کلمه جو
صفحه اصلی

critter


معنی : مخلوق

انگلیسی به انگلیسی

• creature, animal, living thing (slang)

مترادف و متضاد

مخلوق (اسم)
brute, creature, critter

جملات نمونه

1. It is these tiny critters that help keep Maine green, by keeping people out.
[ترجمه ترگمان]این موجودات کوچکی هستند که کمک می کنند مین را سبز نگه دارند و مردم را بیرون نگاه دارند
[ترجمه گوگل]این مخلوقات کوچک است که با نگه داشتن مردم از نگه داشتن سبز مین کمک می کند

2. His name is Steg and he's one smart critter, at feeding nippers there's no one fitter.
[ترجمه ترگمان]اسم او Steg است و یک موجود باهوش است، در حال غذا دادن به سینه هات، هیچ چیز مناسب تر از این نیست
[ترجمه گوگل]نام او Steg است و او یکی از مخلوقات هوشمند است، در تغذیه nippers هیچ یک تمیز کننده وجود دارد

3. I sometimes come down here to feed those critters on my way home.
[ترجمه ترگمان]من بعضی وقتا میام اینجا تا به اون جونور ها تو راه خونه غذا بدم
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات به اینجا می روم تا این مخلوقات را در خانه من بیاورم

4. This is unfortunate because wasps are nasty little critters whose sole aim in life is to ruin picnics and barbecues.
[ترجمه ترگمان]این مایه تاسف است که زنبورها موجودات کثیفی هستند که تنها هدف زندگی این است که پیک نیک و کباب را خراب کنند
[ترجمه گوگل]این مایه تاسف است زیرا زنبورهای کوچک تند و زننده هستند که تنها هدف آنها در زندگی خراب کردن پیکنیک و کباب می باشد

5. Now the pampered critters are off to the slaughterhouse.
[ترجمه ترگمان] موجودات موذی دیگه به کشتارگاه میرن
[ترجمه گوگل]حالا مخلوقات مرموز به کشتارگاه می روند

6. As the critter starts nibbling, slowly move the treat over its forehead.
[ترجمه ترگمان]وقتی که حیوان شروع به گاز زدن می کند، به آرامی آن را از روی پیشانی اش کنار می زند
[ترجمه گوگل]همانطور که مادرم شروع به نوک زدن می کند، به آرامی حرکات روی پیشانی خود حرکت می کند

7. The young critters were trotted out to put on a show for the kids.
[ترجمه ترگمان]حیوانات جوان یورتمه می رفتند تا برای بچه ها نمایش اجر کنند
[ترجمه گوگل]مخلوقات جوان از نمایش برای بچه ها استفاده می کردند

8. Frogs and toads are tough little critters.
[ترجمه ترگمان]قورباغه های و وزغ ها، موجودات خشنی هستند
[ترجمه گوگل]قورباغه ها و گرگ ها مخلوقات کوچک سخت هستند

9. John feels happy for the little critter.
[ترجمه ترگمان]جان برای the کوچک احساس خوشحالی می کند
[ترجمه گوگل]جان برای مخلوق کوچک خوشحال است

10. Hex: Transforms the enemy into a random critter, reducing the target's movement speed by 75 %.
[ترجمه ترگمان]شانزده شانزدهی: دشمن را به یک critter تصادفی تبدیل کرده، سرعت حرکت هدف را تا ۷۵ % کاهش می دهد
[ترجمه گوگل]Hex: دشمن را به یک مخلوق تصادفی تبدیل می کند و سرعت حرکت هدف را با 75٪ کاهش می دهد

11. Critter Enlarger : Enlarges a critter to twice its normal size.
[ترجمه ترگمان]Critter enlarger: Enlarges یک critter به دو برابر اندازه عادی خود
[ترجمه گوگل]Critter Enlarger: مخلوط دو برابر اندازه طبیعی خود را افزایش می دهد

12. Add a dollar if the critter comes in a graceful wooden cage.
[ترجمه ترگمان]یک دلار اضافه کنید اگر the در یک قفس چوبی با وقار ظاهر شود
[ترجمه گوگل]اگر یک مخلوق در یک قفس چوبی بی نقص باشد، یک دلار اضافه کنید

13. The pictured critter was not even the elusive American crocodile, Crocodylus acutus.
[ترجمه ترگمان]تصویر critter حتی the elusive آمریکایی، Crocodylus acutus نبود
[ترجمه گوگل]مخلوق تصویر حتی تمساح کروکودیل آمریکایی Crocodylus acutus نبود

14. In other words, humans are sometimes spookier than the critters.
[ترجمه ترگمان]به عبارت دیگر، انسان ها گاهی spookier از موجودات هستند
[ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، انسانها بعضی وقتها از مخلوقات پرهیز می کنند

پیشنهاد کاربران

موجود زنده ، حیوان

هر نوع موجود زنده ای

word for any living creature, from a wolf to a spider.

It’s not the first time critters have been used as drug - runners by prisoners


کلمات دیگر: