کلمه جو
صفحه اصلی

square away


1- (به ویژه در مشت زنی) گارد گرفتن، حالت دفاعی گرفتن 2- بادبان ها را جوری تنظیم کردن که کشتی در جهت باد حرکت کند، سروسامان دادن به، دردسترس قرار دادن

انگلیسی به فارسی

سروسامان دادن به، دردسترس قرار دادن


مربع دور، سروسامان دادن به، در دسترس قرار دادن


انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to put in order; arrange properly.

- We must have all our affairs squared away before we leave on vacation.
[ترجمه ترگمان] باید قبل از رفتن به تعطیلات همه کارها را روبه راه کنیم
[ترجمه گوگل] قبل از رفتن به تعطیلات، ما باید تمام امور خود را دور بریزیم

• set the sails into the wind, unfurl sails

مترادف و متضاد

settle a situation


Synonyms: make good, make right, rectify, set straight, straighten


جملات نمونه

1. Get your work squared away before you leave.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه بری کارت رو درست انجام بده
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه ترک کنید، کار خود را به صورت مربع دور کنید

2. I am squaring away to face dangers.
[ترجمه ترگمان]من کنار خطر هستم تا با خطر روبرو شوم
[ترجمه گوگل]من به زودی به خطر می اندیشم

3. He got everything squared away to Europe.
[ترجمه ترگمان]او همه چیز به توان خود را به اروپا رساند
[ترجمه گوگل]او همه چیز را به اروپا تقسیم کرد

4. He squared away to a spanking wind.
[ترجمه ترگمان] اون با یه باد در کونش راست میشه
[ترجمه گوگل]او به طرف باد میچرخد

5. The living room was squared away for the guests.
[ترجمه ترگمان]اتاق نشیمن برای میهمانان آماده بود
[ترجمه گوگل]اتاق نشیمن برای مهمانان در کنار هم قرار گرفته است

6. The two boxers squared away.
[ترجمه ترگمان]دو مشتزن به سرعت دور شدند
[ترجمه گوگل]دو بوکسور در کنار یکدیگر قرار دارند

7. Everything seems squared away, she thinks.
[ترجمه ترگمان]فکر می کند همه چیز درست شده است
[ترجمه گوگل]او فکر می کند همه چیز به نظر می رسد

8. He scrubbed the brightwork in the head, squared away his area, made up his rack.
[ترجمه ترگمان]او the را که در سر داشت پاک کرد، area را دور زد و قفسه خود را درست کرد
[ترجمه گوگل]او روشنفکر را در سرش گذاشت، مربع دور منطقه اش بود، قفسه ی خود را ساخت

9. I need to make sure that I square away my debt before I leave the country.
[ترجمه ترگمان]باید مطمئن بشم که قبل از اینکه کشور رو ترک کنم بدهی هام رو دور کنم
[ترجمه گوگل]من باید اطمینان داشته باشم که قبل از ترک کشور، بدهی هایم را بدهم

10. The captain ordered the crew to square away and sail before the wind.
[ترجمه ترگمان]ناخدا به ملاحان دستور داد که قبل از باد بادبان بزنند و بادبان بزنند
[ترجمه گوگل]کاپیتان دستور داد که خدمه به میدان برسد و قبل از باد بروی

11. We must square away before the professor comes and gives us a lecture.
[ترجمه ترگمان]قبل از این که استاد بیاید و یک سخنرانی به ما بدهد، باید از اینجا برویم
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه پروفسور می آید و باید یک سخنرانی را به ما بگوید، باید پیش برویم

12. Before leaving your rooms, please square away your room and lock your and door.
[ترجمه ترگمان]قبل از آنکه اتاق شما را ترک کنم، لطفا اتاق خود را دور کنید و در و your را قفل کنید
[ترجمه گوگل]قبل از خروج از اتاق خود، لطفا مربع اتاق خود را انتخاب کنید و قفل خود و درب

13. I need to call Jessica today to square away the plans for our date tomorrow night.
[ترجمه ترگمان]من باید امروز به جسیکا زنگ بزنم تا برنامه our رو فردا شب عوض کنم
[ترجمه گوگل]من باید امروز جسیکا را فراخوانی کنم تا فردا شب برنامه های خود را در اختیار شما قرار دهیم

14. Our captain ordered us to square away and sail before the wind.
[ترجمه ترگمان]ناخدای ما به ما دستور داد که در مقابل باد حرکت کنیم و بادبان بکشیم
[ترجمه گوگل]کاپیتان ما دستور داد ما را به میدان برسانیم و قبل از باد بجنگیم

پیشنهاد کاربران

جفت و جور شدن

سر و سامان دادن به چیزی

ردیف کردن


کلمات دیگر: