1. we ate in a swelter sweat dripping from our shirts
ما در گرمای سوزان غذا خوردیم و عرق از پیراهن هایمان می چکید.
2. The soldiers were sweltering in their uniforms.
[ترجمه ترگمان]سربازان با یونیفورم های خود به هم ریخته بودند
[ترجمه گوگل]سربازان در لباس خود سرگردان بودند
3. Passengers sweltered in temperatures of over 90?F.
[ترجمه ترگمان]مسافران در دمای بیش از ۹۰ درجه در دمای بیش از ۹۰ قرار دارند؟ اف
[ترجمه گوگل]مسافران در دماهای بیش از 90 درجه فارنهایت فرو می ریزند
4. They sweltered in temperatures rising to a hundred degrees.
[ترجمه ترگمان]آن ها در دماهای بالاتر از صد درجه افزایش پیدا می کنند
[ترجمه گوگل]آنها در درجه حرارت صعودی تا صد درجه قرار گرفتند
5. Crowds of shoppers sweltered in the summer heat.
[ترجمه ترگمان]جمعیت خریداران در گرمای تابستان افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]توده های خریداران در تابستان گرم می شوند
6. In the summer, it's sweltering in the smaller classrooms.
[ترجمه ترگمان]در تابستان، در کلاسه ای کوچک تر داغ است
[ترجمه گوگل]در تابستان، در کلاس های کوچکتر سوپرایز می شود
7. We were sweltering at the beach.
[ترجمه ترگمان] توی ساحل تشنه بودیم
[ترجمه گوگل]ما در ساحل غرق شدیم
8. We were sweltering in our winter clothes.
[ترجمه ترگمان]در لباس های زمستانی ما به هم ریخته بودیم
[ترجمه گوگل]ما در لباس زمستانه ما سرفه کردیم
9. Everyone headed for the beach on that sweltering summer afternoon.
[ترجمه ترگمان]همه به سمت ساحل در آن بعدازظهر گرم تابستان می رفتند
[ترجمه گوگل]هر کس برای ساحل در آن تابستان بعد از ظهر تابستان به سر می برد
10. Or sweltering in taxis waiting to take the pilgrims to a restaurant.
[ترجمه ترگمان]یا در حالی که در تاکسی ها منتظر بودند تا زائران را به رستوران ببرند
[ترجمه گوگل]یا سوار شدن در تاکسی در انتظار زائران به یک رستوران
11. Hundreds of children sweltering in the heat went to the neighborhood pool.
[ترجمه ترگمان]صدها کودک که در گرما گرم شده بودند به برکه مجاور رفتند
[ترجمه گوگل]صدها نفر از بچه ها در گرما به سر می بردند
12. In the sweltering afternoon steam bath it felt refreshing.
[ترجمه ترگمان]در حمام بخار بعد از ظهر گرما احساس طراوت کرد
[ترجمه گوگل]در حمام بخار بعد از ظهر سوپرمن احساس طراوت شد
13. On a sweltering, humid summer day, no one in Philly sweats.
[ترجمه ترگمان]در یک روز گرم و گرم تابستان هیچ کس تو فیلادلفیا کار نمیکنه
[ترجمه گوگل]در روز قیامت، روز مرطوب، هیچ کس در عرق فیلمی نیست
14. After that sweltering afternoon in May, we went through a period of epic heat, the hottest summer in living memory.
[ترجمه ترگمان]بعد از آن بعد از ظهر داغ ماه مه، ما در یک دوره از گرمای حماسی، گرم ترین تابستان در حافظه زنده، رفتیم
[ترجمه گوگل]بعد از ظهر جمعه در ماه مه، ما از دوره ای از گرما حماسی گذشتیم که داغترین تابستان در حافظه زندگی بود