کلمه جو
صفحه اصلی

superimposed

جملات نمونه

1. habits which have been superimposed on other habits
عاداتی که بر عادات دیگر منطبق شده اند

پیشنهاد کاربران

اصل جمع تثار قوا

اضافی

منطبق شده، روی دیگری قرار گرفته.

رودخانه های جدید اضافه شونده: به رودخانه هایی گفته می شود که از آخرین پدیده ی تکتونیکی روی داده در منطقه جوانتر باشد و تحت تاثیر گسل یا ناپیوستگی نباشد.

هم پوشان

مونتاژ شدن

منطبق بودن. تطابق داشتن

سوار شدن/کردن برچیزی. ( اصطلاحا )


کلمات دیگر: