کلمه جو
صفحه اصلی

unstop


(آب بند یا زیراب چیزی را) کشیدن، گرفتگی لوله را بر طرف کردن

انگلیسی به فارسی

(آب بند یا زیراب چیزی را) کشیدن


(لوله و غیره را) باز کردن، گرفتگی لوله را بر طرف کردن


متوقف کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: unstops, unstopping, unstopped
• (1) تعریف: to take the stopper out of (a bottle or the like).
• متضاد: stop

• (2) تعریف: to remove a blockage from; open.
• متضاد: stop
• مشابه: open

- The plumber unstopped the drain.
[ترجمه ترگمان] لوله کش فاضلاب رو خالی میکنه
[ترجمه گوگل] لوله کش بدون تخلیه

• open, remove blockage


کلمات دیگر: