کلمه جو
صفحه اصلی

stamp collector

انگلیسی به فارسی

جمع کننده تمبر


انگلیسی به انگلیسی

• person who collects postage stamps as a hobby

جملات نمونه

1. This exhibition is a mecca for stamp collectors.
[ترجمه ترگمان]این نمایشگاه مکانی برای تمبر جمع کنندگان است
[ترجمه گوگل]این نمایشگاه مکه برای جمع آوری تمبرها است

2. We asked Gloucester's stamp collectors what they made of today's break with tradition.
[ترجمه ترگمان]ما از collectors Gloucester خواستیم تا آنچه را که امروز از شکستن سنت به دست آورده اند، به ما نشان دهند
[ترجمه گوگل]ما از کلکسیون های تمبر گلاستر خواسته ایم که چه چیزی از سنت های امروز ساخته شده اند

3. Any stamp collector would like to own the one-cent British Guiana .
[ترجمه ترگمان]هر collector تمبر باید مال یک - انگلیسی را داشته باشد
[ترجمه گوگل]هرکسی از تمبر تمایل دارد که یک درصد گوفی بریتانیا را به خود اختصاص دهد

4. The stamp collector is said to have a unique stamp.
[ترجمه ترگمان]گفته می شود که collector تمبر یک تمبر منحصر به فرد دارد
[ترجمه گوگل]گفته می شود که جمع کننده تمبر یک تمبر منحصر به فرد دارد

5. An avid stamp collector, John rides the subject pretty hard whenever it is introduced.
[ترجمه ترگمان]یک جمع کننده تمبر مشتاق، جان، هر وقت که معرفی می شود، موضوع را خیلی سخت می کند
[ترجمه گوگل]یک گردآورنده تمبر عجیب و غریب، جان هر وقت که معرفی می شود، موضوع را بسیار سخت می کند

6. The stamp collector washed his hand before handling stamps.
[ترجمه ترگمان]جمع کننده تمبر قبل از برخورد با تمبر، دستش را شست
[ترجمه گوگل]جمع آوری تمبر قبل از دست زدن به تمبر، دست خود را تمیز کرد

7. The stamp collector decided to get that rare stamp at all costs.
[ترجمه ترگمان]جمع کننده تمبر تصمیم گرفت آن تمبر کمیاب را به هر قیمتی که شده به دست بیاورد
[ترجمه گوگل]جمع کننده تمبر تصمیم گرفت که این تمبر نادر را در تمام هزینه ها به دست آورد

8. I am a stamp collector. I've collected more than five hundred stamps.
[ترجمه ترگمان] من یه کلکسیونر تمبر هستم بیش از پانصد تمبر جمع کرده ام
[ترجمه گوگل]من یک جمع کننده تمبر هستم من بیش از پنج صد تمبر جمع آوری کردم

9. My son is a stamp collector.
[ترجمه ترگمان] پسرم یه کلکسیونر تمبر بوده
[ترجمه گوگل]پسر من یک جمع کننده تمبر است

10. He is a stamp collector.
[ترجمه ترگمان]اون یه کلکسیونر تمبر بوده
[ترجمه گوگل]او یک جمع کننده تمبر است

11. Also patron of clerics, messengers, postal workers, radio workers, stamp collectors, telecommunications workers, and television workers.
[ترجمه ترگمان]هم چنین حامی روحانیون، messengers، کارکنان پستی، کارگران رادیویی، ماموران تمبر، کارگران مخابرات و کارگران تلویزیونی هستند
[ترجمه گوگل]همچنین محافظ روحانیون، پیامبران، کارگران پست، کارگران رادیو، جمع آوری تمبر، کارگران ارتباطات و کارگران تلویزیونی است

12. Please put me in contact with a pen - pal, badge or stamp collector.
[ترجمه ترگمان]لطفا من رو در ارتباط با یه رفیق خودکار و نشان مهر و مهر قرار بده
[ترجمه گوگل]لطفا من را با یک قلم - پد، نشان یا جمع آوری تمبر با من تماس بگیرید

13. I'm interested in coins, but first of all I'm a stamp collector.
[ترجمه ترگمان]من به سکه علاقمندم، اما اول از همه یک کلکسیونر تمبر هستم
[ترجمه گوگل]من در سکه علاقه مند هستم، اما اول از همه من یک جمع کننده تمبر هستم

14. Although I don't collect photos or postcards, I am an avid stamp collector.
[ترجمه ترگمان]اگرچه من عکس ها یا کارت پستال ها را جمع نمی کنم، من یک کلکسیونر تمبر هستم
[ترجمه گوگل]اگرچه من عکس ها یا کارت پستال ها را جمع آوری نمی کنم، من یک جمع کننده مهربان هستم


کلمات دیگر: