کلمه جو
صفحه اصلی

stalked

انگلیسی به انگلیسی

• having a stalk, having a stem

جملات نمونه

1. he got up angrily and stalked out of the room
با خشم از جا برخاست و با قدم های بلند از اتاق خارج شد.

2. The lion stalked its prey through the long grass.
[ترجمه ترگمان]شیر طعمه خود را از میان علف ها بلند کرد
[ترجمه گوگل]شیر از طریق چمن طولانی شکار خود را از دست داد

3. She was stalked by a jilted ex-boyfriend.
[ترجمه ترگمان]اون با دوست پسر قبلیش رفت و آمد داشت
[ترجمه گوگل]او توسط یک دوست پسر سابق تسلیم شد

4. He stalked off in high dudgeon.
[ترجمه ترگمان]او با اوقات تلخی بسیار بیرون رفت و بیرون رفت
[ترجمه گوگل]او در خلبان بزرگ خلع سلاح کرد

5. She stalked off, leaving them all staring after her.
[ترجمه مهدی] او با آرامش آنها را ترک کرد در حالی که نگاه همه به او بود
[ترجمه ترگمان]او با قدم های بلند از اتاق بیرون رفت و همه را به او خیره کرد
[ترجمه گوگل]او خفه شد و همه آنها را بعد از او خندید

6. The gunmen stalked the building, looking for victims.
[ترجمه ترگمان]مردان مسلح به دنبال قربانیان وارد ساختمان شدند
[ترجمه گوگل]مردان مسلح ساختمان را دنبال کردند و به دنبال قربانیان بودند

7. He stalked his victim as she walked home, before attacking and robbing her.
[ترجمه ترگمان]قبل از حمله و دستبرد زدن به خانه، با گام های بلند به سوی خانه رفت
[ترجمه گوگل]او قبل از حمله به او و سرقت از او به خانه خود راه می رفت

8. He stalked off without a word.
[ترجمه ترگمان]بی آن که حرفی بزند با گام های بلند از اتاق بیرون رفت
[ترجمه گوگل]او بدون هیچ کلمه ای سرگردان شد

9. He stalked to the building.
[ترجمه ترگمان]با گام های بلند به سمت ساختمان رفت
[ترجمه گوگل]او به ساختمان پیاده شد

10. She was stalked by an obsessed fan.
[ترجمه ترگمان] اون با یه طرفدار وسواس آمیزی تعقیب می شد
[ترجمه گوگل]او توسط یک طرفدار وسواس دچار ضربه شد

11. He stalked angrily out of the room.
[ترجمه ترگمان]با عصبانیت از اتاق بیرون رفت
[ترجمه گوگل]او خشمگین از اتاق خارج شد

12. He has been stalked by the fear and the condemnation of his conscience.
[ترجمه ترگمان]او با ترس و محکومیت وجدانش به این سو و آن سو کشیده شده است
[ترجمه گوگل]او توسط ترس و محکومیت وجدانش به قتل رسیده است

13. The actress stalked out of a press conference when asked if she had a weight problem.
[ترجمه ترگمان]این هنرپیشه هنگامی که از او سوال شد که آیا مشکل وزن دارد، از یک کنفرانس خبری کناره گیری کرد
[ترجمه گوگل]بازیگر زن از یک کنفرانس مطبوعاتی خواسته بود که آیا او مشکل کمبود داشت

14. Yvonne turned and stalked out of the room in disgust.
[ترجمه ترگمان]ایوان برگشت و با تنفر از اتاق بیرون رفت
[ترجمه گوگل]یوونن بی رحم شد و از اتاق خارج شد

15. The scandal about his private life stalked the firm soon.
[ترجمه ترگمان]رسوایی زندگی خصوصی او به زودی به راه افتاد
[ترجمه گوگل]رسوایی در مورد زندگی خصوصی او به زودی به شرکت ادامه داد


کلمات دیگر: