کلمه جو
صفحه اصلی

relevantly


بطور مناسب یامربوط، چنانکه بیربط نباشد

انگلیسی به فارسی

مربوطه


انگلیسی به انگلیسی

• pertinently, in the manner of being related to the current subject

جملات نمونه

1. The applicant has experience in teaching and, more relevantly, in industry.
[ترجمه ترگمان]متقاضی در تدریس و، relevantly، در صنعت تجربه دارد
[ترجمه گوگل]متقاضی دارای تجربه در زمینه تدریس و مرتبط با صنعت است

2. For all you can tell, it is relevantly similar to situations in which you have made mistakes.
[ترجمه ترگمان]برای تمام چیزهایی که می توانید بگویید، این شبیه شرایطی است که شما مرتکب اشتباه می شوید
[ترجمه گوگل]برای همه شما می توانید بگویم، آن را به طور مشابه به شرایطی که در آن شما اشتباه کرده اید

3. Wei Wangdi expresses, with buy recombine charge relevantly to be able to be reduced further.
[ترجمه ترگمان]وی Wangdi بیان می کند، با خرید مجدد بار recombine، relevantly می تواند بیشتر کاهش یابد
[ترجمه گوگل]Wei Wangdi بیان می کند، با توجه به هزینه های خرید recombine به طور قابل توجهی قادر به کاهش بیشتر است

4. Our country adopted mental compensation relevantly late.
[ترجمه ترگمان]کشور ما یک خسارت روانی را به تاخیر انداخت
[ترجمه گوگل]کشور ما دیر رسیدن جبران خسارت روحی را به عهده گرفت

5. As above, the author puts forward a relevantly improvement opinion.
[ترجمه ترگمان]همانطور که در بالا ذکر شد، نویسنده دیدگاه بهبود relevantly را مطرح می کند
[ترجمه گوگل]همانطور که در بالا ذکر شد، نویسنده با توجه به مطالب ذکر شده،

6. Within the north structure block, with the influence of the thin seam thickness, the thickness of the structure coal seam was relevantly thin.
[ترجمه ترگمان]در بلوک ساختاری شمالی، با نفوذ ضخامت رگه نازک، ضخامت رگه ذغال سنگ ساختار بسیار کم بود
[ترجمه گوگل]درون سازه بلوک شمالی، با تأثیر ضخامت ورقه نازک، ضخامت ساختار سازه ذغال سنگ به طور معنی داری نازک بود

7. This text puts forward in acquaint with with harmonize relevantly of related theories foundation harmonious degree and the oil ground relation the diapason a theories.
[ترجمه ترگمان]این متن در آشنا کردن با هماهنگ کردن relevantly نظریه های مرتبط با درجه هماهنگ و رابطه زمین نفتی با تیوری ها مطرح می شود
[ترجمه گوگل]این متن در رابطه با هماهنگی مرتبط با مبانی تئوری مرتبط با درجه هماهنگی و ارتباط زمین با زمین و دیاپاسون، نظریه ها را ارائه می دهد

8. As one of the format contracts, the lottery contract should be restricted relevantly.
[ترجمه ترگمان]به عنوان یکی از این قراردادها، قرارداد لاتاری باید محدود شود
[ترجمه گوگل]به عنوان یکی از قراردادهای فرمت، قرارداد قرعه کشی باید به طور مناسب محدود شود

9. The turnover rate of the account due is shouldered relevantly with financial crisis.
[ترجمه ترگمان]میزان گردش مالی حساب به علت relevantly با بحران مالی است
[ترجمه گوگل]نرخ گردش حساب از نظر مالی با توجه به بحران مالی مرتبط است


کلمات دیگر: