• take away one's confidence, remove one's security
cut the ground from under one's feet
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
کاری کنی که نظرهای اونها کم تاثیر تر به نظر بیاد با انجام دادن یک کار پیش بینی نشده
یک دفعه ای برای کسی مشکل درست کردن
کلمات دیگر: