سقوط کرد، تلو تلو خوردن، لغزیدن، سکندری خوردن، لکنت داشتن
stumbled
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
به طور اتفاقی برخورد کردن با چیزی
لغزیدن، تلوتلو خوردن
lose your balance and fall down.
Grey's anatomy ep2
He stumbled right into the hospital
خودش تلوتلوخوران اومده تو بیمارستان
He stumbled right into the hospital
خودش تلوتلوخوران اومده تو بیمارستان
کلمات دیگر: