کلمه جو
صفحه اصلی

strike up


معنی : نواختن، نواخته شدن
معانی دیگر : 1- (آواز یا مکالمه یا بازی و غیره) آغاز کردن، شروع کردن 2- نقش برجسته (به چیزی)، نواخته شدن سازوغیره

انگلیسی به فارسی

نواخته شدن (سازوغیره)، نواختن


اعتصاب کنید، نواخته شدن، نواختن


انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to begin or cause to begin (the playing of a piece of music, or an acquaintanceship or conversation, or the like).
مشابه: begin, initiate

مترادف و متضاد

نواختن (فعل)
execute, play, sound, strike up

نواخته شدن (فعل)
strike up

جملات نمونه

1. He would often strike up conversations with complete strangers.
[ترجمه ترگمان]اغلب با غریبه ها حرف می زد
[ترجمه گوگل]او اغلب مکالمات را با غریبه ها کامل می کند

2. It can be difficult to strike up a conversation with a complete stranger.
[ترجمه ساحل] ممکن است در مباحثه با غریبه دچار سختی بشوی
[ترجمه ترگمان]خیلی سخته که با یه غریبه حرف بزنی
[ترجمه گوگل]با یک غریبه کاملا آشنا میشویم

3. We heard a band strike up in the park.
[ترجمه ترگمان] صدای یه گروه موسیقی توی پارک شنیدیم
[ترجمه گوگل]ما یک باند اعتصاب در پارک شنیدیم

4. I was keen to strike up a conversation with him.
[ترجمه ترگمان]من مشتاق بودم که با او صحبت کنم
[ترجمه گوگل]من مشتاق گفتگو با او بودم

5. Others prefer to strike up a conversation with table mates.
[ترجمه ترگمان]دیگران ترجیح می دهند با سر میز گفتگو کنند
[ترجمه گوگل]دیگران ترجیح می دهند تا یک مکالمه را با همتایان جدول وارد کنند

6. Demonstrators will attempt to surround the police, strike up conversations and present them with letters.
[ترجمه ترگمان]تظاهر کنندگان تلاش خواهند کرد تا پلیس را محاصره کنند، گفتگوها را آغاز کنند و آن ها را با نامه حاضر کنند
[ترجمه گوگل]تظاهرکنندگان تلاش خواهند کرد تا پلیس را محاصره کنند، گفتگوها را متوقف کنند و نامه های خود را ارائه دهند

7. Peggy and James strike up a friendship.
[ترجمه ترگمان]پگی و جیمز با یکدیگر دوستی برقرار می کنند
[ترجمه گوگل]پگی و جیمز یک دوستی را دوست دارند

8. I, of course, had no choice but to strike up a conversation with the girl who sat next to me.
[ترجمه ترگمان]البته من چاره ای نداشتم جز اینکه با دختری که کنار من نشسته بود صحبت کنم
[ترجمه گوگل]من، البته، هیچ انتخابی نداشتم، بلکه گفتگو با دخترانی را که کنار من نشسته بودند، تصرف کردند

9. I hope you will strike up a lasting friendship.
[ترجمه ترگمان]امیدوارم که تو به دوستی ابدی دست بزنی
[ترجمه گوگل]امیدوارم که شما یک دوستی پایدار را آغاز کنید

10. Strike up a normal conversation with the person without flirting.
[ترجمه ترگمان]یه گفتگوی معمولی با یه نفر بدون لاس زدن
[ترجمه گوگل]یک مکالمه عادی با شخص را بدون فریب دادن بیابید

11. It did not take the boy long to strike up acquaintances in his new school.
[ترجمه ترگمان]طولی نکشید که پسرک در مدرسه جدیدش آشنایان زیادی به دست آورد
[ترجمه گوگل]این پسر طولانی برای اعتصاب کردن آشنایان در مدرسه جدید خود را ندارد

12. She is coming ! Strike up, Beth!
[ترجمه ترگمان]او دارد می آید! TGMN_EM\" بیا بالا، \" بث
[ترجمه گوگل]داره میاد ! بت رو بکش

13. Strike up the band and make fireflies dance.
[ترجمه ترگمان]ضربه زدن به گروه و رقص fireflies
[ترجمه گوگل]گروه را بزنید و رقص کرم شب تاب را بسازید

14. Please strike up a dent in the medal ( of a fender ).
[ترجمه ترگمان]لطفا یک فرورفتگی در مدال (یک پیش بخاری)را بردارید
[ترجمه گوگل]لطفا یک مدال در مدال (یک قاتل) را وارد کنید

15. The band will strike up their first song in a few minutes.
[ترجمه ترگمان]گروه در عرض چند دقیقه اولین آهنگ خود را اعلام خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این گروه اولین آهنگ خود را در عرض چند دقیقه اعتصاب خواهد کرد

پیشنهاد کاربران

Start
Example : strike up a friendship

برقراری
آغاز
مثلا strike up a friend ship
برقراری رابطه یا دوستی


آواز خواندن، دعوت به آواز خواندن

شروع کردن ( دوستی , مکالمه )

# We struck up a friendship
# She�struck�up�a�relationship�with�a man
# I struck up an interesting conversation with him
# It can be difficult to strike up a conversation with a stranger


کلمات دیگر: