کلمه جو
صفحه اصلی

stutter


معنی : لکنت، بالکنت حرف زدن، لکنت داشتن
معانی دیگر : صدای مکرر ایجاد کردن، تق تق کردن، رجوع شود به: stammer، لکنت زبان، تته پته

انگلیسی به فارسی

لکنت، لکنت داشتن، بالکنت حرف زدن


لکنت داشتن، بالکنت حرف زدن، لکنت


انگلیسی به انگلیسی

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: stutters, stuttering, stuttered
(1) تعریف: to speak with involuntary blocking or repetition of sounds, as if unable to complete or begin certain words.
مترادف: stammer
مشابه: falter, stumble

(2) تعریف: to operate or move with a rapid, jarring repetition of motion, as a defective machine or the faulty brakes of an automobile.
مشابه: falter, knock, sputter
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to pronounce or say with a stutter.
مترادف: stammer
مشابه: sputter
اسم ( noun )
مشتقات: stutteringly (adv.), stutterer (n.)
(1) تعریف: a speech impairment that causes one to stutter.
مترادف: stammer
مشابه: impediment

(2) تعریف: an act or instance of stuttering.
مترادف: stammer
مشابه: falter

• tendency to falter or pause frequently while speaking, stammer
falter or pause frequently while speaking, stammer
if you stutter, you have difficulty speaking, because you keep repeating certain sounds.
someone who has a stutter tends to stutter when they speak.

مترادف و متضاد

لکنت (اسم)
stammer, stutter

با لکنت حرف زدن (فعل)
stutter

لکنت داشتن (فعل)
stumble, fribble, stutter

speak haltingly


Synonyms: dribble, falter, hesitate, splutter, sputter, stammer, stumble


Antonyms: continue


جملات نمونه

1. He spoke with a pronounced stutter.
[ترجمه ترگمان]با لکنت زبان صحبت کرد
[ترجمه گوگل]او با لکنت آشکار صحبت کرد

2. Then I heard the train stutter out of the staiton.
[ترجمه ترگمان]بعد صدای لکنت قطار را شنیدم
[ترجمه گوگل]سپس شنیده ام که قطار خاموش است

3. He spoke with a stutter, which got worse when he was angry.
[ترجمه ترگمان]با لکنت حرف می زد که وقتی عصبانی می شد بدتر می شد
[ترجمه گوگل]او با یک لکنت صحبت کرد، که وقتی عصبانی شد، بدتر شد

4. I managed to stutter a reply.
[ترجمه ترگمان]با لکنت جواب دادم
[ترجمه گوگل]من موفق به لکه گیری یک پاسخ

5. Toni's developed a slight stutter over the last few months.
[ترجمه ترگمان]تونی در چند ماه گذشته دچار لکنت زبان شد
[ترجمه گوگل]تونی در طول چند ماه گذشته یک لکنت کمی ایجاد کرد

6. He tended to stutter, which tried her patience.
[ترجمه ترگمان]به لکنت افتاد و سعی کرد صبر کند
[ترجمه گوگل]او تمایل داشت به لکنت، که سعی کرد او صبر

7. Despite a terrible stutter, he emerged as a gifted teacher.
[ترجمه ترگمان]با وجود لکنت زبان، او به عنوان معلم با استعداد ظاهر شد
[ترجمه گوگل]با وجود لکنت وحشتناک، او به عنوان یک معلم با استعداد ظاهر شد

8. A biology student with a stutter now occupied the back room.
[ترجمه ترگمان]یک دانش آموز زیست شناسی که دچار لکنت زبان شده بود، اکنون اتاق پشتی را اشغال کرده بود
[ترجمه گوگل]دانشجوی زیست شناسی با لکنت در حال حاضر اتاق پشت را اشغال کرده است

9. That night I began to stutter.
[ترجمه ترگمان]ان شب شروع به لکنت زبان کردم
[ترجمه گوگل]آن شب من شروع به لکنت کرد

10. You can't hear Ron's stutter when he sings.
[ترجمه ترگمان]وقتی دارد آواز می خواند، صدای لکنت زبان رون را نمی شنوی
[ترجمه گوگل]وقتی آواز خواندن را رها می کند، نمی توانید صدای رون را شنید

11. He had a terrible stutter.
[ترجمه ترگمان]لکنت وحشتناکی داشت
[ترجمه گوگل]او لکنت وحشتناکی داشت

12. Ron Artest made George W . Bush stutter by just staring at him.
[ترجمه ترگمان]رون Artest جرج دبلیو را وادار به انجام این کار کرد بوش فقط به او خیره شده بود
[ترجمه گوگل]رون Artest ساخته شده جورج W بوش فقط به او خیره شده است

13. So both stammer and stutter evolved from the same Germanic language family.
[ترجمه ترگمان]پس هر دو لکنت و لکنت از یک خانواده زبانی آلمانی استنتاج شدند
[ترجمه گوگل]بنابراین هر دو لگد زدن و لکنت از یک خانواده زبان ژرمنیک تکامل یافته است

14. And I do believe I will be a stutterer forever, even one day I could stutter no more.
[ترجمه ترگمان]و من فکر می کنم که برای همیشه لکنت زبون پیدا می کنم، حتی یه روز که دیگه نمی تونم لکنت زبون پیدا کنم
[ترجمه گوگل]و من اعتقاد دارم که برای همیشه لکنت خواهم داشت، حتی یک روز من دیگر نمی توانم لگد زدم

15. He should support and assist anyone with a stutter or other disorder.
[ترجمه ترگمان]او باید از هر کسی که دچار لکنت یا اختلال دیگر باشد، حمایت کند و به آن ها کمک کند
[ترجمه گوگل]او باید هر کسی را با لکنت یا اختلال دیگر حمایه کند و به آن کمک کند

Asgher stutters.

اصغر لکنت زبان دارد.


stuttering machine guns

مسلسل‌هایی که تق‌تق می‌کردند


پیشنهاد کاربران

لنگ شدن

لکنت داشتن

ریپ زدن ( اگه مربوط به دستگاه باشه )

تته پته کردن، به تته پته افتادن
مثلا دوستت یک سئوال سخت ازت می پرسه و تو درست نمی تونی جوابشو بدی و به تته پته می افتی!

لکنت زبان
To speak or say something, especially the first part of the word, with difficulty. . for example pausing before it or repeating it several times.
She stutters so be patient and let her finish what she is saying

لنگ زدن

لکنت زبان داشتن


کلمات دیگر: