(عامیانه) مناسب، مستعد
cut out for
(عامیانه) مناسب، مستعد
پیشنهاد کاربران
ساخته شدن برای. . .
دنیا آمدن برای. . .
دنیا آمدن برای. . .
بدرد چیزی خوردن، به کاری آمدن
He's not cut out for teaching.
He's not cut out to be a teacher.
He's not cut out for teaching.
He's not cut out to be a teacher.
If you are cut for it
اگه از لحاظ توانمندی آماده باشی؟
اگه از لحاظ توانمندی آماده باشی؟
از نظر توانمندی برای کاری ساخته شدن ( مناسب بودن برای کاری )
کلمات دیگر: