کلمه جو
صفحه اصلی

stench


معنی : بوی بد، گند، بوی زننده، تعفن، دود یا بوی قوی
معانی دیگر : بوی گند

انگلیسی به فارسی

دود یا بوی قوی، بوی زننده، تعفن، گند


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: an unpleasant or foul odor; stink.
مترادف: reek, stink
متضاد: fragrance

- The stench nauseated him as he was shown through the filthy hospital ward.
[ترجمه ترگمان] همان طور که از بخش بیمارستان کثیف بیمارستان به او نشان داده بود، بوی تعفن او را گرفته بود
[ترجمه گوگل] جراح او را تهدید کرد زیرا او از طریق بخش بیمارستان کثیف نشان داده شد

• foul smell, stink
a stench is a strong, unpleasant smell.

مترادف و متضاد

foul odor


بوی بد (اسم)
funk, fetor, malodor, stench, mephitis

گند (اسم)
infection, fetor, stench, stink

بوی زننده (اسم)
malodor, stench

تعفن (اسم)
putrefaction, stench, stink, putridity, rancidity

دود یا بوی قوی (اسم)
stench

Synonyms: fetor, funk, malodor, mephitis, noisomeness, redolence, smell, stink


Antonyms: perfume, sweetness


جملات نمونه

1. The air was filled with the overpowering stench of decomposing vegetation.
[ترجمه ترگمان]هوا آکنده از بوی متعفن گیاهان متعفن بود
[ترجمه گوگل]هوا با غوطه ور شدن غلیظ گیاه تجزیه شده پر شده بود

2. The stench of the cellar filled my nostrils.
[ترجمه ترگمان]بوی گند سرداب مشامم را پر کرده بود
[ترجمه گوگل]لبخند انبوهی از سوراخ بینی من را پر کرد

3. I gagged on the stench of stale urine.
[ترجمه ترگمان]بوی گند ادرار کهنه را حس کردم
[ترجمه گوگل]من فتنه ای از ادرار ناپدید شدم

4. The stench of rotting meat made him gag.
[ترجمه ترگمان]بوی زننده گوشت فاسد شده بود
[ترجمه گوگل]گرسنگی گوشت پوسیدگی او را گرفت

5. The stench of treachery hung in the air.
[ترجمه ترگمان]بوی تعفن خیانت در هوا معلق بود
[ترجمه گوگل]غرق شدن خیانت در هوا پراکنده شد

6. For some time after the minister's resignation, the stench of scandal hung over the government.
[ترجمه ترگمان]مدتی پس از استعفای وزیر، بوی تعفن رسوایی بر دولت سایه افکنده بود
[ترجمه گوگل]برای مدتی پس از استعفای وزیر، غم و اندوه رسوایی بر دولت غلبه کرد

7. There was a strong stench of dead bodies.
[ترجمه ترگمان]بوی بدی از اجساد مرده به مشام می رسید
[ترجمه گوگل]احساس خستگی شدید از بدن مرده وجود دارد

8. The stench from rotting food is stomach-churning.
[ترجمه ترگمان]بوی تعفن غذای فاسد معده ام به هم می خورد
[ترجمه گوگل]خراش از مواد غذایی پوسیدگی معده است

9. The stench coming from the toilets was quite unspeakable.
[ترجمه ترگمان]بوی گندی که از توالت ها وارد شده بود کاملا ناگفتنی بود
[ترجمه گوگل]غرق شدن از توالت کاملا بی معنی بود

10. The sickening stench of rotting rubbish rose into the air.
[ترجمه ترگمان]بوی گندی که در حال پوسیدن بود به هوا برخاست
[ترجمه گوگل]فتنه ناخوشایند از زباله های فرسوده به هوا می رسد

11. The stench of burning rubber was overpowering.
[ترجمه ترگمان]بوی گند لاستیک سوخته به مشام می رسید
[ترجمه گوگل]غلظت لاستیک سوزان غلبه کرد

12. The heat and stench of the converted barn was suddenly unbearable.
[ترجمه ترگمان]گرما و بوی گند طویله تبدیل به یک مرتبه غیرقابل تحمل شد
[ترجمه گوگل]گرما و خراش از انبار تبدیل شده ناگهان غیر قابل تحمل بود

13. The air chokes with the stench of petrochemicals.
[ترجمه ترگمان]هوا با بوی متعفن of خفه می شود
[ترجمه گوگل]هوا بوسیله فوران پتروشیمی ها بوجود می آید

14. And a sickening stench of stale alcohol and stale smoke and an awful smell from the lavatories.
[ترجمه ترگمان]بوی تهوع آور الکل و بوی زننده بوی متعفن و بوی گندی که از مستراح به مشام می رسید
[ترجمه گوگل]و غم و اندوه دود از الکل دودی و دود غلیظ و بوی افتضاح از توالت

پیشنهاد کاربران

بوی تعفن

مثالی از روزنامه"Iran Daily "چاپ23 تیر98 صفحه 3
Trump's raids and stench of fascism
حملات های ترامپ و بوی تعفن فاشیسم

بوی گند , بوی تعفن [stink]

# overpowering stench
# I held my nose against the stench
# The stench in the room was revolting
# The stench of rotting meat made him gag


کلمات دیگر: