• via rotation, by rotation
rotationally
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
relating to a system in which the person who does a particular job is regularly changed
دنباله دار
پیوسته
پشت سر هم
مداوم
( به عنوان مثال ترک دنباله دار در سقف خانه ایجاد شد )
پیوسته
پشت سر هم
مداوم
( به عنوان مثال ترک دنباله دار در سقف خانه ایجاد شد )
کلمات دیگر: