• lowest in importance or degree (e.g.:"the lunch meeting is the least of my worries today"); minimal in size or magnitude (e.g.: "the least amount of cholesterol allowed")
the least
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
کمترین
در اخر
کمترین / حداقل
the least increase
کمترین افزایش
the least increase
کمترین افزایش
در رده آخر
E. g. coffee is the least of his interests
قهوه در رده آخر علائق او قرار دارد ( ییکی از آخرین چیزهایی که اون بهشون علاقه داره )
E. g. coffee is the least of his interests
قهوه در رده آخر علائق او قرار دارد ( ییکی از آخرین چیزهایی که اون بهشون علاقه داره )
کلمات دیگر: