مسئولیت چیزی بعهده داشتن
down to
پیشنهاد کاربران
در حدِ. . .
Depends on
وابسته به
به دلیل وجود چیزی
بردن
تقصیر کسی بودن، مربوط به کسی بودن
تا، تا وقتی که
ناشی از، مرتبط با، در رابطه/ارتباط با، مربوط به، پیامدِ، نتیجه ی، منتج از، برآمده از، برخاسته از، برگرفته از، به علت، به سبب، به موجب، بر اثرِ، ماحصلِ
به سمت
برای تاکیددر شمول و دربرگیری حتی جزئی ترین و ناچیز ترین ها
Amalie was dressed completely in black, right down to black lipstick and a black earring.
Amalie was dressed completely in black, right down to black lipstick and a black earring.
کلمات دیگر: