کلمه جو
صفحه اصلی

standardised

انگلیسی به فارسی

استاندارد شده، متعارف کردن، مطابق درجه معینی دراوردن، همگون کردن، مرسوم کردن


انگلیسی به انگلیسی

• made to conform with a standard, adhering to standards, having basic rules or protocols (also standardized)

جملات نمونه

1. We also calculated standardised mortality ratios for all hypertensive patients.
[ترجمه ترگمان]ما همچنین نسبت های مرگ و میر را برای تمام بیماران با فشار خون فشار خون بالا محاسبه کردیم
[ترجمه گوگل]ما همچنین نسبت مرگ و میر استاندارد شده را برای همه بیماران مبتلا به فشار خون بالا محاسبه کردیم

2. Between the two extremes of standardised and non-standardised interviews is the large category of semi-structured interviews.
[ترجمه ترگمان]بین دو حد افراطی و غیر استاندارد، مقوله بزرگ مصاحبه نیمه ساختاریافته است
[ترجمه گوگل]بین دو افراط مصاحبه های استاندارد شده و غیر استاندارد، دسته های بزرگ مصاحبه نیمه ساختار یافته است

3. These men also had the highest standardised mortality ratio for all causes of death.
[ترجمه ترگمان]این مردان همچنین دارای بالاترین میزان مرگ و میر استاندارد برای همه علل مرگ بودند
[ترجمه گوگل]این مردان همچنین دارای بالاترین میزان مرگ و میر استاندارد شده برای همه علل مرگ بوده اند

4. It is therefore crucial to include standardised mortality ratios alongside age weightings to correct for variations in life expectancy.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، مهم است که نسبت های بالای مرگ و میر را در کنار weightings عصر برای تصحیح تغییرات در امید به زندگی، در نظر داشته باشیم
[ترجمه گوگل]بنابراین مهم است که در مقایسه با وزن سالیانه، میزان مرگ و میر استاندارد شده را در نظر بگیریم تا تغییرات در امید به زندگی درست شود

5. It is a more standardised approach than the funds flow statement.
[ترجمه ترگمان]این یک رویکرد استاندارد شده نسبت به بیانیه جریان وجوه است
[ترجمه گوگل]این یک رویکرد استاندارد تر از بیانیه جریان سرمایه است

6. Right and wrong must be standardised, or there will always be people who have the burden of guilt complexes.
[ترجمه ترگمان]درست و غلط باید استاندارد شده باشد، وگرنه همیشه کسانی هستند که مسئولیت of را بر دوش دارند
[ترجمه گوگل]درست و غلط باید استاندارد شود، یا همیشه افرادی وجود دارند که بار گناهان مجرمان را داشته باشند

7. There were no trends in standardised mortality ratios from cardiovascular disease or other causes with the number of previous pregnancies.
[ترجمه ترگمان]هیچ گرایشی در مورد نسبت های مرگ و میر در رابطه با بیماری های قلبی عروقی یا دلایل دیگر با تعداد of پیش از بارداری وجود ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ تغییری در میزان مرگ و میر استاندارد شده از بیماری های قلبی عروقی و سایر علل با تعداد حاملگی های قبلی وجود ندارد

8. During the baseline examinations the subjects underwent a standardised dental examination.
[ترجمه ترگمان]در امتحانات سطح پایه، افراد تحت معاینه دندان استاندارد قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]در طی آزمایشات پایه، افراد تحت معاینه استاندارد دندانپزشکی قرار گرفتند

9. The less standardised section is used to elicit information more varied and qualitative in character.
[ترجمه ترگمان]بخش استاندارد کم تر برای استخراج اطلاعات بیشتر و کیفی مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]بخش کمتر استاندارد شده برای استخراج اطلاعات متنوع و کیفی در شخصیت استفاده می شود

10. Death rates were expressed as standardised mortality ratios, with the national average as 100.
[ترجمه ترگمان]میزان مرگ و میر در برابر نرخ مرگ و میر، با میانگین ملی به شکل ۱۰۰ ذکر شده است
[ترجمه گوگل]نرخ مرگ و میر به عنوان نسبت مرگ و میر استاندارد شده، با میانگین ملی به 100 نفر بیان شد

11. Standardised mortality ratios from cardiovascular disease showed no trend with placental weight.
[ترجمه ترگمان]نسبت های مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی عروقی هیچ گرایشی را با وزن placental نشان نداد
[ترجمه گوگل]نسبت مرگ و میر استاندارد شده از بیماری های قلبی عروقی هیچ روند با وزن جفتی نشان نداد

12. Proliferating cell nuclear antigen immunohistochemical technique although a promising method of assessing cell proliferation has yet to be fully standardised.
[ترجمه ترگمان]با این حال یک روش امیدوار کننده برای ارزیابی تکثیر سلولی به طور کامل استاندارد شده است
[ترجمه گوگل]اگرچه یک روش امیدوارکننده برای ارزیابی تکثیر سلولی هنوز به طور کامل استاندارد نشده است، اما روش پیشگیری از آنتی ژن هسته ای سلول های ایمنی هیستوشیمیایی

13. To limit sampling error, we took multiple biopsy specimens at standardised sites.
[ترجمه ترگمان]برای محدود کردن خطای نمونه گیری، از نمونه های نمونه برداری چندگانه در محل های استاندارد استفاده کردیم
[ترجمه گوگل]برای محدود کردن خطای نمونه گیری، نمونه های بیوپسی چندگانه را در سایت های استاندارد انجام دادیم

14. The numerical score may be either an age equivalent or a standardised score.
[ترجمه ترگمان]امتیاز عددی می تواند یا معادل سن یا امتیاز استاندارد باشد
[ترجمه گوگل]نمره عددی ممکن است یک معادل سن یا یک نمره استاندارد باشد

15. The overall death rate from cardiovascular disease was close to the national average, the standardised mortality ratio being 9
[ترجمه ترگمان]نرخ کلی مرگ ناشی از بیماری های قلبی - عروقی نزدیک به میانگین ملی بود
[ترجمه گوگل]نرخ کلی مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی عروقی نزدیک به میانگین ملی بود، نسبت مرگ و میر استاندارد شده 9 است

پیشنهاد کاربران

استاندارد سازی شده

میزان تعیین شده ( معیار )

استانداردشده، برسنجیده


کلمات دیگر: