1. subjunctive mood
وجه شرطی (یا الزامی)
2. The verb is in the subjunctive.
[ترجمه ترگمان]فعل در the است
[ترجمه گوگل]فعل در محرک است
3. Hasn't Mr Brittlebrain ever heard of the subjunctive?
[ترجمه ترگمان]اقای ویزلی هیچ وقت از وجه شرطی چیزی نشنیده؟
[ترجمه گوگل]آیا آقای Breitlebrain تا به حال از لحاظ ذهنی شنیده است؟
4. Participial phrase, independent subjective structure, subjunctive mood and some phrase frames can all be regarded as the result of omitting different components of adverbial clause .
[ترجمه ترگمان]واژه های کلیدی: ساختار ذهنی مستقل، حالت subjunctive و برخی از فریم واژه ها را می توان به عنوان نتیجه حذف اجزای مختلف عبارت adverbial مورد توجه قرار داد
[ترجمه گوگل]عبارت شرطی، ساختار ذهنی مستقل، خلق ذاتی و برخی فریم های عبارتی می تواند به عنوان نتیجه ی حذف اجزای مختلف بند حقیقی در نظر گرفته شود
5. If there were no subjunctive mood, English would be much easier.
[ترجمه ترگمان]اگر هیچ حالت subjunctive وجود نداشت، انگلیسی راحت تر می شد
[ترجمه گوگل]اگر خلق و خوی ذاتی نبود، زبان انگلیسی خیلی ساده تر می شد
6. Subjunctive mood is a verb form, indicating the speakers intention and attitude, including order, suggest, wish, hypothesis, politeness, imprecation etc.
[ترجمه ترگمان]حالت Subjunctive یک شکل فعل است که نشان دهنده قصد و نگرش speakers، از جمله سفارش، اظهار، اظهار، فرضیه، ادب، imprecation و غیره است
[ترجمه گوگل]خلق ذهنی یک فرم فعلی است که نشان می دهد قصد و نگرش سخنرانان، از جمله نظم، پیشنهاد، آرزو، فرضیه، معنویت، تحقیر و غیره
7. The imperfect subjunctive is used in purpose and result clauses.
[ترجمه ترگمان]The ناقص به منظور و بند نتیجه مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]مقررات ناقص در مقاصد و مقاصد نتیجه استفاده می شود
8. The Present Subjunctive is bad enough for married couples but the Pst is fatal.
[ترجمه ترگمان]The فعلی برای زوج های متاهل به اندازه کافی بد است، اما Pst مهلک است
[ترجمه گوگل]Subjunctive فعلی برای زوج های متاهل به اندازه کافی بد است اما Pst کشنده است
9. I wish I had learned the subjunctive mood.
[ترجمه ترگمان]ای کاش وجه وجه وجه وجه وجه وجه وجه وجه را یاد گرفته بودم
[ترجمه گوگل]آرزو می کردم که خلق و خوی ذهنی را یاد بگیرم
10. If it be asked what the subjunctive expresses, the answer is threefold.
[ترجمه ترگمان]اگر از آن چیزی که the بیان می کند سوال شود، پاسخ سه برابر است
[ترجمه گوگل]اگر از خواسته های مطرح شده بیان شود، پاسخ سه گانه است
11. Subjunctive cutting-line level adjustment method is a new data processing method to enhance the accuracy of airborne survey data and their chart's quality.
[ترجمه ترگمان]روش تنظیم سطح مقطع - خط یک روش پردازش داده جدید برای افزایش دقت داده های نقشه برداری و کیفیت نمودار آن ها است
[ترجمه گوگل]روش تعدیل سطح مقطع متداول، یک روش پردازش داده جدید برای افزایش دقت داده های سنجش هوا و کیفیت نمودار است
12. Subjunctive, conditional, aorist—each language has its own (Czech reportedly has .
[ترجمه ترگمان]Subjunctive، مشروط، aorist - هر زبان مقصد خود (چک)را دارد
[ترجمه گوگل]اسطوره ای، شرطی، آئوریست - هر زبان دارای خاصیت است (طبق گزارشات چک
13. The student found it difficult to learn the subjunctive mood of English.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان آن را دشوار یافتند تا حالت روانی انگلیسی را یاد بگیرند
[ترجمه گوگل]دانش آموزان متوجه شد که حالت ذهنی زبان انگلیسی بسیار دشوار است
14. In this sentence the verb is in the subjunctive mood.
[ترجمه ترگمان]در این جمله فعل در حالت subjunctive است
[ترجمه گوگل]در این جمله، فعل در روحیه متضاد است