1. The grilled chicken had a wonderful flavour and succulence.
[ترجمه ترگمان]جوجه کبابی بوی خوبی می داد و آب داشت
[ترجمه گوگل]مرغ کبابی دارای عطر و طعم فوق العاده ای بود
2. I must determine how much succulence to be stored in accordance with the quantity of the livestock.
[ترجمه ترگمان]من باید مشخص کنم که چقدر succulence باید مطابق با مقدار دام ها ذخیره شود
[ترجمه گوگل]من باید تعیین کنم که میزان سوسپانسیون را با توجه به میزان حیوانات ذخیره کند
3. In order to endure salinity, salt-dilution halophyte, the Suaeda salsa took the most important measures of succulence of some organs.
[ترجمه ترگمان]به منظور تحمل شوری، نمک - رقیق شدگی، سالسا، most measures برخی از اندام ها را به خود اختصاص داد
[ترجمه گوگل]به منظور تحمل شوری، حلال نمکی از هالوفیت، سعادت سوئایا مهمترین اقدامات سکته مغزی برخی از ارگان ها را گرفت
4. In terms of the quality of the meat, fresh meat has more mixed succulence, bad and sour smell.
[ترجمه ترگمان]از لحاظ کیفیت گوشت تازه، گوشت تازه succulence، بوی بد و ترش دارد
[ترجمه گوگل]از لحاظ کیفیت گوشت، گوشت تازه دارای ساکتی بیشتر، بوی بد و ترش است
5. Young lively style, fresh and tender Da Kuai, golden succulence fried chicken, satisfied and dead cert getting the whole nation consumer.
[ترجمه ترگمان]سبک سر و صدایی جوان، شاداب و لطیف، مرغ سرخ شده، مرغ سرخ شده، راضی و مرده که کل مصرف کنندگان کل کشور را به دست می آورد
[ترجمه گوگل]سبک جوان پر جنب و جوش، تازه و ملایم دا Kuai، طعم طلایی مرغ سرخ شده، مرده راضی و مرده گرفتن کل مصرف کننده کشور است