کلمه جو
صفحه اصلی

standing army


(ارتش) کادر ثابت، ارتش منظم، قشون دائم، ارتش دائمی

انگلیسی به فارسی

ارتش دائمی


انگلیسی به انگلیسی

• regular army, permanent army

اسم ( noun )
• : تعریف: a nation's permanent army, maintained in peacetime as well as during war.

مترادف و متضاد

regular army


Synonyms: active forces, career soldiers, permanent army, professional army, professional soldiers, regulars


جملات نمونه

1. Israel has a relatively small standing army and its strength is based on its reserves.
[ترجمه ترگمان]اسرائیل یک ارتش ایستاده نسبتا کوچک دارد و نیروی آن براساس ذخایر آن است
[ترجمه گوگل]اسرائیل دارای یک ارتش نسبتا کوچک است و قدرت آن بر اساس ذخایر خود است

2. Success depended upon discovering ways to supply the standing army.
[ترجمه ترگمان]موفقیت بستگی به کشف راهی برای تامین ارتش ایستاده داشت
[ترجمه گوگل]موفقیت بستگی به کشف راه های ارائه ارتش دائمی داشت

3. With over a third of the standing army enrolled in the colonies, the situation became dangerous and Nicholas phased them out.
[ترجمه ترگمان]با بیش از یک سوم ارتش ایستاده در مستعمرات، وضعیت خطرناک شد و نیکلای آن ها را به مرحله تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]با بیش از یک سوم ارتش دائمی در مستعمرات ثبت نام کرد، وضعیت به خطر افتاد و نیکلاس آنها را از بین برد

4. Of about forty tracts on the standing army issue, only one was written by an identifiable Tory.
[ترجمه ترگمان]حدود چهل نشریه در مورد مساله اصلی ارتش، تنها یکی از آن ها توسط یک حزب محافظه کار شناخته می شد
[ترجمه گوگل]از حدود 40 مورد در شماره ارتش ایستاده، تنها یک مورد توسط Tory مشخص شده است

5. Armed forces: No standing army since 1868; citizens under 60 liable to military service in emergency.
[ترجمه ترگمان]نیروهای مسلح: هیچ ارتشی در حال حاضر از سال ۱۸۶۸؛ شهروندان زیر ۶۰ سال در شرایط اضطراری به خدمت سربازی نمی روند
[ترجمه گوگل]نیروهای مسلح از سال 1868 بدون ارتش دائمی؛ شهروندان زیر 60 ساله که در شرایط اضطراری به خدمت سربازی می پردازند

6. With no standing army the Crown did not require any equivalent military body.
[ترجمه ترگمان]در حالی که هیچ ارتشی ایستاده نبود، کراون دیگر به هیچ تن نظامی معادل هم احتیاج نداشت
[ترجمه گوگل]تاج بدون هیچ ارتش دائمی، هیچ نیروی نظامی مشابهی نیاز نداشت

7. The raising or keeping a standing army in time of peace is illegal.
[ترجمه ترگمان]افزایش یا حفظ ارتش دائمی در زمان صلح غیر قانونی است
[ترجمه گوگل]بالا بردن یا حفظ ارتش دائمی در زمان صلح غیرقانونی است

8. It has no standing army, no military assets.
[ترجمه ترگمان]ارتش در کار نیست، هیچ دارایی نظامی نداره
[ترجمه گوگل]این ارتش دائمی ندارد و هیچ دارایی نظامی ندارد

9. You aren't advertising to a standing army; you are advertising to a moving parade.
[ترجمه ترگمان]شما با یک ارتش برجسته تبلیغ نمی کنید؛ شما در حال تبلیغ برای رژه رفتن هستید
[ترجمه گوگل]شما به یک ارتش دائمی تبلیغ نمی کنید؛ شما به یک رژه در حال حرکت تبلیغ می کنید

10. The case for following the Western example of reducing the costly standing army by building a reserve of trained men became incontrovertible.
[ترجمه ترگمان]برای مثال دنبال کردن نمونه غربی از کاهش نیروی نظامی پر هزینه با ساختن ذخیره ای از افراد آموزش دیده به امری مسلم تبدیل شد
[ترجمه گوگل]مورد برای پیروی از مثال غربی از کاهش ارتش دائمی هزینه با ساختن ذخایر مردان آموزش دیده غیر قابل انکار بود

11. In the first place, the creation of a regular standing army marked a qualitative change in the authority of the monarchy.
[ترجمه ترگمان]در وهله اول، ایجاد یک ارتش دائمی، نشان دهنده تغییر کیفی در قدرت سلطنت بود
[ترجمه گوگل]در درجه اول، ایجاد یک ارتش منظم ایستاده، یک تغییر کیفی در اقتدار سلطنت را نشان داد

12. The delegates wanted both a stable militia and a stable national standing army, providing the states could prevent uninvited national interference.
[ترجمه ترگمان]این هیات ها هم خواهان یک شبه نظامیان ثابت و یک ارتش دائمی ملی بودند که به این کشورها می توانست از دخالت ناخواسته ملی جلوگیری کند
[ترجمه گوگل]نمایندگان خواستار شبه نظامی با ثبات و یک ارتش پایدار ملی بودند که دولت ها می توانند از دخالت های ناخواسته ملی جلوگیری کنند

13. A good mix of units is necessary, since your opponents will usually a standing army.
[ترجمه ترگمان]یک ترکیب خوب از واحدها ضروری است، زیرا رقبای شما معمولا یک ارتش ایستاده خواهند بود
[ترجمه گوگل]ترکیب خوبی از واحدها ضروری است، زیرا مخالفان شما معمولا یک ارتش دائمی هستند

14. King of Sweden (1523-1560) who established Lutheranism as the state religion, proposed the hereditary succession of the throne, and established a standing army and navy.
[ترجمه ترگمان]پادشاه سوئد ()که آیین لوتری را به عنوان مذهب رسمی بنیان نهاد، جانشینی موروثی را پیشنهاد کرد، و ارتش و نیروی دریایی ایستاده را تاسیس کرد
[ترجمه گوگل]پادشاه سوئد (1560-1523) که لوران را به عنوان دین دولتی تاسیس کرد، جانشینی ارثی تخت سلطنت را پیشنهاد کرد و یک ارتش و نیروی دریایی را به وجود آورد


کلمات دیگر: