کلمه جو
صفحه اصلی

additions

انگلیسی به فارسی

اضافات، اضافه، جمع، افزایش، ضمیمه، سرک، لقب، متمماسم، اسم اضافی، ترکیب چند ماده با هم


پیشنهاد کاربران

عناوین، افزودنی ها، اضافات، ملحقات، مضافات، ضمایم، منضمات، لواحق، موارد افزوده شده

Sao Paulo now has such creative additions to its economy = سائوپائولو اکنون چنین خلاقیت هایی به اقتصادش افزوده شده است

اضافات ، موارد افزوده شده

Additions to the tolerance= تلرانس های اضافه شده


کلمات دیگر: