کلمه جو
صفحه اصلی

stick it out


(خودمانی) تا آخر دوام آوردن، تحمل کردن

انگلیسی به فارسی

ادامه دادن، دوام آوردن


مترادف و متضاد

Persist or continue


جملات نمونه

1. He hates the job but he's determined to stick it out because he needs the money.
[ترجمه ترگمان]او از این کار نفرت دارد، اما مصمم است آن را بیرون نگه دارد، چون به پول احتیاج دارد
[ترجمه گوگل]او از کار متنفر است، اما تصمیم دارد که آن را بپوشاند، زیرا او به پول نیاز دارد

2. I'm going to stick it out just to prove to him that I can do it.
[ترجمه ترگمان]می خواهم آن را بیرون بکشم تا به او ثابت کنم که می توانم این کار را بکنم
[ترجمه گوگل]من قصد دارم آن را به درستی ثابت کنم که می توانم آن را انجام دهم

3. I may as well stick it out to the end.
[ترجمه ترگمان]من هم می توانم آن را تا آخر نگه دارم
[ترجمه گوگل]من هم ممکن است آن را به پایان برسانم

4. I shall stick it out here till he comes.
[ترجمه ترگمان]همین جا خواهم ماند تا او بیاید
[ترجمه گوگل]تا زمانی که او می آید، من آن را اینجا خواهم بست

5. I do not like this movie, but i stick it out.
[ترجمه ترگمان]، از این فیلم خوشم نمیاد ولی باه اش کنار میام
[ترجمه گوگل]من این فیلم را دوست ندارم، اما من آن را می بندم

6. Pick one person and stick it out.
[ترجمه ترگمان]یه نفر رو انتخاب کن و بیارش بیرون
[ترجمه گوگل]یک نفر را انتخاب کنید و آن را پاک کنید

7. Do you want to stick it out for the whole weekend?
[ترجمه ترگمان]می خوای کل آخر هفته ازش استفاده کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید آن را برای تمام تعطیلات آخر هفته بپوشانید؟

8. We decided to stick it out and finish the race.
[ترجمه ترگمان]ما تصمیم گرفتیم که آن را بیرون بکشیم و مسابقه را تمام کنیم
[ترجمه گوگل]ما تصمیم گرفتیم آن را ببندیم و مسابقه را تمام کنیم

9. I'll stick it out here until they are back.
[ترجمه ترگمان]همین جا نگهش می دارم تا اونا برگردن
[ترجمه گوگل]تا زمانی که برگشتم، آن را در اینجا خواهم بست

10. How did you ever manage to stick it out so long, Mr. Almstadt?
[ترجمه ترگمان]آقای \"Almstadt\"، چطور تونستی این همه مدت اینو تحمل کنی؟
[ترجمه گوگل]چطور تا به حال آقای المستدت موفق به چسباندن آن شده اید؟

11. Success is mine if I stick it out.
[ترجمه ترگمان]اگر آن را بیرون بیاورم، موفقیت مال من است
[ترجمه گوگل]اگر من آن را ترک کنم، موفقیت من است

12. I was ready to stick it out.
[ترجمه ترگمان]من آماده بودم که آن را بیرون بکشم
[ترجمه گوگل]من آماده بودم آن را بپوشم

13. I can stick it out a few more minutes.
[ترجمه ترگمان] میتونم چند دقیقه دیگه دووم بیارم
[ترجمه گوگل]من می توانم آن را چند دقیقه بیشتر چوب

14. I have to stick it out for at least a year!
[ترجمه ترگمان]حداقل یک سال است که باید آن را تحمل کنم!
[ترجمه گوگل]من باید آن را حداقل برای یک سال باقی بگذارم!

15. I shall stick it out here until they are back.
[ترجمه ترگمان]من آن را تا وقتی که آن ها برگردند از اینجا بیرون خواهم برد
[ترجمه گوگل]تا زمانی که برگشتم، آن را در اینجا خواهم بست

پیشنهاد کاربران

خودمانی :چسبیدن به کار ی

مجبور به ادامه دادن کاری بر خلاف میل ( اصطلاح )

ادامه کار تا انتها ، حتی وقتی دشوار یا کسل کننده باشد ( اصطلاح عامیانه )

تا ته کاری رو انجام دان
It was a hard time for him but he managed to stick it out

تحمل کند

Stick it out with my husband or take the chance of losing my son
سوختن و ساختن، تحمل کردن


کلمات دیگر: