کلمه جو
صفحه اصلی

squeeze through


(عامیانه) با اشکال یا امتیاز بسیار کم قبول شدن یا برنده شدن یا عبور کردن

جملات نمونه

1. He managed to squeeze through the crowd at last.
[ترجمه ترگمان]سرانجام موفق شد از میان جمعیت بگذرد
[ترجمه گوگل]او موفق شد از طریق جمعیت در آخرین

2. I managed to squeeze through a gap in the hedge.
[ترجمه ترگمان]موفق شدم از شکاف در پرچین رد شوم
[ترجمه گوگل]من توانستم از طریق یک شکاف در حیاط را فشار دهم

3. And even more amazing that he can still squeeze through chimneys and central heating air vents in tower blocks.
[ترجمه ترگمان]و حتی شگفت انگیزتر این است که او هنوز می تواند از طریق دودکش و دریچه های هوا گرم در بلوک های برج فشار وارد کند
[ترجمه گوگل]و حتی بیشتر شگفت انگیز است که او هنوز هم می تواند از طریق دودکش ها و تهویه هوای مرکزی در بلوک های برج فشار

4. Freddie managed to squeeze through a gap in the fence and run away.
[ترجمه ترگمان]فردی سعی کرد از شکاف پرچین فاصله بگیرد و فرار کند
[ترجمه گوگل]فردی توانست از طریق یک شکاف در حصار فشرده شود و فرار کند

5. She used to squeeze through the fence and bring me her bones.
[ترجمه ترگمان]او عادت داشت از حصار عبور کند و استخوان های او را برایم بیاورد
[ترجمه گوگل]او از طریق حصار فشرد و استخوانهایش را به من داد

6. A 70 - pound octopus can squeeze through a hole as small as a dollar coin.
[ترجمه ترگمان]یک هشت پا ۷۰ پوندی می تواند از طریق یک حفره به کوچکی یک سکه طلا فشار وارد کند
[ترجمه گوگل]هشت پا در حدود 70 پوند می تواند از طریق یک سوراخ به اندازه یک سکه نقره ای فرو ریزد

7. A group of people were trying to squeeze through the narrow corridor.
[ترجمه ترگمان]گروهی از مردم سعی می کردند از راهروی باریک عبور کنند
[ترجمه گوگل]یک گروه از مردم سعی داشتند از طریق راهروی باریک فشرده شوند

8. There was just enough room for me to squeeze through.
[ترجمه ترگمان]فقط برای من اتاق کافی بود تا از آن رد شوم
[ترجمه گوگل]فقط به اندازه کافی اتاق بود که بتوانم از آن عبور کنم

9. Often divers would squeeze through openings in the gun turrets.
[ترجمه ترگمان]اغلب غواصان از میان openings که در the اسلحه عبور می کردند، عبور می کردند
[ترجمه گوگل]اغلب غواصان از طریق سوراخ ها در برج های اسلحه فشرده می شوند

10. Everyone was trying to squeeze through a narrow door.
[ترجمه ترگمان]همه سعی می کردند از در باریکی خارج شوند
[ترجمه گوگل]همه سعی کردند از طریق یک درب باریک فشرده شوند

11. He had to go on all fours to squeeze through the opening.
[ترجمه ترگمان]او مجبور بود چهار دست و پا راه برود تا از در باز شود
[ترجمه گوگل]او مجبور شد بر روی هر چهار سوراخ قرار بگیرد تا از طریق باز کردن فشرده شود

12. OK, son, squeeze through.
[ترجمه ترگمان]بسیار خوب، پسرم، تو را فشار بده
[ترجمه گوگل]خوب، پسر، از طریق فشار

13. You can squeeze through sideways.
[ترجمه ترگمان] میتونی از پهلو بهش فشار بیاری
[ترجمه گوگل]شما می توانید از طریق سمت چپ فشار دهید

14. Many break-ins are carried out by youngsters who can squeeze through tiny windows.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از دستبرد زدن توسط جوانانی که می توانند از پنجره های کوچک عبور کنند، انجام می شود
[ترجمه گوگل]بسیاری از انفجارها توسط جوانانی انجام می شود که می توانند از طریق پنجره های کوچک فشرده شوند

15. Twenty years ago this road was overgrowing with alders, but you could still squeeze through.
[ترجمه ترگمان]بیست سال پیش این جاده تو هم سه سال پیش بود، اما تو هنوز هم می تونستی رد به شی
[ترجمه گوگل]بیست سال پیش این جاده با هلی کوپتر پر شده بود، اما هنوز هم می توانید از آن عبور کنید

پیشنهاد کاربران

اصطلاح:
1 - از جای باریک عبور کردن
2 - به سختی قبو ل شدن، عبور کردن

https://idioms. thefreedictionary. com/squeeze through


کلمات دیگر: