کلمه جو
صفحه اصلی

supremacist


برتری گرای، خود برتر پندار، خود برتر پندار white supremacists سفید پوستان برتری گرای

انگلیسی به فارسی

برتری گرای، خود برتر پندار


غافلگیر کننده


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a person who promotes the idea that a certain race or group is or should be supreme.

- a white supremacist
[ترجمه یوسف] یک سفیدپوست نژادپرست
[ترجمه ترگمان] a سفید بود
[ترجمه گوگل] یک سوپرمن سفید

• one who believes in the supremacy of a particular group, advocate of supremacy
supremacist organizations and ideas promote the belief that one group of people should be more powerful and have more influence than other groups.

جملات نمونه

1. In a male supremacist society the only obscenity law that will not be used against women is no law at all.
[ترجمه ترگمان]در جامعه supremacist، تنها قانون obscenity که علیه زنان مورد استفاده قرار نمی گیرد، هیچ قانونی نیست
[ترجمه گوگل]در یک جامعه سوسیالیست مرد، تنها قانون ناخوشایندی که علیه زنان مورد استفاده قرار نخواهد گرفت، هیچ قانونی نیست

2. There is growing evidence that white supremacist groups are renewing hate campaigns against Aborigines in some provincial towns.
[ترجمه ترگمان]شواهد رو به رشدی وجود دارد مبنی بر اینکه گروه های supremacist سفیدپوست در حال تجدید مبارزات نفرت علیه Aborigines ها در برخی از شهرهای استان هستند
[ترجمه گوگل]شواهد فزاینده ای وجود دارد که گروه های سوپرمای سفید در حال تجدید مبارزات ضد نفر علیه بومیان در برخی از شهرهای استانی هستند

3. Toole says all the Montana groups have white supremacist links.
[ترجمه ترگمان]Toole می گوید که همه گروه های مونتانا، پیوندهای supremacist سفید دارند
[ترجمه گوگل]Toole می گوید همه گروه های مونتانا دارای پیوندهای سوپرمن سفید هستند

4. The killer: a white supremacist named Robert Chambliss.
[ترجمه ترگمان]قاتل: یک supremacist سفید به نام رابرت چمبلیس
[ترجمه گوگل]قاتل یک قهرمان سفیدپوست به نام Robert Chambliss

5. Two white supremacist skinheads were arrested in Tennessee over plans to go on a killing spree and eventually shoot Democratic presidential candidate Barack Obama, court documents showed on Tuesday.
[ترجمه ترگمان]دو تن از آن ها در روز سه شنبه در تنسی با دو تن از skinheads سفید پوست در ایالت تنسی دستگیر شدند و در نهایت نامزد ریاست جمهوری دموکرات، باراک اوباما، شدند اسناد دادگاه روز سه شنبه نشان داده شد
[ترجمه گوگل]دو پوست سرخ پوستی سفیدپوست در شهر تنسی دستگیر شدند و قصد داشتند به یک قاتل قتل برسند و در نهایت باراک اوباما، نامزد انتخابات ریاست جمهوری دمکراتیک بودند، اسناد دادگاه روز سه شنبه نشان دادند

6. The footnote, for instance, that the white supremacist website stormfront. org temporarily went dead on 5 November, the day after the election, because it was so inundated with requests for membership.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، پاورقی منتشر شده در وب سایت supremacist white org به طور موقت در ۵ نوامبر، روز بعد از انتخابات به طور موقت کشته شد، چرا که از درخواست ها برای عضویت آن اشباع شده بود
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال پاورقی که وب سایت سفیدپردازی سفیدپوست دارد اردل به طور موقت در روز 5 نوامبر، روز بعد از انتخابات، مرده بود، زیرا با درخواست های عضویت در این ناحیه غرق شد

7. But not all white supremacist leaders are mindful of their actions or care to be.
[ترجمه ترگمان]اما همه رهبران supremacist سفید از اعمال یا مراقبت های خود آگاه نیستند
[ترجمه گوگل]اما نه همه رهبران سفیدپوستان سفیدپوستان از اقدامات خود و یا مراقبت می کنند

8. South African white supremacist leader Eugene Terreblanche has been killed on his farm in the country's north-west.
[ترجمه ترگمان]رهبر supremacist سفیدپوست آفریقای جنوبی، یوجین Terreblanche، در مزرعه خود در شمال باختری کشور کشته شده است
[ترجمه گوگل]یوجین Terreblanche رهبر سفیدپوست سفیدپوست آفریقای جنوبی در مزرعه خود در شمال غربی کشور کشته شده است

9. They downplay, or justify, the proliferation of white supremacist - tinged paramilitary groups, police violence, and racial profiling.
[ترجمه ترگمان]آن ها کم اهمیت نشان می دهند، یا توجیه می کنند، تکثیر گروه های شبه نظامی گری supremacist سفید، خشونت پلیس و پروفایل های نژادی را توجیه می کنند
[ترجمه گوگل]آنها موجب فروپاشی گروه های شبه نظامی سفیدپوست سفیدپوست، خشونت پلیس و طبقه بندی نژادی می شوند یا توجیه می کنند

10. Mr Brewer, a white supremacist, was about to be executed for a murder committed in 199 when he and two other men tortured a black man, James Byrd Jr, and dragged him to death behind a truck.
[ترجمه ترگمان]آقای بروئر، که یک supremacist سفید پوست بود، در حال اعدام برای یک قتل در ۱۹۹ وقتی بود که او و دو مرد دیگر یک مرد سیاه پوست، جیمز برد پسر را شکنجه دادند و او را در پشت یک کامیون کشتند
[ترجمه گوگل]آقای Brewer، یک قهرمان سفیدپوست، برای قتل در سال 199 متهم شد، زمانی که او و دو نفر دیگر یک مرد سیاه پوست، جیمز بیرد جر را شکنجه دادند و او را در کامیون کشتند

11. The vast majority of these groups promote white supremacist beliefs, and range from skinheads living in urban areas to the KKK ,which is based largely in rural settings.
[ترجمه ترگمان]اکثریت قریب به اتفاق این گروه ها اعتقادات supremacist سفید را ترویج می کنند و از کله skinheads که در مناطق شهری زندگی می کنند تا the، که عمدتا در مناطق روستایی است، زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]اکثریت قریب به اتفاق این گروه ها، اعتقادات قومی را به پیش می برند و از پوست اسرار آمیز در مناطق شهری تا KKK، که عمدتا در محیط های روستایی قرار دارد، دامنه می گیرند

12. They changed the subject by noting their prosecution of some highly publicized cases against the Klan and other white supremacist organizations.
[ترجمه ترگمان]آن ها موضوع را با اشاره به پی گیری برخی موارد عمومی علیه کلان و دیگر سازمان های supremacist سفید تغییر دادند
[ترجمه گوگل]آنها با توجه به تعقیب برخی از موارد بسیار تبلیغاتی علیه کلان و دیگر سازمان های سفیدپوست سفید، موضوع را تغییر دادند

13. "They let the enemy build mosques in our midst, let them rob our old folk and mingle blood with our women, " says the white supremacist of the Norwegian political class.
[ترجمه ترگمان]supremacist سفید از طبقه سیاسی نروژ می گوید: \" آن ها به دشمن اجازه می دهند تا در میان ما مسجد بسازند، به آن ها اجازه بدهیم که مردم قدیمی ما را غارت کنند و با زنان ما خون بروند \"
[ترجمه گوگل]می گوید: 'آنها اجازه دادند که دشمن در میان ما مساجد را بسازند، به طوری که آنها می توانند قوم قدیمی ما را غارت کنند و خون های ما را با زنان ما بشکنند'، برکت سفید از طبقه سیاسی نروژ می گوید

14. I became a high priest of satanism—and even let others drink my blood. I joined a white supremacist gang.
[ترجمه ترگمان]من یه کاهن بزرگ از \"satanism\" شدم و حتی گذاشتم بقیه خون منو بخورن من عضو یه گروه \"supremacist سفید\" شدم
[ترجمه گوگل]من یک کشیش بزرگ ساتنیزم شدم و حتی اجازه دادم دیگران خون من را بخورند من به یک باند سوپرمنیست سفید پیوستم

white supremacists

سفیدپوستان برتری‌گرای


پیشنهاد کاربران

نژاد پرست


کلمات دیگر: