کلمه جو
صفحه اصلی

stamp collecting

انگلیسی به فارسی

جمع آوری تمبر


انگلیسی به انگلیسی

• gathering of postage stamps

جملات نمونه

1. Stamp collecting and coin collecting are parallel hobbies.
[ترجمه ترگمان]جمع کردن تمبر و جمع کردن سکه، سرگرمی های موازی هستند
[ترجمه گوگل]جمع آوری تمبر و جمع آوری سکه ها سرگرمی های موازی هستند

2. Stamp collecting was the theme of his talk.
[ترجمه ترگمان]تمبر جمع کردن تمبر، موضوع صحبت او بود
[ترجمه گوگل]جمع آوری تمبر موضوع بحث او بود

3. I go in for stamp collecting and judo.
[ترجمه ترگمان] من میرم تمبر جمع کنم و جودو بعدش عوض کنم
[ترجمه گوگل]من برای جمع آوری تمبر و جودو وارد می شوم

4. Stamp collecting is my hobby.
[ترجمه ترگمان]دسته بندی تمبر سرگرمی من است
[ترجمه گوگل]جمع آوری تمبر من سرگرمی است

5. Stamp collecting holds a certain fascination for me.
[ترجمه ترگمان]تمبر جمع کردن مهر مخصوصی برای من دارد
[ترجمه گوگل]جمع آوری تمبر برای من جالب است

6. My interest in stamp collecting dated from my schooldays.
[ترجمه ترگمان]علاقه من به تمبر جمع شدن از مدرسه آموخته بود
[ترجمه گوگل]علاقه من به جمع آوری تمبر از روزهای مدرسه من است

7. Stamp collecting has been a hobby of mine ever since I was a child.
[ترجمه ترگمان]تا وقتی که بچه بودم، تمبر جمع می کرد
[ترجمه گوگل]جمع آوری تمبر از زمانی که من یک کودک بودم، سرگرمی من بوده است

8. Lots of people like stamp collecting.
[ترجمه ترگمان]خیلی ها دوست دارن تمبر جمع کنن
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردم مانند جمع آوری تمبر

9. I took a liking to stamp collecting three years ago.
[ترجمه ترگمان]من دوست داشتم سه سال پیش تمبر جمع کنم
[ترجمه گوگل]من سه سال پیش دوست داشتم جمع آوری کنم

10. His interest in stamp collecting dates from his teens.
[ترجمه ترگمان]علاقه او به تمبر جمع کردن تاریخ ها از دوران نوجوانی بود
[ترجمه گوگل]علاقه او به جمع آوری تمبر از نوجوانان او است

11. One of the boy's favourite pursuits is stamp collecting.
[ترجمه ترگمان]یکی از کاره ای مورد علاقه پسر به جمع آوری تمبر است
[ترجمه گوگل]یکی از فعالیت های مورد علاقه ی پسر، جمع آوری تمبر است

12. I find stamp collecting very relaxing and it takes my mind off my work.
[ترجمه ترگمان]فهمیدم که تمبر داره خیلی آرامش می گیره و ذهنم رو از کار پرت می کنه
[ترجمه گوگل]من پیدا کردن تمبر جمع آوری بسیار آرامش بخش است و من ذهن خود را از کار من

13. His unique interest is a stamp collecting.
[ترجمه ترگمان]علاقه منحصر به فرد او تمبر جمع کردن است
[ترجمه گوگل]علاقه منحصر به فرد او جمع آوری تمبر است

14. The trouble with stamp collecting is that it is too time consuming.
[ترجمه ترگمان]مشکل جمع آوری تمبر این است که وقت گیر است
[ترجمه گوگل]مشکل با جمع آوری تمبر این است که وقت آن فرا رسیده است

15. Her interest in stamp collecting dates back to her high school days.
[ترجمه ترگمان]علاقه او به تمبر جمع کردن تاریخ ها به دوران دبیرستان او
[ترجمه گوگل]علاقه او به جمع آوری تمبرها به روزهای دبیرستان مربوط می شود

پیشنهاد کاربران

جمع آوری تمبر ( n )

جمع آوری مهر/تمبر

جمع اوری تمبر


کلمات دیگر: