کلمه جو
صفحه اصلی

biosphere


موجودات کره ی زمین، زیست کره، زیست سپهر، زی سپهر، بیوسفر، قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست ازجو و اب و خاک کره زمین

انگلیسی به فارسی

زیست‌کره، قسمت قابل‌زندگی کره زمین که عبارت‌است‌از: جو و آب و خاک کره زمین


بیوسفر، زیست کره


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the part of the earth and its atmosphere in which living organisms can exist.

• areas of the earth where life exists
the biosphere is the part of the earth's surface and atmosphere which is inhabited by living things; a technical term.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] زیستکره
[برق و الکترونیک] زیست سپهر قسمتی از زمین و جو آن که در آن جانوران و گیاهان زندگی می کنند.
[زمین شناسی] زیست کره بیوسفر، کره حیاتی:گاهی به آن قسمت از زمین که با اشکال مختلف حیات اشغال شده است اطلاق می شود
[معدن] زیستکره (زمین شناسی فیزیکی)
[خاک شناسی] زی سپهر
[آب و خاک] کرة زیستی، زیست کره

جملات نمونه

1. Biosphere 2 was ultimately ridiculed as a research debade, as exfravagant pseudoscience.
[ترجمه ترگمان]بیوسفر ۲ در نهایت به عنوان یک debade تحقیقاتی به عنوان exfravagant pseudoscience مورد تمسخر قرار گرفت
[ترجمه گوگل]در نهایت، بیوسفر 2 به عنوان یک تحقیق تحقیق، به عنوان خرافات فراطبیعی محرز شد

2. And this means the biosphere itself, a complex of interrelating systems that creates physical life as we know and love it.
[ترجمه ترگمان]و این به معنای خود زیست کره زیستی است که یک مجموعه از سیستم های interrelating است که زندگی فیزیکی را همان طور که می دانیم و دوست داشته، ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]و این بدان معنی است که خود بوسفور، پیچیده ای از سیستم های درونی است که زندگی فیزیکی را ایجاد می کند، همانطور که می دانیم و آن را دوست داریم

3. Ed Bass, a millionaire from Texas, bankrolled the Biosphere project.
[ترجمه ترگمان]اد باس، یک میلیونر اهل تگزاس، پروژه بیوسفر را آغاز کرد
[ترجمه گوگل]ادس باس، یک میلیونر از تگزاس، پروژه 'Biosphere' را به تصویب رساند

4. He enraged biologists by considering the biosphere of living creatures as a large chemical factory.
[ترجمه ترگمان]او زیست شناسان را با در نظر گرفتن زیست کره موجودات زنده به عنوان یک کارخانه مواد شیمیایی بزرگ عصبانی کرد
[ترجمه گوگل]او با توجه به بیوسفر موجودات زنده به عنوان یک کارخانه شیمیایی بزرگ، زیست شناسان را خشمگین کرد

5. It is the first whole atmosphere / biosphere laboratory.
[ترجمه ترگمان]آن اولین آزمایشگاه کل جو و کره زیستی است
[ترجمه گوگل]این نخستین آزمایشگاه کل اتمسفر / بیوسفر است

6. If the rest of the sustaining biosphere were absent, gardens would wither.
[ترجمه ترگمان]اگر بقیه زیست کره زیستی دست نخورده وجود نداشته باشد، باغ ها پژمرده خواهند شد
[ترجمه گوگل]اگر بقیه بیوسفر های پایدار وجود نداشت، باغ ها خشک می شدند

7. CO2 is the accepted limiting resource for the biosphere.
[ترجمه ترگمان]CO۲، منبع محدود کننده پذیرفته شده برای بیوسفر است
[ترجمه گوگل]CO2 منابع محدود پذیرفته شده برای بیوسفر است

8. When creating a biosphere remember that: Microorganisms do most of the work.
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک کره زیستی را ایجاد می کنید به خاطر داشته باشید که Microorganisms بیش ترین کار را انجام می دهند
[ترجمه گوگل]هنگام ایجاد یک بوسفره به یاد داشته باشید که میکروارگانیسم ها بیشتر کار را انجام می دهند

9. In the biosphere, the more elaborate the structure, the higher the life form.
[ترجمه ترگمان]در زیست کره زیستی، هرچه ساختار دقیق تر باشد، شکل زندگی بالاتر است
[ترجمه گوگل]در بوسفور، ساختار دقیق تر، فرم حیات بالاتر است

10. We all depend on one biosphere for sustaining our lives.
[ترجمه ترگمان]همه ما به یک زیست کره برای حفظ زندگی خود وابسته هستیم
[ترجمه گوگل]همه ما برای حفظ زندگی ما به یک بیوسفر بستگی دارد

11. As he examined the biosphere in succeeding years, he added more complex phenomena to the list of life-made.
[ترجمه ترگمان]او در حالی که کره زیستی را در سال های بعد مورد بررسی قرار می داد، پدیده های پیچیده تری را به این لیست از زندگی اضافه کرد
[ترجمه گوگل]همانطور که او در سال های پس از بررسی فضانوردی، او پدیده های پیچیده تر را به لیستی از زندگی ساخته شده اضافه کرد

12. Been included in UNESCO Man and Biosphere Protection Network.
[ترجمه ترگمان]شبکه حفاظت از بیوسفر در این نمایشگاه گنجانده شده است
[ترجمه گوگل]در شبکه حفاظت از انسان و بیوسفره یونسکو گنجانده شده است

13. The death of the individual is essential to the survival of the biosphere.
[ترجمه ترگمان]مرگ فرد برای زنده ماندن کره زیستی ضروری است
[ترجمه گوگل]مرگ فرد برای زنده ماندن از بیوسفر ضروری است

14. The glass spaceship parked in the desert is called a biosphere because the logic of the Bios runs through it.
[ترجمه ترگمان]سفینه فضایی که در بیابان پارک شده بود، کره زیستی نامیده می شود زیرا منطق of از آن عبور می کند
[ترجمه گوگل]فضاپیمای شیشه ای که در صحرا پارک شده است، یک بیوسفر نامیده می شود، زیرا منطق بایوس از آن عبور می کند

پیشنهاد کاربران

biosphere ( زمین‏شناسی )
واژه مصوب: زیست‏کُره
تعریف: تمام پهنه‏ای که اندامگان های زنده در آن زندگی می‏کنند یا برای زیست آنها مناسب است


کلمات دیگر: