1. a steadfast friend
دوست ثابت قدم
2. a house steadfast in storms
خانه ای که در توفان ها مستحکم است
3. the ocean is a rather steadfast environment
اقیانوس محیط نسبتا تغییر ناپذیری است.
4. The group remained steadfast in its support for the new system, even when it was criticized in the newspapers.
[ترجمه ترگمان]این گروه در حمایت خود از سیستم جدید ثابت قدم باقی ماند، حتی زمانی که در روزنامه ها مورد انتقاد قرار گرفت
[ترجمه گوگل]این گروه در حمایت از سیستم جدید باقی ماند، حتی زمانی که در روزنامه ها مورد انتقاد قرار گرفت
5. He remained steadfast in his belief that he had done the right thing.
[ترجمه ترگمان]مطمئن بود که کار درست را انجام داده است
[ترجمه گوگل]او معتقد بود که او چیز درستی را انجام داده است
6. Dr. Faraday remained steadfast in his plea of innocence.
[ترجمه ترگمان]دکتر فارادی در ادعای بی گناهی ثابت قدم ماند
[ترجمه گوگل]دکتر فارادی با درخواست بیگناهی خود پایبند بود
7. They stood steadfast on their faith.
[ترجمه ترگمان]آن ها بر ایمان خود استوار بودند
[ترجمه گوگل]آنها بر ایمان خود ایستادگی کردند
8. He remained steadfast in his determination to bring the killers to justice.
[ترجمه ترگمان]او در تصمیم خود ثابت قدم باقی ماند تا قاتلان را به پیشگاه عدالت آورد
[ترجمه گوگل]او قول داد که قاتلان را به عدالت بسپارد
9. Though there are strong opponents, munchkin aficionados remain steadfast.
[ترجمه ترگمان]اگرچه مخالفان قوی وجود دارند اما munchkin aficionados ثابت قدم هستند
[ترجمه گوگل]اگرچه مخالفان قوی هستند، طرفداران مونکین همچنان پایدار هستند
10. He was steadfast and articulate in support of the Equal Rights Amendment.
[ترجمه ترگمان]او در حمایت از اصلاحیه حقوق برابر ثابت قدم و استوار بود
[ترجمه گوگل]او در حمایت از قانون اصلاح حقوق برابر با صراحت و استدلال بود
11. The two men, the former a steadfast Tory, the latter a dedicated Whig, had crossed swords on several occasions.
[ترجمه ترگمان]آن دو مرد، به عنوان یک ویگ، یک ویگ به عنوان ویگ، چند بار از شمشیر عبور کرده بودند
[ترجمه گوگل]این دو مرد، نخستین توری پایدار، دومین وایگ اختصاصی، چندین بار از شمشیر عبور کرده بودند
12. They were generous people, steadfast and tolerant, with a gift for empire.
[ترجمه ترگمان]آن ها مردمی بخشنده، ثابت قدم و بردبار بودند و هدیه ای برای امپراطور داشتند
[ترجمه گوگل]آنها مردمی سخاوتمندانه و با استعداد بودند و هدیه ای برای امپراتوری بود
13. Malta's steadfast defence from 1940-43 played an important part in the course of the war.
[ترجمه ترگمان]دفاع ثابت قدم مالت از ۱۹۴۰ - ۴۳، نقش مهمی در دوره جنگ ایفا کرد
[ترجمه گوگل]دفاع مداوم از سال های 1940 تا 1943، نقش مهمی در جنگ داشت
14. Guileful and ruthless, he was a generous and steadfast friend.
[ترجمه ترگمان]guileful و ظالم، او یک دوست سخاوتمند و steadfast بود
[ترجمه گوگل]شیطانی و بی رحمانه، او یک دوست سخاوتمند و محترم بود
15. Lindros has been steadfast in his refusal to sell the property.
[ترجمه ترگمان]Lindros در امتناع خود از فروش املاک ثابت قدم بوده است
[ترجمه گوگل]لینستروس در انکار خود از فروش اموال ایستاده است