1. cruise control
(اتومبیل) بهین رو،کروز کنترل
2. their cruise lasted five days
دریا گردی آنها پنج روز طول کشید.
3. to cruise the persian gulf in a sailboat
با کشتی بادبانی خلیج فارس را نوردیدن
4. a shakedown cruise
سفر آزمایشی با کشتی نو
5. she always dreamed of a long cruise on a luxury ship
او همیشه خواب یک سفر طولانی در یک کشتی مجلل را می دید.
6. The car will cruise at 80 mph in top gear.
[ترجمه Dina-2gfm] خودرو با سرعت 80 مایل در هر ساعت با دنده ی بالا حرکت می کند ( گردش می کند )
[ترجمه ترگمان]این خودرو با سرعت ۸۰ مایل بر ساعت سوار خواهد شد
[ترجمه گوگل]این خودرو با سرعت 80 مایل در ساعت در دنده بالا گردش می کند
7. I'd love to go on a round-the-world cruise.
[ترجمه Amir] من دوست دارم به سفر دریایی دور دنیا بروم
[ترجمه ترگمان]دوست دارم یه سفر دور دنیا رو شروع کنم
[ترجمه گوگل]من دوست دارم به کروز دور دنیا بروم
8. I'll cruise over to your place about three.
[ترجمه ترگمان]من در حدود سه سال به محل شما سفر می کنم
[ترجمه گوگل]من حدود سه بار به جایی می رسم
9. The cruise was advertised as the 'journey of a lifetime'.
[ترجمه ترگمان]این سفر دریایی به عنوان سفر یک عمر تبلیغ شد
[ترجمه گوگل]کروز به عنوان 'سفر یک عمر' تبلیغ شد
10. The aim of the cruise was to awaken an interest in and an understanding of foreign cultures.
[ترجمه ترگمان]هدف این سفر، بیدار کردن علاقه و درک فرهنگ های خارجی بود
[ترجمه گوگل]هدف این کروز، تشویق و درک فرهنگ های خارجی بود
11. Their dream turned into a nightmare as the cruise ship began to sink.
[ترجمه Bahar_farzin46613] رویای آنها تبدیل شد به کابوسی از کشتی در حال غرق شدن
[ترجمه ترگمان]رویای آن ها به کابوسی تبدیل شد که کشتی کروز در حال غرق شدن بود
[ترجمه گوگل]رویای آنها تبدیل به یک کابوس به عنوان کشتی کروز شروع به غرق شدن
12. He was billed as the new Tom Cruise.
[ترجمه ترگمان]تام کروز جدید نام داشت
[ترجمه گوگل]او به عنوان تازه وارد تام کروز بود
13. Tom Cruise has performed his own stunts for Mission Impossible defying warnings from professionals.
[ترجمه ترگمان]تام کروز (تام کروز)ترفندهای خاص خود را برای ماموریت غیر ممکن از جانب حرفه ای ها انجام داده است
[ترجمه گوگل]تام کروز کارهای خود را برای ماموریت غیر ممکن انجام می دهد و هشدارها را از حرفه ای ها برطرف می کند
14. Don's story unfolded as the cruise got under way.
[ترجمه ترگمان]این داستان زمانی آشکار شد که سفر دریایی در حال انجام است
[ترجمه گوگل]داستان دون به عنوان کروز در جریان بود
15. The cruise included several days ashore.
[ترجمه ترگمان]این سفر شامل چند روز در ساحل شد
[ترجمه گوگل]کروز شامل چندین روز در ساحل بود
16. The cruise ship is a four-decker.
[ترجمه ترگمان]کشتی سیاحتی یک - چهار طبقه است
[ترجمه گوگل]کشتی کروز چهار طبقه است
17. We went on a cruise, a first for both of us.
[ترجمه ترگمان] ما به یه سفر دریایی رفتیم، برای هر دومون
[ترجمه گوگل]ما یک کروز رفتیم، اولین بار برای هر دو ما
18. I've always wanted to go on a cruise.
[ترجمه ترگمان]من همیشه دلم می خواست به یک سفر دریایی بروم
[ترجمه گوگل]من همیشه می خواستم بر روی کروز حرکت کنم
19. As you cruise the waterways, feast your eyes on the gorgeous views of the illuminated city.
[ترجمه ترگمان]همان طور که تو راه آبی را گشتی، چشم هایت را روی نمای زیبای شهر روشن می کنی
[ترجمه گوگل]همانطور که آبراه ها را می گذرانید، چشم های خود را بر روی دیدگاه های زرق و برق دار شهر روشن می سوزانید
20. They've just set off on a round-the-world cruise.
[ترجمه ترگمان]آن ها به یک سفر دور و اطراف سفر کرده اند
[ترجمه گوگل]آنها فقط در یک کروز دور دنیا حضور دارند