1. spurred boots
چکمه ی مهمیزدار
2. spurred boots
چکمه های مهمیزدار
3. he spurred his horse to go faster
به اسبش مهمیز زد که تندتر برود.
4. his mother spurred him on to finish his education
مادرش او را ترغیب می کرد که تحصیلاتش را تمام کند.
5. then nadder spurred on toward kharazm
سپس نادر به صوب خوارزم شتافت.
6. The knight spurred on to the castle.
[ترجمه ترگمان]شوالیه به طرف قلعه شتافت
[ترجمه گوگل]شوالیه به قلعه حمله کرد
7. The horse was tired, but the rider spurred him on and reached the post first.
[ترجمه ترگمان]اسب خسته بود، اما سوار آن را مهمیز زد و اول به پست رسید
[ترجمه گوگل]اسب خسته بود، اما سوارکار او را به پیش گذاشت و به اولین پست رسید
8. He spurred on his car and went to the office on time.
[ترجمه mazaher] او به ماشینش سرعت داد تا سروقت ب اداره برسد
[ترجمه ترگمان]او اسبش را تحریک کرد و به موقع به اداره رفت
[ترجمه گوگل]او ماشین خود را تحریک کرد و به موقع به دفتر رفت
9. He spurred his horse to catch the last post.
[ترجمه ترگمان]اسبش را پیش کشید تا آخرین تیر را بگیرد
[ترجمه گوگل]او برای گرفتن آخرین پست اسب خود را تحریک کرد
10. As he shouted his order he spurred the horse forward suddenly.
[ترجمه ترگمان]و همچنان که فرمان داد اسبش را به سرعت پیش راند
[ترجمه گوگل]همانطور که فرمان او را فریاد می زند، ناگهان اسب را به جلو می برد
11. His misfortunes spurred him to write.
[ترجمه ترگمان]misfortunes او را برای نوشتن واداشت
[ترجمه گوگل]بدبختی های او او را به نوشتن دعوت کرد
12. The riders spurred their horses forward.
[ترجمه ترگمان]سواران اسب های خود را پیش راندند
[ترجمه گوگل]سواران سوار بر اسب خود شدند
13. He was spurred on by his friends when he failed the match.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که در مسابقه شکست خورد، دوستانش او را تحریک کردند
[ترجمه گوگل]وقتی که او بازی را شکست داد، او توسط دوستانش فریب خورد
14. History is littered with men and women spurred into achievement by a father's disregard.
[ترجمه ترگمان]تاریخ مملو از مردان و زنان است که با بی توجهی پدرش به موفقیت دست یافته اند
[ترجمه گوگل]تاریخ با مردان و زنان آشفته شده است، ناشی از نادیده گرفتن پدر است
15. The rider spurred on/forward to his destination.
[ترجمه ترگمان]سوار مهمیز زد و به سوی مقصد حرکت کرد
[ترجمه گوگل]سوار به سمت مقصد به جلو / به جلو حرکت کرد
16. The magnificent goal spurred the team on to victory.
[ترجمه ترگمان]این گل باشکوه تیم را وادار به پیروزی کرد
[ترجمه گوگل]هدف با شکوه تیم را به پیروزی رساند