sunbathe احاطه شده است
[ترجمه گوگل]استخر توسط حمام آفتابگیر احاطه شده است

12. Why not sunbathe by the lake before the barbecue begins?
[ترجمه ترگمان]چرا قبل از شروع کباب بری کنار دریاچه؟
[ترجمه گوگل]چرا قبل از کباب به دریاچه نمی آیم

13. Caution: Do not apply it before sunbathe.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید: آن را قبل از sunbathe اعمال نکنید
[ترجمه گوگل]احتیاط آن را قبل از آفتاب زدن نگذارید

14. Those who love to sunbathe are also welcome to do so in this fashion.
[ترجمه ترگمان]آن هایی که عاشق sunbathe هستند نیز باید این کار را به این روش انجام دهند
[ترجمه گوگل]کسانی که دوست دارند به حمام آفتاب نیز خوشامد بگویند این کار را به این صورت انجام می دهند

15. Summer, before sunbathe, appear place should oil of daub embellish skin or vanishing cream.
[ترجمه ترگمان]در تابستان، قبل از sunbathe، محل ظاهر شدن رنگ و یا خامه در حال محو شدن است
[ترجمه گوگل]تابستان، قبل از آفتاب زدن، به نظر می رسد محل باید روغن ماسک پوست را تمیز کند و یا کرم ناپدید می شود

پیشنهاد کاربران

Take off your clothes and sit or lie in the sun

sunbathe آفتاب گرفتن. حمام آفتاب گرفتن. در آفتاب خوابیدن. آفتاب خوابی کردن ( در ساحل دریا "رودخانه"پارک و. . . . )

sunbather آفتاب خواب. شخصیکه در زیر نور خورشید حمام آفتاب میگیرد.

sunbathing حمام آفتاب. آفتاب خوابی.





کلمات دیگر: