1. without stint
بی مضایقه
2. a two-year stint as a newspaper reporter
خدمت دو ساله به عنوان گزارشگر روزنامه
3. he performed his stint satisfactorily
کارهای محوله ی خودش را خوب انجام داد.
4. they will have to stint themselves for months to buy a bicycle
برای خریدن یک دوچرخه مجبور خواهند بود ماه ها صرفه جویی کنند.
5. america helped her allies without stint
امریکا بدون مضایقه به متحدان خود کمک کرد.
6. Don't stint on time to make a plan.
[ترجمه ترگمان]به وقتش استفاده نکن تا نقشه بکشی
[ترجمه گوگل]برای رسیدن به یک برنامه، وقت نگذارید
7. He did a two - year stint in the army when he left school.
[ترجمه ترگمان]وقتی مدرسه را ترک کرد دو سال در ارتش خدمت کرد
[ترجمه گوگل]او مدرسه ای را ترک کرد که دو سال در ارتش بود
8. Mark did a two-year stint in the army.
[ترجمه ترگمان]مارک کاری دو ساله در ارتش انجام داد
[ترجمه گوگل]مارک دو سال در ارتش سپری کرد
9. He has just finished a stint of compulsory military service.
[ترجمه ترگمان]او تازه کار اجباری سربازی را به پایان رسانده است
[ترجمه گوگل]او تازه کار خدمت نظامی اجباری را تمام کرده است
10. I've done my stint in the kitchen for today.
[ترجمه ترگمان]من امروز stint را در آشپزخانه انجام دادم
[ترجمه گوگل]من امروز در آشپزخانه به سر می بردم
11. They didn't stint on food and drink at their wedding.
[ترجمه ترگمان]آن ها به خاطر غذا و نوشیدن در عروسی با هم غذا نخوردند
[ترجمه گوگل]آنها در عروسی خود غذا نوشیدند و نوشیدند
12. Then I had a stint as security officer in Hong Kong.
[ترجمه ترگمان]پس من به عنوان یه افسر امنیتی در \"هنگ کنگ\" کار کردم
[ترجمه گوگل]سپس من به عنوان افسر امنیتی در هنگ کنگ مشغول به کار شدم
13. After a brief spell/stint in the army, he started working as a teacher.
[ترجمه ترگمان]او پس از یک دوره کوتاهی از کار در ارتش شروع به کار به عنوان یک معلم کرد
[ترجمه گوگل]پس از یک طلسم کوتاه / ناپاک در ارتش، او شروع به کار به عنوان یک معلم کرد
14. She praises her pupils without stint.
[ترجمه ترگمان]او بدون رعایت احترام، شاگردان او را ستایش می کند
[ترجمه گوگل]او ستایش دانش آموزان خود را بدون خستگی
15. She met her husband during her stint at the London office.
[ترجمه ترگمان]او شوهرش را در دوره اقامتش در دفتر لندن ملاقات کرد
[ترجمه گوگل]او در طول مدت غیبت او در دفتر لندن، شوهرش را ملاقات کرد
16. Perhaps her most productive period was her five-year stint as a foreign correspondent in New York.
[ترجمه ترگمان]شاید خوش ترین دوره او دوره پنج ساله او به عنوان خبرنگار خارجی در نیویورک بود
[ترجمه گوگل]شاید او بیشترین دوره تولید را به عنوان خبرنگار خارجی در نیویورک داشته باشد
17. Don't stint yourself - take another slice of cake.
[ترجمه ترگمان]به خودت زحمت نده - یه تیکه دیگه از کیک بردار
[ترجمه گوگل]خودتان را تحمل نکنید - یک تکه دیگر از کیک بگیرید
18. We don't need to stint ourselves-have some more!
[ترجمه ترگمان]لازم نیست به خودمون فشار بیاریم - یه مقدار بیشتر وقت داریم!
[ترجمه گوگل]ما مجبور نیستیم خودمان را کم کنیم