• public job which help relieve unemployment; artwork where figures are carved to project from a background
relief work
انگلیسی به انگلیسی
جملات نمونه
1. Most of the relief work was done by volunteers.
[ترجمه ترگمان]اکثر کاره ای امدادی توسط داوطلبان انجام شد
[ترجمه گوگل]اکثر کارهای امداد توسط داوطلبان انجام شد
[ترجمه گوگل]اکثر کارهای امداد توسط داوطلبان انجام شد
2. She became involved in social and relief work among the refugees.
[ترجمه ترگمان]او در هم کاری اجتماعی و امدادی در بین پناهندگان دخیل بوده است
[ترجمه گوگل]او در کار اجتماعی و امدادی در میان پناهندگان دخیل بود
[ترجمه گوگل]او در کار اجتماعی و امدادی در میان پناهندگان دخیل بود
3. She volunteered for relief work.
[ترجمه ترگمان]اون برای یه کار راحت داوطلب شده
[ترجمه گوگل]او برای کار امدادرسانی داوطلب شد
[ترجمه گوگل]او برای کار امدادرسانی داوطلب شد
4. Then there was the famine relief work, the Ethiopean situation, the Kurdish situation.
[ترجمه ترگمان]پس از آن قحطی، وضعیت Ethiopean، وضعیت کردها، وجود داشت
[ترجمه گوگل]سپس کار آسانی قحطی، وضعیت اتیوپیایی، وضعیت کردها وجود داشت
[ترجمه گوگل]سپس کار آسانی قحطی، وضعیت اتیوپیایی، وضعیت کردها وجود داشت
5. She said the fighting had halted virtually all relief work in Mogadishu.
[ترجمه ترگمان]او گفت که جنگ تقریبا همه کار امدادرسانی در موگادیشو را متوقف کرده است
[ترجمه گوگل]او گفت که جنگ تقریبا تمام کارهای امدادی در موگادیشو را متوقف کرده است
[ترجمه گوگل]او گفت که جنگ تقریبا تمام کارهای امدادی در موگادیشو را متوقف کرده است
6. Fifthly, relief work is extremely hardened.
[ترجمه ترگمان]پنجم، کار امدادرسانی به شدت سخت شده است
[ترجمه گوگل]پنجم، کار امداد بسیار سخت است
[ترجمه گوگل]پنجم، کار امداد بسیار سخت است
7. Tzu Chi started relief work after continual rainfall, which began in February, finally abated in April.
[ترجمه ترگمان]او بعد از بارش مداوم باران که در ماه فوریه آغاز شد، شروع به امدادرسانی کرد و در نهایت در ماه آوریل فروکش کرد
[ترجمه گوگل]پس از بارندگی مداوم، که در فوریه آغاز شد، Tzu Chi شروع به کار امداد کرد و در ماه آوریل کاهش یافت
[ترجمه گوگل]پس از بارندگی مداوم، که در فوریه آغاز شد، Tzu Chi شروع به کار امداد کرد و در ماه آوریل کاهش یافت
8. It began overseas relief work in 199 responding to flooding along China's Yangzi river.
[ترجمه ترگمان]این کشور در پاسخ به سیل در امتداد رودخانه Yangzi چین، کار امداد در خارج از کشور را آغاز کرد
[ترجمه گوگل]این عملیات امداد در خارج از کشور در سال 199 آغاز شد و پاسخ به سیل در رودخانه یانگزی چین بود
[ترجمه گوگل]این عملیات امداد در خارج از کشور در سال 199 آغاز شد و پاسخ به سیل در رودخانه یانگزی چین بود
9. Participating in emergency and disaster relief work.
[ترجمه ترگمان]شرکت در شرایط اضطراری و امدادرسانی به فجایع
[ترجمه گوگل]مشارکت در کار اضطراری و فاجعه
[ترجمه گوگل]مشارکت در کار اضطراری و فاجعه
10. We promptly took steps out relief work and rebuild disaster - hit areas .
[ترجمه ترگمان]ما فورا اقدامات امدادی انجام دادیم و مناطق سیل زده را بازسازی کردیم
[ترجمه گوگل]ما بلافاصله اقدامات امدادرسانی را انجام دادیم و مناطق ناامید کننده را بازسازی کردیم
[ترجمه گوگل]ما بلافاصله اقدامات امدادرسانی را انجام دادیم و مناطق ناامید کننده را بازسازی کردیم
11. Currently, quake relief work has entered the most crucial phase.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، امدادرسانی زلزله وارد مرحله بسیار حیاتی شده است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، امدادرسانی زلزله وارد مرحله حیاتی شد
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، امدادرسانی زلزله وارد مرحله حیاتی شد
12. At present relief work is running in a smooth and orderly manner.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر کار امدادرسانی به شیوه ای صاف و منظم انجام می شود
[ترجمه گوگل]در حال حاضر کار امداد در حال اجرا در یک روش صاف و منظم است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر کار امداد در حال اجرا در یک روش صاف و منظم است
13. She volunteered ( her services ) for relief work.
[ترجمه ترگمان]او برای امدادرسانی داوطلب شد
[ترجمه گوگل]او برای خدمات امدادرسانی داوطلب شد
[ترجمه گوگل]او برای خدمات امدادرسانی داوطلب شد
14. Chengdu Shuangliu airport full of people busy working relief work.
[ترجمه ترگمان]\"چنگدو\" (Chengdu Shuangliu)، پر از افرادی است که مشغول امدادرسانی به سر کار می باشند
[ترجمه گوگل]فرودگاه چنگدو Shuangliu پر از مردم کار مشغول کار مشغول است
[ترجمه گوگل]فرودگاه چنگدو Shuangliu پر از مردم کار مشغول کار مشغول است
15. She said that the fighting has halted almost all relief work in the area.
[ترجمه ترگمان]او گفت که جنگ تقریبا همه کار امدادرسانی را در این منطقه متوقف کرده است
[ترجمه گوگل]او گفت که این جنگ تقریبا تمام کارهای امدادرسانی در منطقه را متوقف کرده است
[ترجمه گوگل]او گفت که این جنگ تقریبا تمام کارهای امدادرسانی در منطقه را متوقف کرده است
پیشنهاد کاربران
کار و یا اقدام امدادی
کلمات دیگر: