فشرده، ضماد، فشرده کردن، متراکم کردن، بهم فشردن، هم فشرده کردن، خلاصه شدن یا کردن، منقبض کردن
compresses
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
فشار، فشرده
کلمات دیگر:
فشرده، ضماد، فشرده کردن، متراکم کردن، بهم فشردن، هم فشرده کردن، خلاصه شدن یا کردن، منقبض کردن