کلمه جو
صفحه اصلی

crib


معنی : اخور، فاحشه خانه، دله دزدی، دزدی ادبی، تختخواب بچه، کش رفتن یا دزدیدن
معانی دیگر : تختخواب کودک، تخت بچه (که دو سویش نرده دارد)، انبار غله (در مزرعه)، غله دان، راشدان، (عامیانه) دله دزدی، (آموزش) تقلب (در امتحان)، (عامیانه) دله دزدی کردن، دزدی ادبی کردن، (آموزش) ورقه ی تقلب نوشتن، نت کشیدن، (در امتحان) تقلب کردن، آخور (manger هم می گویند)، (جایگاه دام ها) آخورگاه، طویله، کمرا، ستورگاه، حصار، باره، خانه ی کوچک، کلبه، کاشانه، اتاق کوچک، اتاقچه، (در معدن و تونل و غیره) شمع، چوب بست، طاق نگهدار، طاقبند، (معماری - دهانه یا مدخل یا پایه ی زیرآبی) صندوقه، زیراب، پل بنیان، در طویله قرار دادن، جا کردن، محدود کردن، (کودک را) در بستر گذاشتن، آخوردار کردن، (کودک) تخت دار کردن

انگلیسی به فارسی

آخور، تختخواب بچه، دله‌دزدی، دزدی ادبی، کش رفتن یا دزدیدن


گهواره، فاحشه خانه، دله دزدی، دزدی ادبی، تختخواب بچه، اخور، کش رفتن یا دزدیدن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a stationary bed with high, barred sides for an infant or young child.

- The baby looked so sweet sleeping peacefully in his crib.
[ترجمه ترگمان] بچه به قدری شیرین به نظر می رسید که در تخت خوابش خوابیده بود
[ترجمه گوگل] کودک به آرامی در خوابگاه خود خوابید

(2) تعریف: a cattle stall or feed trough.

- They filled the crib with feed.
[ترجمه ترگمان] آن ها گهواره را با غذا پر کردند
[ترجمه گوگل] آنها پرنده را با غذا پر کردند

(3) تعریف: a storage bin or building, esp. for corn.

- We store the corn in the corn crib and let it dry in there.
[ترجمه ترگمان] ذرت را در گهواره ذرت نگه می داریم و آن را خشک می کنیم
[ترجمه گوگل] ما ذرت را در کابین ذرت ذخیره می کنیم و آن را در آن خشک می کنیم

(4) تعریف: a supporting framework used in construction or in mine or well shafts.

(5) تعریف: a heavy underwater framework for supporting a structure such as a pier, dock, boathouse, or the like.

(6) تعریف: (informal) a theft, esp. of another's writings; plagiarism.

(7) تعریف: (informal) written information used illicitly by a student, as during an examination; pony.

- The teacher almost caught me using my crib.
[ترجمه ترگمان] معلم نزدیک بود منو با استفاده از گهواره - م بگیره
[ترجمه گوگل] معلم تقریبا با استفاده از کابینت من گرفتار شد

(8) تعریف: (chiefly British) a young baby's bed which can be rocked from side to side; cradle.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cribs, cribbing, cribbed
(1) تعریف: to confine in, or as though in, a crib.
مشابه: cage

(2) تعریف: to provide a crib for.

(3) تعریف: (informal) to plagiarize or steal.
مشابه: lift, plagiarize
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: cribber (n.)
• : تعریف: (informal) to use unpermitted aids, as in an examination.

- You must have cribbed to get such a good grade!
[ترجمه ترگمان] ! تو باید خیلی وقت داشته باشی که کلاس خوبی داشته باشی
[ترجمه گوگل] برای رسیدن به یک درجه خوب باید کیبورد داشته باشید

• small bed for a baby; feed rack for animals; stall; plagiarism; translation
steal; imprison; place in a crib; copy, plagiarize; practice crib-biting (of a horse)
a crib is a baby's cot; used in american english.
if you crib, you copy something that someone else has written.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] دیواره چوب بستنی
[زمین شناسی] سپر (زمین شناسی یخچالی) ،دیوار قفسه ای - در مهندسی: الف) یک دیوار حایل نوع صندوقی که از بخش های درهم قفل شده فولاد، بتن یا چوب ساخته شده است و برای ثابت کردن شیبها و حفاظت از جاده ها استفاده می شود. - ب) یک سازه مهندسی که یک آبگیر بوده و دور از ساحل سرند در یک دریاچه را احاطه می کند. - ج) در معدنکاری و استخراج سازه ای که معمولاً از تنه های درخت در هم قفل شده ای ساخته می شود که تشکیل یک شمع یا پشت بند بین سقف و کف را می دهد. همچنین، قطعات کوتاهی از چوب یا سایر مواد قرار داده شده در تونلها برای انتقال بارها به دسته های باری فولادی یا سایر شمع ها. -

مترادف و متضاد

اخور (اسم)
bin, stall, manger, box stall, crib

فاحشه خانه (اسم)
crib, bordello, brothel, whorehouse, bordel, lupanar

دله دزدی (اسم)
cabbage, crib, picking, petty larceny, petit larceny

دزدی ادبی (اسم)
crib, plagiarism, plagiary

تختخواب بچه (اسم)
crib

کش رفتن یا دزدیدن (فعل)
crib

baby bed


Synonyms: bassinet, bin, box, bunk, cot, cradle, manger, Moses basket, rack, stall, trundle bed


جملات نمونه

1. crib note
ورقه ی تقلب

2. corn crib
انبار ذرت

3. brian was burbling in his crib
برایان در گهواره اش مشغول بوبو کردن بود.

4. the baby was playing in her crib
بچه در تخت خود بازی می کرد.

5. the baby was babbling away in his crib all morning
کودک تمام صبح در گهواره ی خود غان و غون می کرد.

6. This answer must be a crib: it's exactly the same as Jones's.
[ترجمه ترگمان]این جواب باید یک گهواره باشد: دقیقا مثل جونز است
[ترجمه گوگل]این پاسخ باید یک کابین باشد: دقیقا مانند جونز است

7. I'm not at my crib, I'm at Jed's house.
[ترجمه ترگمان]من تو گهواره م نیستم، من خونه جد هستم
[ترجمه گوگل]من در کابین من نیستم، من در خانه جید هستم

8. Mary deposited the baby in the crib.
[ترجمه ترگمان]مری بچه را در گهواره گذاشت
[ترجمه گوگل]مری نوزاد را در رختخواب گذاشت

9. This crib takes apart for easy storage.
[ترجمه ترگمان]این گهواره برای یه انبار راحت از هم جدا میشه
[ترجمه گوگل]این حیاط را برای ذخیره سازی آسان از هم جدا می کند

10. He didn't want anyone to crib the answers from him.
[ترجمه ترگمان]او نمی خواست کسی جواب را از او بگیرد
[ترجمه گوگل]او نمی خواست که کسی پاسخ هایش را از او بگیرد

11. He made a simple crib for the baby, and heaped praise on Sien whenever she acted maternally.
[ترجمه ترگمان]او گهواره ساده ای را برای بچه درست کرد و هر بار که به maternally عمل می کرد، تعریف و تمجید می کرد
[ترجمه گوگل]او یک صندلی ساده برای کودک ساخت، و ستایش در Sien را هر زمان که او مادرانه عمل کرد، شگفت زده کرد

12. He walked the streets, crawling from crib to crib.
[ترجمه ترگمان]در خیابان ها راه می رفت و از تخت خواب به تخت خواب نزدیک می شد
[ترجمه گوگل]او خیابان ها را می گذراند، از اتاق رختخواب رد می شود

13. They said at the time it was a crib, and La Sylphide is indeed markedly different from any other Bournonville ballet.
[ترجمه ترگمان]آن ها در آن زمان گفتند که این یک تخت خواب است و لا Sylphide به طور قابل توجهی با دیگر باله Bournonville تفاوت دارد
[ترجمه گوگل]آنها گفتند که در آن زمان یک کابین بود، و La Sylphide در واقع با بولتون Burnonville متفاوت است

14. Tiptoeing over to the crib, he looked down at the red wrinkled face of the sleeping child.
[ترجمه ترگمان]به طرف تخت خم شد و به چهره چروکیده کودک خفته نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او به لبه چروک قرمز نگاه کرد

15. He would play crib with zest with the lowest characters and would allow no argument.
[ترجمه ترگمان]او با کم ترین شخصیت گهواره را بازی می کرد و هیچ بحثی را جایز نمی دانست
[ترجمه گوگل]او با کمترین کاراکتر ها با کت و شلوار بازی می کند و هیچ استدلالی را اجازه نمی دهد

16. Another tradition he encouraged was the crib.
[ترجمه ترگمان]یک سنت دیگر که او تشویق می کرد تخت خواب بود
[ترجمه گوگل]سنت دیگری که او تشویق کرد، کابین بود

17. A glass-fronted cabinet displayed a collection of crib figures.
[ترجمه ترگمان]یک قفسه شیشه ای شیشه ای مجموعه ای از ارقام تخت خواب را نمایش داد
[ترجمه گوگل]یک کابین شیشه ای جلویی مجموعه ای از چهره های کابین را نمایش داد

The baby was playing in her crib.

بچه در تخت خود بازی می‌کرد.


corn crib

انبار ذرت


crib note

ورقه‌ی تقلب


He was caught cribbing.

در حال تقلب مچ او را گرفتند.


پیشنهاد کاربران

محل زندگی, محل اقامت, سکونتگاه, منزل, خانه کوچک

دله دزدی، دزدی ادبی، تختخواب بچه، کش رفتن یا دزدیدن

تخت حفاظ دار کودک


تخت نوزاد
تخت بچه

خانه. خانه ی کوچک

plagiarism
سرقت ادبی
شعر دزدی
گویند روزی انوری شاعر قرن 5 و 6 از گذری عبور می کرد، جمعی را دید که به دور مردی که از قضا اشعار انوری را می خواند حلقه زده و برایش کف و سوت می زنند. نزدیک رفت و به او گفت:
- این اشعار کیست؟
- معلوم است اشعار انوری
- آیا تو انوری را می شناسی؟
- آری، من انوریم!
آن گاه انوری بهت زده گفت:
- جلّ الخالق، تا به حال شعر دزد دیده بودم اما شاعر دزد نه!

crib sheet برگه تقلب

crib ( حمل‏ونقل ریلی )
واژه مصوب: آخوری ریل بند
تعریف: فضای میان دو ریل بند|||متـ . آخوری تراورس

در معنی گهواره
cot یا crib پایه هایش ثابت است و بعد قرار دادن کودک نوزاد در آن تکان نمیخورد.
cradle مثل صندلی راحتی های قدیمی ( صندلی راک ) به طرفین تکان میخوره.

فرق این گهواره هه گهواره با تخت ( bed ) هم اینه که اینا حفاظ دارن که بچه نیفته پایین.

به تصویر نگاه کنید


کلمات دیگر: