همزمان، هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، مخفف کردن، غش کردن، غشی شدن، حالت غش یا سنکوپ پیدا کردن
syncopated
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• if a piece of music is syncopated, the weak beats in the bar are stressed instead of the strong beats.
جملات نمونه
1. Some spirituals are based on syncopated rhythms.
[ترجمه ترگمان]برخی از spirituals بر روی ریتم های syncopated قرار دارند
[ترجمه گوگل]بعضی از روحانیان بر اساس ریتم های همخوانی هستند
[ترجمه گوگل]بعضی از روحانیان بر اساس ریتم های همخوانی هستند
2. They published several of my novels which were syncopated by them.
[ترجمه ترگمان]چند تا از رمان های من را منتشر کردند که در کنار آن ها نوشته شده بود
[ترجمه گوگل]آنها چندین رمان من را منتشر کردند که توسط آنها همخوانی داشتند
[ترجمه گوگل]آنها چندین رمان من را منتشر کردند که توسط آنها همخوانی داشتند
3. The song has a syncopated rhythm in the jazz version.
[ترجمه ترگمان]آهنگ در سبک جاز ریتم syncopated دارد
[ترجمه گوگل]این آهنگ در نسخه جاز ریتم syncopated دارد
[ترجمه گوگل]این آهنگ در نسخه جاز ریتم syncopated دارد
4. Something in the syncopated rhythmic movement of their two stroking hands stopped him though.
[ترجمه ترگمان]با این حال، چیزی در جنبش موزون دو دست او را متوقف ساخت
[ترجمه گوگل]هرچند که در حرکات هماهنگی حرکتی دست دو دست خود را متوقف کرد
[ترجمه گوگل]هرچند که در حرکات هماهنگی حرکتی دست دو دست خود را متوقف کرد
5. The next example is the catchy syncopated intro riff taken from the single Teaser.
[ترجمه ترگمان]مثال بعدی is catchy intro است که از تک teaser گرفته شده است
[ترجمه گوگل]مثال بعدی این است که از یک تیزر مجزا گرفته شده است
[ترجمه گوگل]مثال بعدی این است که از یک تیزر مجزا گرفته شده است
6. Rich syncopated sound, cool, playful.
[ترجمه ترگمان]ریچ syncopated، خونسرد، سرزنده و بازیگوش است
[ترجمه گوگل]صدای موسیقی همگام شده، خنک و شاداب
[ترجمه گوگل]صدای موسیقی همگام شده، خنک و شاداب
7. Tap dancing involves the production of syncopated sounds by the dancer's feet.
[ترجمه ترگمان]رقص شیر شامل تولید صداهای syncopated از پاهای رقصنده است
[ترجمه گوگل]رقص شیر شامل تولید صداهای کنکورد شده توسط پا رقصنده می شود
[ترجمه گوگل]رقص شیر شامل تولید صداهای کنکورد شده توسط پا رقصنده می شود
8. The contrabass, too, in its syncopated, jazz-style solo, explores a higher altitude than is normal in Old Music, but this bass riff does not change a note of the original.
[ترجمه ترگمان]The نیز به تنهایی در موسیقی جاز و سبک جاز، ارتفاع بیشتری نسبت به حالت عادی در موسیقی قدیم به خود اختصاص می دهد، اما این riff باس آهنگ اصلی را تغییر نمی دهد
[ترجمه گوگل]این کنسسا نیز در انوشیای انکوکوتیک، به سبک جاز، ارتفاع بالاتری را در موسیقی قدیم مورد بررسی قرار می دهد، اما این ریف باس یادداشت اصلی را تغییر نمی دهد
[ترجمه گوگل]این کنسسا نیز در انوشیای انکوکوتیک، به سبک جاز، ارتفاع بالاتری را در موسیقی قدیم مورد بررسی قرار می دهد، اما این ریف باس یادداشت اصلی را تغییر نمی دهد
9. This work employs a syncopated rhythm with a strong driving force.
[ترجمه ترگمان]این کار از یک ریتم syncopated با نیروی محرک قوی استفاده می کند
[ترجمه گوگل]این کار یک ریتم syncopated با نیروی محرک قوی استفاده می کند
[ترجمه گوگل]این کار یک ریتم syncopated با نیروی محرک قوی استفاده می کند
10. The city's manners were too fast, its rhythm too syncopated.
[ترجمه ترگمان]رفتار شهر خیلی سریع بود، ریتم آن خیلی سریع بود
[ترجمه گوگل]رفتار شهر خیلی سریع بود، ریتم آن هماهنگ بود
[ترجمه گوگل]رفتار شهر خیلی سریع بود، ریتم آن هماهنگ بود
11. A kind of music developed by Black Americans that combines blues and jazz, characterized by a strong backbeat and repeated variations on syncopated instrumental phrases.
[ترجمه ترگمان]نوعی موسیقی که توسط آمریکایی های سیاه پوست تولید می شود، سبک بلوز و جاز را ترکیب می کند، که با تغییر قوی و تغییرات مکرر در عبارت های ابزاری syncopated شناخته می شود
[ترجمه گوگل]نوعی از موسیقی که توسط آمریکایی های سیاه ساخته شده است که ترکیبی از بلوز و جاز است، که دارای پشتوانه قوی و تغییرات تکراری بر عبارات ابزار ترکیبی است
[ترجمه گوگل]نوعی از موسیقی که توسط آمریکایی های سیاه ساخته شده است که ترکیبی از بلوز و جاز است، که دارای پشتوانه قوی و تغییرات تکراری بر عبارات ابزار ترکیبی است
12. The jet - black cube was vested in flickering red lights, which syncopated as the machine thought.
[ترجمه ترگمان]قالب سیاه با نوره ای سرخ سوسو می زد، که همچنان که دستگاه فکر می کرد، syncopated به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]جت - مکعب سیاه به چراغ قرمز سوسو زده بود، که به عنوان ماشین فکر همکاری کرد
[ترجمه گوگل]جت - مکعب سیاه به چراغ قرمز سوسو زده بود، که به عنوان ماشین فکر همکاری کرد
13. It's very fast, it's exciting, and most importantly, it's syncopated.
[ترجمه ترگمان]خیلی تند است، هیجان انگیزه و مهم تر از همه، این syncopated است
[ترجمه گوگل]این بسیار سریع است، هیجان انگیز است، و مهمتر از همه، آن هماهنگ است
[ترجمه گوگل]این بسیار سریع است، هیجان انگیز است، و مهمتر از همه، آن هماهنگ است
14. The dialogue is stilted, terse and bare, like the syncopated sparks of sharpening knives.
[ترجمه ترگمان]این گفتگو با stilted، خشک و لخت است، مانند جرقه های syncopated تیز کردن چاقو
[ترجمه گوگل]این گفت و گو ساده و مختصر و لخت است، مانند جرقه های هم انباشته از چاقو های تیز
[ترجمه گوگل]این گفت و گو ساده و مختصر و لخت است، مانند جرقه های هم انباشته از چاقو های تیز
پیشنهاد کاربران
در موسیقی به معنای تاکید بر روی ضربهای ضعیف هست
سنکُپ ( در موسیقی )
syncopated ( موسیقی )
واژه مصوب: سکتهدار
تعریف: جمله، عبارت، انگاره، تم یا قطعهای که در آن جابهجایی تأکیدات ضرب ها صورت گرفته است
واژه مصوب: سکتهدار
تعریف: جمله، عبارت، انگاره، تم یا قطعهای که در آن جابهجایی تأکیدات ضرب ها صورت گرفته است
کلمات دیگر: