کلمه جو
صفحه اصلی

stalinism


روش سیاسی ژوزف استالین

انگلیسی به فارسی

روش سیاسی ژوزف استالین


استالینیسم


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: Stalinist (adj.), Stalinist (n.)
• : تعریف: the communist doctrines or policies of Joseph Stalin, esp. those concerned with suppression of dissent and aggressiveness in international affairs.

• communist principles associated with joseph stalin

جملات نمونه

1. The ghost of Stalinism still affects life in Russia today.
[ترجمه ترگمان]روح of هنوز بر زندگی در روسیه تاثیر می گذارد
[ترجمه گوگل]شبح استالینیسم هنوز در زندگی امروز در روسیه تاثیر می گذارد

2. His was the first attempt to explain Stalinism as an aberration through the forms of Marxist analysis itself.
[ترجمه ترگمان]اولین تلاش او برای توضیح دادن Stalinism به عنوان یک محرک جبری از طریق اشکال تجزیه و تحلیل مارکسیستی بود
[ترجمه گوگل]او اولین تلاش برای توضیح استالینیسم به عنوان یک منشأ از طریق فرم های تحلیل مارکسیستی بود

3. It reads as a profession of orthodox Stalinism.
[ترجمه ترگمان]این کتاب به عنوان حرفه of سنتی خوانده می شود
[ترجمه گوگل]این به عنوان حرفه ای از استالینیسم ارتدوکس خوانده می شود

4. Stalinism, in fact, accords all too perfectly with the perverse structures of Sartre's own theoretical argument.
[ترجمه ترگمان]در واقع، انطباق با ساختارهای انحرافی بحث نظری سارتر خوب است
[ترجمه گوگل]استالینیسم، در حقیقت، کاملا با ساختارهای ناسازگار استدلال نظری خود سارتر موافق است

5. As one Iranian critic put it, MEK is "Stalinism minus the vodka. "
[ترجمه ترگمان]همانطور که یکی از منتقدان ایرانی آن را ایراد کرد، دی وی دی نیز \"Stalinism منفی\" است
[ترجمه گوگل]همانطور که یک منتقد ایرانی آن را بیان کرد، مجاهدین خلق 'استالینیسم منحصر به ودکا است '

6. The greatest victims of Stalinism were arguably Russians—in more ways than one.
[ترجمه ترگمان]بزرگ ترین قربانیان of مسلما روس ها بودند - به طرق بیشتر از یک نفر
[ترجمه گوگل]بزرگترین قربانیان استالینیسم مسلما روس ها بود - به روش های بیشتر از یک

7. To be sure, in a formal sense Stalinism did issue from Bolshevism.
[ترجمه ترگمان]البته، در یک حس رسمی، Stalinism از Bolshevism صادر شد
[ترجمه گوگل]مطمئنا، استالینیسم به صورتی رسمی از بلشویسم بی خبر بود

8. If you want acompelling account of how Stalinism comes about, you have to go to Marxism.
[ترجمه ترگمان]اگر می خواهید شرح چگونگی صحبت Stalinism را شرح دهید، باید به مارکسیسم بروید
[ترجمه گوگل]اگر شما بخواهید حساب جزیی از چگونگی استالینیستی را بیابید، باید به مارکسیسم برود

9. Capitalism and Stalinism defend undemocratic control of the media by a minority.
[ترجمه ترگمان]سرمایه داری و Stalinism از کنترل غیر دموکراتیک رسانه ها توسط اقلیت دفاع می کنند
[ترجمه گوگل]سرمایه داری و استالینیسم از یک اقلیت حمایت می کند که از رسانه های غیر دموکراتیک رسانه ها محافظت کند

10. But of course, after the horrors of Stalinism and the Gulag, it all seemed very humane.
[ترجمه ترگمان]اما البته، پس از آن وحشت های of و the، همه چیز انسانی انسانی به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]اما البته، پس از وحشت استالینیسم و ​​گولاگ، همه چیز به نظر بسیار انسان بود

11. Apologists point to Stalinism and Nazism as murderous ideologies, as if their existence made Torquemada and the Taliban somehow acceptable.
[ترجمه ترگمان]apologists به Stalinism و نازیسم به عنوان ایدئولوژی ها کشنده اشاره می کنند، گویی وجود آن ها Torquemada و طالبان را به طریقی قابل پذیرش می داند
[ترجمه گوگل]متفقین به استالینیسم و ​​نازیسم به عنوان ایدئولوژی های قاتل اشاره می کنند، به شرط اینکه وجود آنها Torquemada و طالبان به نحوی قابل قبول باشد

12. In the identification of Bolshevism and Stalinism they render the best possible service to the Thermidorians and precisely thereby play a clearly reactionary role.
[ترجمه ترگمان]در شناسایی of و Stalinism آن ها بهترین خدمات ممکن را به the ارایه می دهند و دقیقا نقش ارتجاعی را ایفا می کنند
[ترجمه گوگل]در شناسایی بلشویسم و ​​استالینیسم، بهترین خدمات ممکن را به ترمیدوریان ها ارائه می دهند و به همین ترتیب نقش واضح و واضح را بازی می کنند

13. How did people survive Stalinism?
[ترجمه ترگمان]چطور تونستن از \"Stalinism\" جون سالم به در ببرن؟
[ترجمه گوگل]چگونه مردم استالینیسم را زنده نگه داشتند؟

14. That is the logic of peaceful coexistence, that is the historical logic of Stalinism.
[ترجمه ترگمان]این منطق هم زیستی مسالمت آمیز و منطق تاریخی of است
[ترجمه گوگل]این منطق همزیستی مسالمت آمیز است، که منطق تاریخی استالینیسم است


کلمات دیگر: