1. a splint basket
سبد ساخته شده از تراشه
2. He carpentered a splint for the broken leg.
[ترجمه ترگمان]اون یه آتل واسه پای شکسته درست کرده
[ترجمه گوگل]او یک پینت را برای پا شکسته آورد
3. The doctor put a splint on the arm and bandaged it up.
[ترجمه فرامرز] دکتر یک آتل روی بازو گذاشت و آن را باندپیچی کرد
[ترجمه ترگمان]دکتر دستش را روی بازوی او گذاشت و آن را بست
[ترجمه گوگل]دکتر دستشویی را بر روی بازو گذاشت و آن را تکان داد
4. The carpenter dubbed the splint.
[ترجمه ترگمان]نجار بازویش را گرفت
[ترجمه گوگل]نجار نامیده می شود
5. She imagined a steel splint inside her giraffe neck, and felt the pain as it appeared inside her unfamiliar flesh.
[ترجمه ترگمان]او تصور کرد که یک splint فولادی در گردن her دارد و دردی را که درون گوشت نااشنا او ظاهر شده بود احساس می کرد
[ترجمه گوگل]او درون گردن زرافه خود را درون یک فولاد تصور کرد و احساس درد را در داخل گوشت ناخوشایندش احساس کرد
6. Figure - 2 : Leg splint for lower limb fracture.
[ترجمه ترگمان]شکل ۲ - ۲: شکستگی ساق برای شکستگی عضو زیرین
[ترجمه گوگل]شکل - 2 شکاف پا برای شکستگی اندام تحتانی
7. Methods: Diaplasis by technique and splint, traction with hose, according to cure of three phases.
[ترجمه ترگمان]روش ها: Diaplasis با تکنیک و اتل، کشش با شلنگ، مطابق با درمان سه مرحله
[ترجمه گوگل]روش ها با روش و اسپلینت، کشش با شلنگ، با توجه به درمان سه فاز
8. First put in the front splint plywood with threaded holes in the perpendicular to the blanket meridianal on one end of the rubber blanket and straighten, slowing down.
[ترجمه ترگمان]ابتدا در قسمت جلویی تخته splint قرار داده شد با حفره های پیچ شده در جهت عمود بر پتو، در یک طرف پتوی پلاستیکی و راست کردن، کم کردن کند
[ترجمه گوگل]ابتدا در تخته سه لبه روکش جلو با سوراخ های رشته ای در عمود بر روی یک پهنه ی عمودی در یک طرف پلاستیکی لاستیک قرار دهید و آن را راست کنید و آن را کند کنید
9. Wear splint slipper for long to have a harm to health?
[ترجمه ترگمان]برای مدت زمانی که به سلامتی آسیب وارد کرده اید، کفش استریل بپوشید؟
[ترجمه گوگل]دمپایی اسپلیت را به مدت طولانی بپوشانید تا صدمه به سلامتی داشته باشید؟
10. Objective:to observe the effect of bavarian dressing splint and paper circle external fixation to treating endoduction type surgical neck of humerus.
[ترجمه ترگمان]هدف: مشاهده اثر پانسمان شل و حلقه کاغذ circle خارجی برای درمان type نوع جراحی استخوان بازو
[ترجمه گوگل]هدف بررسی تأثیر پوشش پاشنه بویار و ضخامت کاغذ دایره کاغذ برای درمان گردن جراحی اندومتریک نوعی اندام تحتانی است
11. Wearing a dental guard or splint at night is usually the next step for bruxism.
[ترجمه ترگمان]استفاده از محافظ دندان پزشکی یا اتل در شب معمولا گام بعدی for است
[ترجمه گوگل]استفاده از گارد دندانپزشکی یا شب ادراری معمولا گام بعدی برای برکسیسم است
12. Should adjust the spacing so that the splint splint can clamp back.
[ترجمه ترگمان]باید فاصله گذاری را طوری تنظیم کنید که اتل اتل می تواند پشت گیره قرار گیرد
[ترجمه گوگل]باید فاصله را تنظیم کنید تا شکاف شکافده بتواند عقب بماند
13. The result shows that the casting splint is better than the regular splint in diffusing occlusive force, improving masticate efficiency and promoting tissue rebuilding.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که اتل انتخاب شده بهتر از اتل معمولی است که به طور منظم پخش می شود، کارایی masticate را بهبود می بخشد و بازسازی بافت را ارتقا می دهد
[ترجمه گوگل]نتیجه نشان می دهد که رینگ های ریخته گری بهتر از تکه های معمولی در انتشار نیروی انسداد هستند، بهبود کارایی ترشحات و ارتقاء بازسازی بافت
14. Lie down, please. Let me take off the splint.
[ترجمه ترگمان] دراز بکش، خواهش می کنم بذار آتل ببندم
[ترجمه گوگل]دروغ گفتن لطفا اجازه بدهید من را بردارم
15. Product has wood door luxury, composite door, door splint.
[ترجمه ترگمان]محصول دارای در چوبی، در مرکب، در کامپوزیت و اتل است
[ترجمه گوگل]محصولات دارای لوکس درب چوبی، درب کامپوزیت، درب کشویی است