کلمه جو
صفحه اصلی

spleen


معنی : جسارت، طحال، سپرز، اسپرز
معانی دیگر : (کالبدشناسی) سپرز، غرض، بدخواهی، بدخلقی، بدعنقی، کج خلقی، (قدیمی) اندوه، دلمردگی، خشمناک کردن

انگلیسی به فارسی

(کالبدشناسی) طحال، اسپرز، جسارت، خشمناک کردن


طحال، سپرز، اسپرز، جسارت


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: spleenish (adj.)
(1) تعریف: a ductless organ on the left side near the stomach, which filters and stores blood, destroys certain worn-out red blood cells, and produces certain white blood cells of the immune system.

(2) تعریف: this organ regarded as the source of certain emotions or characteristic moods, esp. ill temper and spite.

- a person full of spleen
[ترجمه GB] شخصی پر از تلخی
[ترجمه ترگمان] شخصی پر از طحال
[ترجمه گوگل] یک فرد پر از طحال

• organ which is located near the stomach and which filters and stores blood and produces white blood cells and destroys old red blood cells; bad temper, peevishness, spite; melancholy (archaic)
your spleen is an organ near your stomach. it controls the quality of the blood.
spleen is violent and spiteful anger; a literary use.

مترادف و متضاد

جسارت (اسم)
impertinence, venture, insolence, animosity, audacity, temerity, effrontery, presumption, hardihood, spleen

طحال (اسم)
milt, spleen

سپرز (اسم)
milt, spleen

اسپرز (اسم)
milt, spleen

جملات نمونه

1. an enlarged palpable spleen
طحال بزرگ شده و ملموس

2. Symptoms of the disease include an enlarged spleen or liver.
[ترجمه ترگمان]علایم این بیماری شامل طحال یا کبد بزرگ است
[ترجمه گوگل]علائم این بیماری شامل طحال و کبد بزرگ است

3. He vented his spleen on the assembled crowd.
[ترجمه ترگمان]He را در میان جمعیت خالی کرد
[ترجمه گوگل]او طحال خود را بر روی جمعیت جمع شده بیرون ریخت

4. Please don't shout - there's no need to vent your frustration/anger/rage/spleen on me.
[ترجمه ترگمان]لطفا فریاد نکنید - نیازی نیست که عصبانیت \/ عصبانیت \/ خشم خود را بر روی من خالی کنید
[ترجمه گوگل]لطفا فریاد نزنید - نیازی به خنثی کردن / خشم / خشم / طحال در من نیست

5. Paul Fussell's latest book vents his spleen against everything he hates about his country.
[ترجمه ترگمان]آخرین کتاب پل Fussell، spleen را در برابر هر چیزی که از کشورش بدش می آید باز می کند
[ترجمه گوگل]آخرین کتاب پل فلسن طحال خود را در برابر همه چیزهایی که از کشورش متنفر است، میبیند

6. We pour another glass and vent our spleen on drug barons and dope fiends.
[ترجمه ترگمان]ما یه لیوان دیگه می ریزیم و spleen رو روی بارن و dope خالی می کنیم
[ترجمه گوگل]ما یک لیوان دیگر را می ریختیم و طحال ما را در بارون های مواد مخدر و جادوگران دود می زدیم

7. I feel much better now I've vented my spleen on this subject.
[ترجمه ترگمان]حالا احساس بهتری دارم که spleen را به این موضوع خالی کردم
[ترجمه گوگل]من احساس می کنم خیلی بهتر است در حال حاضر من طحال من در این موضوع vented

8. There's evidence of splenomegaly, enlargement of the spleen, and of the liver.
[ترجمه ترگمان]شواهدی از splenomegaly و بزرگ کردن طحال و کبد وجود دارد
[ترجمه گوگل]شواهدی از اسپلنومگالی، بزرگ شدن طحال و کبد وجود دارد

9. Ribs broken and ruptured spleen. Right arm, compound spiral fractures or radius and ulna.
[ترجمه ترگمان]گوشتی شکسته و spleen پاره شده دست راست، شکستگی مارپیچی، زند زیرین و زند زیرین
[ترجمه گوگل]رگه شکسته و طحال شکسته بازو راست، شکستگی مارپیچ مرکب یا شعاع و النای

10. Platelets are removed from the circulation in the spleen and liver.
[ترجمه ترگمان]Platelets از جریان خون در کبد و کبد خارج می شوند
[ترجمه گوگل]پلاکت ها از گردش خون در طحال و کبد حذف می شوند

11. Objective To protect normal spleen during gastrectomy.
[ترجمه ترگمان]هدف حفاظت از طحال طبیعی در دوران gastrectomy
[ترجمه گوگل]هدف حفاظت از طحال طبیعی در هنگام گاسترکتومی

12. Disharmony between the Liver and Spleen causes irritability along with abdominal distension and pain.
[ترجمه ترگمان]بین کبد و طحال بزرگ، باعث عصبانی شدن و درد شکمی و درد می شود
[ترجمه گوگل]ناسازگاری بین کبد و اسکلن موجب تحریک پذیری همراه با تنگی نفس و درد می شود

13. Capillary accords with spleen on function, so it is owned by spleen in viscera - state.
[ترجمه ترگمان]Capillary با طحال بر سر کار به توافق می رسند، بنابراین به وسیله طحال در وضعیت جسمی قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]کپیکال با تلخ بر روی عملکرد عمل می کند، به طوری که آن متعلق به طحال در بین گونه ها است - دولت

14. Objective To study pathomorphologic characteristics of spleen Gaucher's disease to provide more information for clinical diagnosis.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه ویژگی های pathomorphologic بیماری طحال، فراهم کردن اطلاعات بیشتر برای تشخیص بالینی است
[ترجمه گوگل]هدف مطالعه خواص پاتوژنزاسیون بیماری طحال گاوچر برای ارائه اطلاعات بیشتر برای تشخیص بالینی

15. Obviously you're annoyed, but that doesn't give you the right to vent your spleen on me .
[ترجمه ترگمان]واضحه که تو ناراحتی، اما این حق تو نیست که spleen رو به من خالی کنی
[ترجمه گوگل]بدیهی است که شما مزاحم هستید، اما این حق شما را نمیدهد که طلای خود را بر من ببندد

پیشنهاد کاربران

طحال ؛ خشم

# The spleen is near the stomach
# a person full of spleen
# There's no need to vent your spleen on me


کلمات دیگر: