کلمه جو
صفحه اصلی

chain smoker


کسیکه پشت سرهم سیگار میکشد

انگلیسی به فارسی

کسی که پشت سرهم سیگار میک شد


انگلیسی به انگلیسی

• person who smokes many cigarettes in a row, person who continuously smokes
a chain-smoker is a person who smokes cigarettes continuously.

جملات نمونه

1. Chain smokers don't care about the dangers of smoking.
[ترجمه ترگمان]افراد سیگاری به خطرات سیگار کشیدن اهمیت نمی دهند
[ترجمه گوگل]سیگاری های زنجیره ای به خطرات سیگار کشیدن اهمیت نمی دهند

2. Yes, he's a chain smoker.
[ترجمه گلی افجه ] بله او یکسره سیگار می کشد
[ترجمه ترگمان] آره، یه سیگاری
[ترجمه گوگل]بله، او یک سیگاری زنجیره ای است

3. After twenty years as a chain smoker Mr Nathe has given up the habit.
[ترجمه ترگمان]پس از بیست سال به عنوان یک فرد سیگاری، آقای Nathe عادت خود را اعلام کرده است
[ترجمه گوگل]پس از بیست سال به عنوان یک سیگاری زنجیره ای، آقای Nathe عادت کرده است

4. He recently kicked a lifetime habit as a chain smoker, a typical example of the famous MacSharry willpower, say observers.
[ترجمه ترگمان]به گفته ناظران، او به تازگی یک عادت همیشگی را به عنوان یک فرد سیگاری به عنوان یک نمونه معمول از willpower مشهور MacSharry آغاز کرده است
[ترجمه گوگل]ناظران می گویند که او اخیرا یک عادت طول عمر را به عنوان یک سیگاری سیگاری نامگذاری کرده است، نمونه ای از اراده قوی معروف مکاشری

5. Henry chain smoker, consuming at least five packs a day.
[ترجمه ترگمان]هنری سیگار می کشد و روزانه پنج بار مصرف می کند
[ترجمه گوگل]هنری سیگاری زنجیره ای، مصرف حداقل پنج بسته در روز

6. He is no smoker, but his father is chain smoker.
[ترجمه گلی افجه ] او سیگاری نیست اما پدرش مدام سیگار می کشد
[ترجمه ترگمان]او سیگاری نیست، اما پدرش سیگاری است
[ترجمه گوگل]او سیگاری نیست، اما پدرش سیگاری زنجیره ای است

7. Henry is a chain smoker, smoking at least five packs a day.
[ترجمه ترگمان]هنری سیگار می کشد و روزانه پنج بار سیگار می کشد
[ترجمه گوگل]هنری یک سیگاری زنجیره ای است که هر روز حداقل پنج بسته را سیگار می کشد

8. There is a chain smoker in my office. He's a real nusiance.
[ترجمه ترگمان] یه سیگاری تو دفترم هست اون یه nusiance واقعیه
[ترجمه گوگل]در دفتر من سیگار کشیدن زنجیری وجود دارد او یک شوخی واقعی است

9. President Conte, a diabetic and chain smoker, had been ill for several years.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور کونته، یکی از بیماران دیابتی و زنجیر دار، چندین سال بیمار بود
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور کنت، یک فرد سیگاری دیابتی و زنجیره ای، چندین سال بیمار بوده است

10. Tom is a chain smoker, consuming at least five packs a day.
[ترجمه ترگمان]تام یک فرد سیگاری است که روزانه پنج بار مصرف می کند
[ترجمه گوگل]تام سیگاری زنجیره ای است، مصرف حداقل پنج بسته در روز

11. The actor is a chain smoker.
[ترجمه گلی افجه ] بازیگر مرد یک سیگاری قهار است
[ترجمه ترگمان]این بازیگر یک فرد سیگاری است
[ترجمه گوگل]بازیگر یک سیگاری زنجیره ای است

12. He's a chain smoker.
[ترجمه ترگمان]این سیگاری است
[ترجمه گوگل]او سیگاری زنجیره ای است

13. I am a chain smoker.
[ترجمه گلی افجه ] من زیاد سیگار می کشم
[ترجمه ترگمان]من یک فرد سیگاری هستم
[ترجمه گوگل]من یک سیگاری هستم

14. I'm a chain smoker.
[ترجمه ترگمان] من یه سیگاری هستم
[ترجمه گوگل]من یک سیگاری هستم

پیشنهاد کاربران

اصطلاح عامیانه در زبان فارسی به chain smoker میگن=> سیگاریِ تیر
اصطلاح کمی رسمی تر به chain smoker میگن=> سیگاریِ قهار

به کسی میگن که دائم در حال مصرف سیگار میباشد

پشت هم سیگار کشیدن
سیگاری شدید

دودکش!

من از یه جا شنیده بودم می گفتن

�طرف آتیش به آتیش سیگار می کشه�

یا

�طرف با سیگار، سیگار روشن می کنه�


کلمات دیگر: